دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید - میم موزیک - دانلود آهنگ ایرانی, دانلود آهنگ شاد, دانلود آهنگ جدید

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷


با حضور عبدالجبار کاکایی، مونا برزویی، علیرضا بدیع، ترانه مکرم، امید صباغ‌نو و علی کمارجی

اکران ویژه مستند «برسد به دست آقای بنان» ۲۹ تیر در خانه هنرمندان برگزار می‌شود

موسیقی ما – اکران ویژه مستند «برسد به دست آقای بنان» با حضور عبدالجبار کاکایی، مونا برزویی، علیرضا بدیع، ترانه مکرم، امید صباغ‌نو و علی کمارجی جمعه ۲۹ تیر ساعت ۱۸:۴۵ در خانه هنرمندان تهران برگزار می‌شود.

«برسد به دست آقای بنان» مستندی ۸۷ دقیقه‌ای است که در آن زندگی شخصی و هنری غلامحسین بنان، به واسطه نامه‌ای که به او نوشته می‌شود، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این مستند افرادی مانند پریدخت‌آور (همسر بنان)، هومن صدر (پسرخوانده بنان)، کاوه دیلمی (از شاگردان بنان)، ایرج خواجه امیری، مزدا انصاری و حریرشریعت‌زاده حضور دارند.

عوامل مستند «برسد به دست آقای بنان» عبارتند از: کارگردان، تهیه‌کننده و تدوینگر: زهره محقق، مشاور کارگردان: لقمان یداللهی، مدیر تصویربرداری: سید محمود موسوی، صدابردار: احسان حیدری، عکاس: زنده‌یاد نیلوفر حسنی، طراح کاور و پوستر: صبا جعفری، مریم ساربان‌ها، مشاور رسانه‌ای: سعیده الله‌دادی.

مستند «برسد به دست آقای بنان» از ۲۶ اردیبهشت در گروه «هنر و تجربه» اکران شده است.

رنجِ پُرستایش یک آهنگسازِ جان‌سخت

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷


آلبوم «سُرنا» اثر رضا والی به همراه پارتیتورهایش توسط «خانه هنر خرد» منتشر شد

موسیقی ما – روز گذشته جشن انتشار دو اثر از پروژه‌های موسیقایی «خانه هنر خرد» در حالی برگزار شد که آهنگساز این اثر سال‌ها است که از ایران به امریکا مهاجرت کرده است.
 
به گزارش «موسیقی ما»، علی صمدپور در ادامه‌ی فعالیت‌های خاص‌اش در حوزه‌ی نشر، اثری از آهنگ‌سازی را منتشر کرد که اگرچه هنرمند مهمی است اما در وطنش کمتر دیده و شنیده شده است. شاید به همین خاطر است که «رضا والی» در پیام ویدئویی‌ای که برای انتشار «سُرنا» فرستاده بود، از او تشکر و تأکید کرد که‌ از همان ابتدای کار با دقت، جدیت و حسن‌نیت تمام برای انتشار این پروژه زحمت کشیده است.
 
«رضا والی» هنرمندی مهاجر است. او سال‌ها است که به امریکا رفته و برخلاف بسیاری دیگر از هنرمندان، زندگی دوگانه‌ای برای خود ترسیم نکرده و در همان کشور ماندگار شده و از همین روی هم در ایران کمتر شناخته شده است. او در «سرنا» تلاش کرده تا دریافت‌هایش از موسیقی ایران را به شکلی نوین با موسیقی‌ای که در آن تخصص دارد، یعنی موسیقی کلاسیک غربی پیوند زند و شمایلی امروزی به آن ببخشد.
 
از همان روزگارِ ظهور آهنگ‌سازانی بر اساس موسیقی کلاسیکی غرب، می‌توان این تلاش را مشاهده کرد که شاید اولین‌اش، «غلامحسین مین‌باشیان» بوده باشد که بر اساس دستگاه ماهور یک فانتزی برای پیانو نوشت و در روسیه چاپ شد. «پرویز محمود» با الهام از ترانه‌های کُردی یک «کنسرتو ویولن» نوشت و این اتفاق در آثار هنرمندانی چون روح‌الله خالقی، امانوئل ملیک‌اصلانیان، حسین ناصحی، هوشنگ استوار، ثمین باغچه‌بان، مرتضی حنانه، محمد تقی مسعودیه، حسین دهلوی، هوشنگ کامکار، هرمز فرهت، احمد پژمان و دیگران هم ظهور و بروز کرد که هر کدام به شکل و شیوه‌ی خود نوشتند و حالا «سُرنا»ی «رضا والی» نیز تلاش دیگری در همین زمینه است.
 
او در این اثر نیز چون دیگر آثار خود از موسیقی محلی و دستگاهی ایران الهام گرفته و شاید همین مسأله سبب اقبال شرکت‌های معتبری چون «ناکسوس» است که سال‌ها قبل «کنسرتو فلوت»، «آوازی‌های محلی (۱۰)» و «دیلمان» با اجرای ارکستر مدرن بوستون را منتشر کرده بود.
 
* رضا والی کیست؟
رضا والی حالا ۶۶ ساله است. او تحصیلات مقدماتی موسیقی را در ایران و در هنرستان عالی موسیقی فراگرفت و ساز تخصصی‌اش ترومپت و ترومبون بود. خیلی زود برای ادامه‌ی تحصیلات موسیقی به اتریش رفت و در آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی وین آهنگسازی خواند و پس از آن در رشته آهنگسازی و تئوری موسیقی از دانشگاه پیتسبورگ (آمریکا) فارغ‌التحصیل شد. او هر اندازه که در ایران شناخته شده نیست، خارج از ایران هنرمندی مهم قلمداد می‌شود و از اتریش جایزه‌ی «افتخار» گرفته و در دانشگاه امیرکا به عنوان «هنرمند برجسته‌ی مهاجر» شناخته می‌شود.
 
والی استاد آهنگسازی در امریکا است؛ اما هیچ‌کدام‌ از اینها او را از موسیقی محلی و دستگاهی ایران دور نکرده و این تأثیر را می‌توان در آثاری که نوشته و عمدتاً توسط بسیاری از ارکسترهای مهم دنیا نیز اجرا شده، مشاهده کرد.
 
او اولین بار در سال ۱۳۵۷ قطعه‌ای به نام «چهار آواز محلی ایران» برای پیانو و آواز نوشت که به گفته خودش، استقبال از آن موجب شد به آهنگسازی بر اساس موسیقی محلی ادامه دهد. مجموعه‌های شماره ۲، ۳ و ۴ را بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ برای آواز و پیانو نوشت و از همان زمان، طرح آوازهای محلی در آثارش گسترش پیدا کرد و تا کنون پانزده مجموعه آوازهای محلی ایران را نوشته است.
 
«والی» پیش از این درباره‌ی تأثیرش از موسیقی محلی ایران گفته است: «متأسفانه در دوران تحصیل من در هنرستان عالی موسیقی، موسیقی ایرانی تدریس نمی‌شد و من خودم به فراگیری موسیقی ایرانی اقدام کردم. این فراگیری، ابتدا از جنبه تئوریک آغاز شد و بعد به جنبه عملی یعنی نواختن و حفظ کردن گوشه‌ها و دستگاه‌ها انجامید.»
 
* آروین صداقت‌کیش: این موسیقی امروز است
آروین صداقت‌کیش (منتقد موسیقی) در این مراسم گفت: «گاهی فکر می‌کنم اتفاق‌هایی چه‌قدر دیر می‌افتد و شنیده می‌شود. آقای والی، ۵۰ سال است که به شکل حرفه‌ای کار می‌کند و باید فعالیت‌های دوران دانشجویی‌اش را نیز به آن اضافه کرد. با این حال در ایران خیلی دیر و خیلی کم شنیده شده و تنها کسانی که موسیقی را به شکل بسیار حرفه‌ای دنبال می‌کنند، برخی از آثار ایشان را شنیده‌اند. او در این سال‌ها تجربه‌های بسیاری انجام داده که ما به آنها دسترسی نداشته‌ایم یا آنچه به دست‌مان رسیده، کیفیت خوبی نداشته است. این مسأله وقتی شدت می‌‌گیرد که به این نکته توجه کنیم که به نظر نمی‌رسد این آثار تا سال‌های متمادی، امکان‌ اجرا در ایران را نیز داشته باشد و همین، ارزش اتفاقی که «خانه خرد» رقم خورده را بیشتر می‌کند. این انتشارات برای اولین بار اثری با اجرای بسیار خوب از آهنگسازی را منتشر کرده که مدت‌ها آهنگسازی ‌کرده و کار رسمی به‌ندرت از او شنیده ‌شده و از آن مهم‌تر، پارتیتورهایش را نیز منتشر کرده. دسترسی به نت‌های یک اثر بزرگ، برای کسانی که در موسیقی کار جدی می‌کنند، شبیه یک رویا است. با شنیدن اثر، مخاطب حرفه‌ای شاید‌ چیزهایی متوجه شود؛ اما ظرافت‌هایی در کار یک آهنگساز بزرگ است که تنها با خواندن و دیدن پارتیتورها می‌توان به آنها دست یافت.»
 
صداقت‌کیش سپس به توضیحاتی درباره‌ی اثر پرداخت: «بخش اول از آوای کهن فضایی بر اساس موسیقی ایرانی دارد و با قدرت تمام به شما یادآوری می‌کند که این اثر از یک سو، از تلاش آهنگسازی برآمده که آموزش‌دیده‌ی سنت موسیقی کلاسیک غربی است (والی در ایران هم آن سنت را آموزش دیده است) و از طرف دیگر، خالق آن، مفهوم موسیقی ایرانی را به خوبی درک کرده است. در واقع، این اثر تلاش یک آهنگساز بزرگ و توانای ایرانی‌الاصل است برای اینکه با مفهوم امروزی موسیقی ایرانی همگام شود؛ اما آن مفهوم امروزی چیست؟ روزگاری اگر هر آهنگساز آموزش‌دیده‌ی موسیقی کلاسیک غربی می‌خواست قطعه‌ای بسازد که نشانی از موسیقی ایرانی داشته باشد، یا یک حالت کلی از موسیقی ایرانی را در قطعه‌اش القا می‌کرد یا سراغ ملودی‌های آشنا برای تنظیم می‌رفت و چیزهایی از این قبیل. بنابراین به شکل مستقیم ورود کردن به دل ذخیره‌ و فیگورهای ملودیک موسیقی ایرانی (به زبان ساده سراغ دستگاه رفتن) بخشی از تجربه‌های گذشته نیست. آقای والی تلاش کرده تا این کار را انجام دهد و به همین خاطر، موسیقی او امروزی‌ شده است.»
 
این پژوهشگر به این نکته اشاره دارد که ما از حدود چهار دهه پیش به این سمت رفتیم که این زبان را یاد بگیریم و با آن آهنگ بسازیم و حالا این اثر، تلاش بدیعی در این زمینه است: «در بخش دوم هم این مسأله را مشاهده می‌کنیم. در قطعه‌ی سوم، این مسأله کمتر است، چون همان‌طور که آقای والی گفتند، آن یک قصه‌ی جداگانه دارد؛ اما اگر روی قطعه‌ی دوم تمرکز کنیم، متوجه می‌شویم این گرامر برای حرف‌زدن بسیار سخت است؛ به‌خصوص برای کسی که در آن گرامر نفس نکشیده. اما رضا والی تلاش کرده تا این گرامر را درونی کند و با آن آهنگ بسازد. او در «آوای کهن» مستقیم به برخی گوشه‌‌ها اشاره و با آن فیگورها و جمله‌ها بازی می‌کند و در عین حال، چیزی از خودش هم در آنها بیان می‌کند. این کار راحتی است که شما چند جمله را بیاورید و چیزی زیر آن بنویسید و این روزها هم افراد بسیاری، این کار را انجام می‌دهند؛ اما کار‌ دشواری است که شما بتوانید از گرامر زبان خود قطعه در بیاورید و آقای والی این کار را به درستی انجام داده است. شما ممکن است یک زبان را فراگیرید و جمله‌هایی از آن را نیز بتوانید بیان کنید؛ اما نوشتن انشا از آن، کار ‌دشواری است که آقای والی به‌درستی آن را انجام داده است.»
 
او می‌گوید که والی حالا ۶۶ ساله است و از ده سال پیش این روند را شروع کرده است: «ایشان خیلی تلاش عجیب و غریبی کرده است؛ چون آدم‌ها در این سن و سال معمولاً راه‌شان را عوض نمی‌کنند و سراغ تجربه‌ای تا این حد ترسناک و دشوار نمی‌روند. باید به ایشان تبریک گفت.»
 
* مانی جعفرزاده: رضا والی از پسِ حصار قطوری معنای خودش را به ما رساند
مانی جعفرزاده (آهنگساز) نیز دیگر سخن‌ران این مراسم بود. او پیش از هر چیز به این نکته اشاره کرد که رضا والی متعلق به نسلی از هنرمندان ایرانی است که به‌لحاظ دیده شدن و شناخته شدن بسیار محروم هستند: «نسل پیش از او و هنرمندانی چون حنانه و سنجری و بعدتر از آنها، کسانی چون فریدون ناصری و احمد پژمان در یک وقت گشاده‌ی تاریخی این فرصت را پیدا کردند که دیده و شنیده شوند. نسل بعدتر نیز از دهه‌ی ۷۰ به بعد تا حدود زیادی دیده شدند؛ اما والی متعلق به نسلی است که بلوغ هنری‌شان بی‌درنگ مصادف با انقلاب ‌شد و بخش وسیعی از این هنرمندان مهاجرت کردند. هنرمند مهاجر به‌خصوص در جهان سوم، پیوسته در یک محرومیت دائمی زندگی می‌کند. او هم از مبدأ خودش دور است و به همین خاطر در آنجا دیده و شناخته نمی‌شود و هم در جایی که سفر کرده، به اندازه‌ی کافی جدی گرفته نمی‌شود. این مسأله فقط مربوط به موسیقی نیست. ما در سینما هنرمند بسیار مهمی چون «سهراب شهیدثالث» را داریم که نه در ایران کسی او را می‌شناسد و نه خارج از کشور. این اتفاق درباره‌ی رضا والی هم به همین شکل رخ داده و به همین خاطر است که ما با یک آرتیست بسیار مهم روبه‌رو هستیم که در یک برهه‌ی‌ پیچیده‌ی تاریخی به یک بلوغ هنری رسیده و حالا در نقطه‌ای قرار دارد که در آستانه‌ی ۷۰ سالگی کسانی از نسل‌های بعدی دارند سعی می‌کنند به او رجوع و آثارش را پیدا کنند.»
 
جعفرزاده می‌گوید که از سال‌های ۵۷ تا ۷۵، سال‌های سکوت موسیقی در ایران است؛ اما این بدان معنا نیست که هنرمندی در این دوران فعالیتی نکرده بلکه سال‌هایی است که هنرمندان مهاجرت کرده‌اند: «هنرمند مهاجر ناگزیر است از ریشه‌های خودش تغدیه کند مثل هر هنرمند دیگری و هم ناگزیر است که خودش را در جهان دیگری که حالا در آن قرار دارد، معرفی کند و «والی»‌ این مسأله را در آثارش به خصوص «سُرنا» به خوبی انجام داده است. اثر اولی که در این مموعه شنیده می‌شود، یک اتفاق فوق‌العاده شگفت‌انگیز است. اگر به «ترومپتی» که در این اثر شنیده می‌شود، دقت کنیم، می‌بینیم این ترومپت در تعزیه‌ی ما بسیار استفاده شده و ما این فضا را بارها در این موسیقی شنیده‌ایم و هیچ‌چیز عجیب و غریبی نیست؛ اما او در جایی زندگی می‌کند که نوازنده‌ی ترومپتی که بتواند این فضاها را بنوازد، وجود ندارد. در ترومپت عملاً نت‌خوانی وجود ندارد؛ به عبارتی نوازنده در ساز می‌خواند. حالا خواننده‌ای که در بافت تعزیه رشد کرده باشد، بارها این آوازها را خوانده است، مثلاً در بیات‌ترک یا شور؛ اما نوازنده‌ی ترومپت آمریکایی که اتفاقاً اعجوبه‌ی حیرت‌انگیزی است، این فضاها را نشنیده؛ پس والی ناگزیر است که ترومپتی جدید به شیوه‌ی غربی درست کند برای نوازنده‌ای که این‌جور آواز خواندن را بلد نیست.»
 
او ادامه می‌دهد: «اگر رضا والی در ایران زندگی می‌کرد، به وجود آوردن این ترومپت اصلاً ضرورتی نداشت؛ اما او ناگزیر به یک اختراع جدید شده است! چون هنرمندی مهاجر است و جهان سومی. پس باید مفهومی را از جای دیگری بیاورد و ابزار جدیدی برای آن بیافریند تا آن مفهوم را منتقل کند. در چنین موقعیتی، به نظرم بیش از هر چیز، بلوغ والی حیرت‌انگیز است و او را بدل به یکی از مهم‌ترین آهنگسازان ایران می‌کند که ما تازه داریم او را کشف می‌کنیم.»
 
به اعتقاد جعفرزاده، علاوه بر تکنیک خارق‌العاده، شعور عمیق و سواد زیاد آهنگساز، تلاش او برای خلق چنین اثری اهمیت دارد: «اگر این اجرا توسط نوازنده‌ی درخشان امریکایی اجرا نشده بود، ما این قطعه را نمی‌شنیدیم. چون هیچ نوازنده‌ی ترومپت ایرانی وجود ندارد تا بتواند این قطعه را بنوازد.»
 
او می‌گوید ما با هنرمندی روبه‌رو هستیم که یک بار این فرهنگ را ترجمه کرده و به امریکا می‌برد و دوباره آن را ترجمه کرده و به فرهنگ خودمان می‌آورد: «این رنج بسیار پُرستایش و تلاش بسیار حیرت‌انگیزی است که تنها از یک جانِ سخت می‌آید؛ آن‌هم توسط هنرمندی که پیوسته انکار شد و سکه‌ی خردش در دستش ماند و در آستانه ۷۰سالگی با جهاد کردن، خودش را معنا کرد و از پس حصار قطوری، معنای خودش را به ما رساند.»
 
او انتشار این اثر در شرایط فرهنگی کنونی را چون کاشت نهال در دل کویر دانست؛ اما به این گفته‌ی «تارکوفسکی» استناد کرد که اگر نهالی با عشق وسط کویر کاشته شود، شاید سبز شود: «این امید درخور ستایش است.»


آمار مجوزهای موسیقی ۳ ماهه نخست سال ۹۷

موسیقی ما – به نقل از  روابط عمومی دفتر موسیقی، در سه ماهه نخست سال جاری ۱۲۳ عنوان اجرای صحنه ای موسیقی(کنسرت) با تعداد ۲۶۰ بار اجرا از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته است.

همچنین در این سه ماهه ۹۱ آلبوم موسیقی، سه آلبوم تصویری موسیقی، ۲۷۷ تک آهنگ، ۶۰ نماهنگ، ۲۶ کتاب گویا و ۳۰ استودیوی صدابرداری و مرکز تهیه و تولید آثار صوتی و تصویری از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفتند.

در سه ماهه نخست امسال یک هزار و ۶۱۸ شعر و ترانه نیز از شورای شعر این دفتر، مجوز گرفته است.

 


بازدید معاون هنری از مجموعه های هنری بجنورد

موسیقی ما – به نقل از روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید مجتبی حسینی؛ معاون امور هنری و علی ترابی؛ مدیرکل دفتر موسیقی که برای اختتامیه سومین جشنواره موسیقی مقامی خراسان شمالی به این استان سفر کردند، از مجموعه های فرهنگی، هنری استان دیدن کردند.

سید مجتبی حسینی و علی ترابی صبح جمعه ۲۹ تیرماه از مجموعه فرهنگی، هنری گلشن و شمس در بجنورد دیدن کردند. معاون امور هنری و مدیرکل دفتر موسیقی همچنین از مجموعه فرهنگی، هنری عمیق و کتابخانه در حال آماده سازی بجنورد بازدید کردند.

IMG_20180720_102639_872

معاون امور هنری و مدیرکل دفتر موسیقی در این سفر با محمدرضا صالحی؛ استاندار خراسان شمالی درباره مسایل و فعالیت های هنری استان گفت و گو کردند.

 


در ادامه شهر های بوشهر، تبریز و تهران و با همراهی سیاوش و نیریز کامکار

«پشنگ کامکار»‌ در سنندج به اجرای برنامه می‌پردازد

موسیقی ما – در ادامه شهر های بوشهر، تبریز و تهران، «پشنگ کامکار»‌ برای اولین بار در سنندج، کنسرت برگزار می‌کند. او پنجم مرداد ماه در این شهرستان با همراهی «سیاوش کامکار» و «نیریز کامکار» به اجرای برنامه می‌پردازد. او همچنین کارگاه آموزشی سنتورنوازی نیز در این شهرستان برگزار می‌‌کند. 

بخش اول برنامه به تک‌نوازی «پشنگ کامکار» اختصاص دارد و در بخش پایانی این اجرا نیز سیاوش کامکار و نیریز کامکار با نواختن سنتور و تار، پدر را در اجرای این کنسرت همراهی خواهند کرد.

پشنگ کامکار نوازنده‌ چیره‌دست سنتور و از بنیان‌گذاران گروه شیداست که سال‌ها پیش «بارانه» را در دستگاه ماهور و بیات اصفهان اجرا کرد. در این کنسرت هم قطعاتی براساس موسیقی ردیف ایرانی اجرا می‌کند و هم قطعاتی که نشات گرفته از موسیقی فولکلور کردی است.

پشنگ کامکار یکی از بنیانگذاران گروه شیدا است و اولین تکنوازی خود را با این گروه به همراه محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی با نام «به یاد عارف» ارائه کرد وبه دنبال آن کارهای دیگری مثل چاوش ۶ و همچنین سه‌گاه جشن طوس را باهمین گروه اجرا کرد. بعد از تعطیلی گروه شیدا، پشنگ کامکار سرپرستی گروه را به عهده گرفت و ۲ آلبوم با خوانندگی صدیق تعریف به اسم فراق و گلگشت روانه بازار کرد. این هنرمند آهنگسازی و همنوازی در آثار متعددی در موسیقی ایرانی را با همراهی با گروه‌هایی ازجمله گروه شیدا، دستان و کامکار‌ها در کارنامه‌ خود دارد.


موسیقی ما یکی، دو سالی می‌شود که تهیه‌کننده‌ها برای دعوت از گروه‌های خارجی در ایران رقابت تنگاتنگی با هم دارند اما حضور این هنرمندان در ایران، به سال‌ها پیش باز می‌گردد؛ زمانی ایران میزبان هنرمندانی نظیر سالوادور دالی، دوک الینگتون، آدامو، پل مک کارتنی که هشت سال پس از تشکیل گروه «بیتلز» یعنی سال ۱۳۴۷ در مسیر بازگشت از هند، دو روز در تهران توقف داشت، الیزابت تیلور، فرانک سیناترا که آذر سال ۱۳۵۴، دو روز در  سالن ۱۲۰۰۰ نفری ورزشگاه آزادی به نفع نابینایان ایرانی روی صحنه رفت، دمیس روسس که اوایل دهه ۵۰ در تهران کنسرت برگزار کرد و بسیاری دیگر بود که تهران تبدیل به پاتوق آنها شده بود.
 
بعد از آن اما سیستم متفاوتی در پیش گرفته شد و حجم زیادی از هنرمندان نوستالژیک مردم ایران که موسیقی‌شان سال‌ها توسط صدا و سیما پخش می‌شد، به سمت این کشور سرازیر شدند. البته یکی از فعال‌ترین‌های این حوزه رامین صدیقی است که سال‌ها است روی بخش بین‌الملل تمرکز کرده و هنرمندانی را به ایران دعوت می‌کند که شاید همه آنها در میان عموم مردم پرطرفدار نباشند اما بار فرهنگی زیادی را به دوش می‌کشند و در این گزارش هم اشاراتی به این موضوع شده است اما به نظر می‌رسد باید در پرونده‌ای جدا به طور مفصل به این موضوع پرداخت.
 
حالا این گزارش (که صرفاً به اتفاق‌هایی پرداخته که توسط بخش خصوصی انجام شده) قصد دارد نگاهی اجمالی به حضور هنرمندان در ایران، از سال‌های دور تا همین امسال بپردازد که در این مسیر با افرادی مثل رامین بهنا، رضا صادقی، علی پهلوان، رامین صدیقی و محسن رجب‌پور درباره وجوه مختلف این جریان گفت‌وگو کردیم و نگاهی به اتفاقات پیرامون کیتارو، کریس دی‌برگ، شیلر، لودوویکو اینائودی، یانی، کولی‌های اسپانیایی، اولافور آرنالدز، ریچارد کلایدرمن، خوان مارتین و… برای حضور در ایران انداختیم.
 
در این میان پرسش‌هایی نظیر این‌که اقتصاد این کنسرت‌ها در ایران چقدر است، بار فرهنگی این کنسرت‌ها برای مردم ما چیست، لغو اجراها چه تأثیری می‌تواند داشته باشد و… مطرح شد و البته این موضوع مهم که واقعاً دلیل استقبال و تمدیدهای پی در پی این کنسرت‌ها چیست که با نظرات جالب و بعضاً متحیرکننده‌ای روبه‌رو شدیم.


موسیقی ما – این گفت‌وگو از همان مجموعه گفت‌وگوهایی است که مدتی است «موسیقی ما» با «ناشران» انجام می‌دهد؛ اما این گفت‌وگو را نمی‌توان صرفا از همان مجموعه گفت‌وگوها دانست. «علی صمدپور» اگرچه حالا ناشرِ بسیاری از آثار معتبرِ موسیقی از جمله  «احوالات شخصی» و «پارتیتورخوانی»‌ و آثارِ مستقل است؛ اما خود آهنگساز است؛ نوازنده است و دستی هم بر خوانندگی دارد؛ خیلی هم سخت کار می‌کند؛ زیاد، تا دلتان بخواهد؛ همین الان چندین اثر نوشته شده دارد و روزی چند ساعت ساز می‌زند؛ اما خب از آن آدم‌هایی است که انگار «خلق» برایشان مهم‌تر است تا «عرضه»؛ برای همین ابایی  ندارد که از بیرون این‌طور به نظر برسد که در این سال‌ها بیشتر سکوت کرده و ناشری تا خلقِ اثر. می‌گوید روی خطِ خبر بودن را دوست ندارد، دوست ندارد که آدم‌ها، نامش را بدانند و کارهایش یادشان نباشد؛ خب برای همین هم هست که بیشتر خلق می‌کند و کمتر سرو صدا به راه می‌اندازد و اصلا از کسی که سال‌ها در مکتبِ ظریف و دهلوی بوده باشد، جز این هم انتظاری نیست.  این گفت‌وگو را با ناشری بخوانید که نشری شریف دارد با کارنامه‌ی قابلِ‌ احترام واصیل به نام «خانه‌ی هنر خرد»:

 

* فعالیت‌های شخصی *

 

  • آقای صمدپور جریانِ زندگی شما خیلی سال است که همراه با موسیقی است؛ یادتان می‌آید؛ اولین بار چه زمانی فکر کردید که موسیقی، دغدغه‌تان است؟

فکر نمی‌کنم تصمیم خاصی برای این موضوع گرفته باشم؛ شاید موسیقی مثل سایه‌ای بود که کم‌کم خودش را به زندگی‌ام تحمیل کرد؛ برای تمامِ آدم‌ها همین است. همه چیز آرام آرام اتفاق افتاد و بعد که چشم‌هایم را باز کردم، دیدم دارم این کار را انجام می‌دهم.
 

  • منظورم علاقه‌ی صرف نیست؛ اینکه شغل‌تان موسیقی شود؟

فکر می‌کنم حدود ۱۸-۱۷ سالگی بود. من تا قبل از آن موسیقی را به صورتِ خودآموز و تجربی یاد می‌گرفتم و به کلاس نرفته بودم؛ اولین باری که به کلاسِ موسیقی رفتم، طبیعی است که خودم را محک زدم و با دیگران مقایسه کردم. استفاده از حضورِ استادانِ مختلف باعث باز شدن افق‌‌های تازه‌ای شد. به هر حال بعد از  یکی-دو سال که کلاس رفتن را شروع کردم، متوجه شدم همین می‌تواند آینده‌ی من باشد.
 

  • اولین استادتان چه کسی بود؟

آقای «سیامک نعمت‌ناصر» که از شاگردانِ آقای ظریف بودند و بعد هم پیش خود آقای ظریف هنرآموزی کردم.
 

  • که استاد بسیاری از اهالی موسیقی و حتی اساتید است. از حال و هوای کلاس‌های ایشان می‌گویید؟

ببینید در آن سال‌هایی که من به کلاس‌های ایشان می‌رفتم (حوالی سال‌های ۶۷) تعداد کسانی که به موسیقی ایرانی می‌پرداختند، بسیار اندک بودند و در واقع همه می‌دانستیم که چه کسانی چه سازهایی می‌زنند. از آن طرف کسانی که تدریس می‌‌کردند، همگی در سطحِ بسیار بالایی بودند و همچنان استانداردهای فرهنگی دهه‌‌ی ۴۰ و ۵۰ هنوز در فضای آموزش موسیقی وجود داشت؛ در چنین شرایطی، شاگردِ استاد ظریف شدن، کار دشواری نبود؛ اما وقتی به کلاس‌هایشان می‌رفتید؛ استاندارد به اندازه‌ای بالا بود که می‌شد همه چیز را یاد بگیرید؛ ضمن آنکه رقابتِ سالمی نیز میانِ هنرجویان وجود داشت. کلاسِ آقای ظریف در آن سال‌ها به کتاب‌های هنرستان و ردیف «موسی معروفی» اختصاص داشت.
 

  • منش آقای ظریف به عنوانِ مدرس چطور بود؟

حضور در کلاس‌های ایشان با یک خوف و رجای دایمی همراه بود؛ ایشان هیچ زمانی از شما راضی نبود؛ همیشه می‌گفت: «خوب نیست، بیشتر تمرین کن»؛ اما چند نشانه وجود داشت که نشان می‌داد تو شاگرد خوبی هستی یا نه؟‌
 

  • مثلا چه نشانه‌هایی؟

وقتی درس جدید می‌گرفتید، یعنی توانسته‌اید از پسِ درسِ قبلی برآیید یا اینکه ایشان انتهای کلاس برایتان قطعه‌ای می‌نواختند یا با شما صحبت می‌کردند؛ یعنی شاگردِ بدی هم نبوده‌اید؛ یادم می‌آید ایشان در یک جلسه، پنج قطعه خیلی سخت به من درس دادند؛ هفته‌ی آینده اولی را زدم؛ گفتند: «خوبه؛ بد نیست.» دومی را زدم، گفتند: «بد نیست» همین‌طور تا پنج درس را زدم؛ خودشان با تعجب گفتند: «من هفته‌ی قبل پنج درس به تو دادم؟» گفتم بله. باز هم تهش گفتند: «خوب است؛ بد نیست.» اصلا نگفتند که خیلی خوب است؛ ما آن‌زمان با اساتیدمان اختلاف تکنیکی‌ بسیار زیادی داشتیم؛‌ اما هم‌اکنون به نظر می‌رسد فاصله‌ی تکنیکی چندانی بین کسی که درس می‌دهد و کسی که درس می‌گیرد؛ وجود ندارد؛ اگرچه تعداد کمی استاد شاخص وجود دارد.
 

  • آقای ظریف، تنها استادی بودند که روی ردیف «معروفی» کار می‌کردند. این‌طور نیست؟ 

فکر می‌کنم؛ ردیفِ‌ معروفی، ردیفِ مفصل‌تری است و متشکل از چند ردیف دیگر.
 

  • و از همین‌جا فعالیت‌های رسمی‌تان در موسیقی شروع شد؟

بعد از اینکه با آقای ظریف، کتاب دوم دبیرستان را می‌نواختم (من خیلی سریع پیش‌ می‌رفتم) ایشان یک جزوه‌ی دست‌نویسِ «موسی معروفی» به من دادند که کپی‌های متعددی از آن شده و باعث شده بود که چندان خوش‌خط نباشد. به ایشان گفتم: می‌خواهید این نت‌ها را خوش‌نویسی کنم؟ گفتند بلد هستی؟‌ گفتم نه اما سعی‌ام را می‌کنم. (خنده) یک صفحه‌اش را نوشتم و ایشان تایید کردند و من را پیشِ آقای «منوچهر بهداد» که از نت‌نویسان متبحری بودند که پیش آقای دهلوی هم دوره دیده بودند، فرستادند. من چندین جلسه در اتاق انتظارِ کلاس آقای بهارلو با ایشان تمرین کردم و بعد از آن روزی یک صفحه می‌نوشتم و آن کتاب تمام شد؛ در همین زمان پایم به فیلم دل‌شدگان باز شد و با آقای علیزاده آشنا شدم و درباره‌ی این ماجرا با ایشان صحبت کردم و کتاب سوم هنرستان زیر نظر آقای علیزاده توسط انتشاراتِ ماهور چاپ و کارهایم دیگر جدی شد.
 

  • و در فاصله‌ی کمی با استاد دهلوی هم در ارکستر مضرابی همکاری کردید.

از طریق کلاس‌های آقای ظریف و علیزاده به آقای دهلوی معرفی شدم و در این ارکستر نواختم.
 

  • چه سالی بود؟‌

حدودِ سالِ ‌۷۱٫
 

  • ارکستر را خود آقای دهلوی رهبری می‌کردند؟

بله . ما ۷۲ نوازنده بودیم و در همان زمان سه اجرا انجام دادیم؛ ضمن اینکه نیز من فعالیت‌ها و اجراهای بسیاری با دانشجویان دانشکده‌ی موسیقی داشتم.  
 

  • ارکستر مضرابی، آخرین فعالیت‌های آقای دهلوی به شکلِ رسمی بود؛ مقداری از حال و هوای همکاری با ایشان می‌گویید؟

اکثر بچه‌هایی که در آن گروه بودند؛ بعدها به صورت حرفه‌ای فعالیت‌های موسیقی‌شان را ادامه دادند؛ آقای دهلوی مجموعه‌ای از نظم، انضباط، قاطعیت و شسته‌رفتگی در کار بودند؛ ایشان انسانی بسیار نظام‌مند بودند؛ طبیعی هم بود؛ چون از فرهنگی می‌آمدند که این مسایل در آن اهمیت بسیار زیادی داشت و حالا در فضایی قرار داشتند که شرایط چندان مهیا نبود؛ ما که با ایشان کار کردیم، چیزهای بسیاری آموختیم.
 

  • یادم می‌آید که ایشان خیلی از این شرایط اذیت شدند.

بله؛ اما نوازنده‌ها با ایشان همکاری زیادی داشتند و هیچ مشکلی در این زمینه وجود نداشت؛ ما چیزهای بسیاری در گروه‌نوازی در آن ارکستر یاد گرفتیم.
 

  • شما چه می‌نواختید؟‌

من ابتدا  «تار دو» بودم و نت‌نویسی قطعات را هم انجام می‌دادم. همان زمان به تازگی نت‌نویسی کامپیوتری اغاز شده بود و من یک برنامه‌‌‌ی نت‌نویسی از امریکا با نام «موزیک تایم» داشتم و می‌خواستم به‌تدریج خودم را از نوشتنِ دستی خلاص کنم و البته آقای دهلوی به شدت به این مساله واکنش داشتند (ایشان هم تا حدودی نت‌نویسی را به من یاد داده بودند)  بالاخره متقاعدشان کردیم و نت‌ها را به صورت کامپیوتری می‌نوشتم. ما در ارکستر برای نوازندگی «بم‌تار» مشکل داشتیم و بیشتر بچه‌ها دلشان می‌خواست تار بنویسند؛ چون من در گروه به خاطر نت‌نویسی‌ها بیشتر دیده می‌شدم، آقای دهلوی پیشنهاد دادند که اگر تو برای نواختنِ بم‌تار داوطلب شوی؛ عده‌ی دیگری هم می‌آیند و این خیلی خوب است و همین اتفاق هم رخ داد.
 

  • راستی شما چرا ادبیات خواندید؟

بله! کنکور موسیقی دادم؛ اما آن سال دانشجو نگرفته بودند و من به خاطر سربازی مجبور شدم همان ادبیات را بخوانم و البته بعدها هم چندان از این مساله ناراضی نبودم.
 

  • در همین زمان‌هاست که فعالیت‌هایتان با آقای علیزاده هم شروع می‌شود؛‌ این‌طور نیست؟

بله از سالِ ۷۶ با آقای علیزاده «راز نو» را شروع کردیم و این همکاری تا ده سال ادامه داشت.
 

  • اصلا چطور آغاز شد؟

من از طریق یکی از شاگردان‌شان -آقای صارمی- با ایشان آشنا شدم و مدت‌ها نیز این آشنایی ادامه داشت تا به شاگردی  و بعد همکاری رسید؛ اصولا در دیدارهایی که با ایشان داشتم به خودم جسارت نمی‌دادم که بگویم می خواهم به کلاس‌های‌تان بیایم؛ (آن زمان در ماهور کلاس داشتند) در همان زمان ما کتاب‌های ایشان را نیز نت‌نویسی می‌کردیم ‌ و بعد از انتشارِ کتاب به کلاس‌هایشان رفتم؛ من اولین درس از ایشان را سرِ «دلشدگان» گرفتم.
 

  • ماجرای کتاب‌ها چه بود؟

آقای جهانشاه صارمی یک سری کارت تبریک از نت‌های معروف برای عید به شاگردانشان می‌دادند و فکر کردیم چرا به صورت کتاب در ماهور منتشر نکنیم؟ آقای صارمی این مساله را با آقای علیزاده که آن زمان رییس هنرستان بودند درباره‌ی آثارشان مطرح کردند و ایشان موافقت کردند. همان زمان گروهی متشکل از ارشد تهماسبی، جهانشاه صارمی، فریبرز عزیزی، بهروز همتی، من و خود آقای علیزاده تشکیل شد که درباره‌ی این نکته بحث می‌شد که علامت‌گذاری‌ها چطور اتفاق بیفتد و قطعات به چه شکلی نوشته شود. تثیبتِ این مسایل منجر به نوشتنِ کتاب‌های آقای علیزاده (هم‌سازها و متد تار و سه‌تار) شد. هم‌زمان کارِ نت‌نویسی را برای دیگران هم انجام می‌دادم و مهم‌ترین کاری که کردم همراهی با آقای طلایی در نوشتنِ ردیف میرزاعبدالله بود که در همان سال‌ها توسط نشر نی چاپ شد.
 

  • ماجرای حضورتان در دل‌شدگان چه بود؟

شخصیتِ اصلی فیلم – با بازی امین تارخ- نیاز به دو-سه شاگرد با خصوصیاتی از نظر چهره و غیره داشت که من معرفی شدم و حدود یک هفته تا ده روز، فیلم‌برداری آن صحنه‌ها طول کشید.
 

  • «دل‌شدگان» مردمی‌ترین کار اقای علیزاده است، البته اگر «نینوا» را به خاطرِ پخش مدام از صدا و سیما نادیده بگیریم؟

به این مفهوم بله که خب بخشی از آن هم به خاطر حضورِ آقای شجریان به عنوان خواننده‌ی اثر بود. ابتدا قرار بود آهنگسازی این اثر را آقای «دهلوی» بنویسد که به آقای علیزاده تفویض کردند و البته من خیلی در جریان جزییاتِ ماجرا نیستم؛ اما حضورم در آن اثر یکی از بهترین خاطراتِ دوران حرفه‌ایم است؛ به‌خصوص اینکه همیشه آقای حاتمی و کلاری را دوست داشتم و بعدها که خودم موسیقی فیلم کار کردم، متوجه شدم که حضورم در آن اثر، اتفاقِ خوشایندی بوده است. بهترین اتفاقِ آن حضور هم، آشنایی با آقای علیزاده بود. ارتباط من با آقای علیزاده چند جنبه داشت؛  شاگرد سازشان بودم، کتاب‌هایشان را می‌نوشتم و با ایشان دوستی و مراودت داشتم که این دوستی همیشه فارغ از سود و زیان شخصی بود.
 

  • در «راز نو» به عنوان خواننده حضور داشتید.

 بله، البته کار چند خواننده‌ی حرفه‌ای داشتم و حضورِ من برای سرو سامان دادن به گروه آوازی و ایجاد توازن بود؛ آقای علیزاده در بدترین زمانِ ممکن یعنی زمانی که سرما خورده بودم از من تست صدا گرفتند. بعد از آن هم در کارهای دیگرشان به عنوان نوازنده، خواننده یا دستیار حضور داشتم؛ بعد از «سرود گل» اما همکاری اجرایی‌مان کم شد.
 

  • آقای صمدپور به عنوان یک آهنگساز و نوازنده خیلی کم کار نیستید؟

اتفاقا همیشه مشغول نوشتن هستم و در امریکا سالی یک کنسرت دارم.
 

  • چرا در ایران ندارید؟

نمی‌دانم؛ شاید چون درگیر کار آهنگسازی و انتشارات هستم که خیلی وقت‌گیر هستند.
 

  • در حوزه‌ی موسیقی فیلم هم شما مدتی بسیار پرکار بودید که این روزها در آن هم کم‌کار شده‌اید؟

این فعالیت‌ها از سال ۸۲ با فیلم «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» شروع شد و در کارهایی مثل «ستاره‌ها»، «پابرهنه در بهشت»،‌ «در میان ابرها»، «آقا یوسف»، «تردید» و غیره ادامه پیدا کرد؛ مجموعه کارهای مستندی نیز بهمن کیارستمی و بهمن اسکویی انجام دادم.  شاید عدم حضورم در ایران باعث شد که دیگران فکر کنند مهاجرت کرده‌ام و همین منجر به کم‌کاری‌ام شد؛ البته من هیچ وقت آدم پرکاری نبوده‌ام، دلم نخواسته که خودم را ملزم کنم که سالی یک آلبوم داشته باشم یا اینکه مدام در صدر خبر باشم؛ چون برخی هنرمندان دیگر تنها یک اسم هستند و کارهایشان کمتر به یاد است.
 

  • نوازنده، آهنگساز، ناشر؛ کدام یک را بیشتر دوست دارید؟  

به ترتیب آهنگسازی، نوازندگی و نشر.
 

* فعالیت در حوزه‌ی نشر *

 

  • برسیم به فعالیت‌هایتان به عنوانِ ناشر. این اتفاق چطور شد؟

من سال‌ها در «ماهور» بودم و ارتباط پدرانه‌ای با آقای موسوی پیدا کردم؛ همان فعالیت‌ها نیز منجر به علاقه‌مندی‌ام به این حوزه شد. من چیزهای بسیاری از ایشان و آقای زهرایی یاد گرفتم (آقای موسوی و زهرایی همسایه‌ی هم بودند) می‌توانم بگویم از ۲۴ سالگی به انتشارات موسیقی هم بسیار علاقه‌مند شدم و هم بسیار به آن معتقدم. بعد از ده سال با نشر «ماهریز» آشنا شدم و مدتی هم با آنها کار می‌کردم که البته چندان آدم تاثیرگذاری نبودم و تنها مشاوره‌هایی می‌دادم و مجله‌ی شنیداری گوش را منتشر می‌کردم. بعد از اینکه «ماهریز» به آقای رسول‌اف فروخته شد؛ دو – سه سالی از نشر فاصله گرفتم تا اینکه نشر خانه ی هنر خرد را راه‌اندازی کردیم.
 

  • اولین اثری که توسط «خانه خرد» منتشر شد؛‌چه بود؟

از پروژه‌ی احوالات شخصی چهار اثرِ گمانه، بی‌واژه گفت‌وگو، مناظری که از قاب می‌گریزد و گذر منتشر شد.  
 

  • پروژه‌ای که تاکنون ادامه داشته است و به نظر می‌رسد که توانسته معرفِ یک تفکر در حوزه‌ی نشر باشد که پیش از آن وجود نداشت؛ اتفاقی که با پارتیتورخوانی نیز ادامه پیدا کرد.

من دو پروژه‌‌ای که در خرد شروع کردیم؛ بسیار دوست دارم و به آن معتقدم.
 

  • با همه‌ی اینها به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام پروژه‌های پربازده‌ای از نظر مالی نیست.

ببینید موسسه‌ی خرد به عنوان یک موسسه‌ی فرهنگی و آموزشی، دیدگاه سوداگرانه و اقتصادی ندارد؛ البته این بدان معنا نیست که دغدغه‌ی ضرر کردن نداریم یا پولِ زیادی برای خرج‌کردن داریم؛ ما کاملا حساب‌شده کار می‌کنیم؛ اما از آنجا که این موسسه،کلاس‌های آموزشی دارد، کتاب دیجیتال هم تولید می‌کند و در عین این نشر هم هست، باعث می‌شود تا مجموعه درآمدهای اینها  کمک کند تا ما دیدگاه‌مان را در حوزه‌ی نشر حفظ کنیم. به اضافه‌ی اینکه واقعا حمایت راسِ هرمِ موسسه‌ی خرد که بسیار به این انتشارات اعتقاد دارند، در فعالیت‌های ما موثر است.
 

  • یعنی درآمد کلاس‌ها و کتاب‌ها، باعث می‌شود تا ضرری که از انتشارِ این آثار می‌کنید؛ جبران شود؟

اتفاقا احوالات شخصی و پارتیتورخوانی در ذات خودشان، ایده‌های ضرردهی نیستند. ما اگر یک سی‌دی از هنرمندی ناشناخته منتشر ‌کنیم؛ ممکن است با استقبال مواجه نشود؛ اما وقتی این ایده به یک مجموعه می‌رسد که همه‌شان گرافیک و شکلِ مشخصی دارند، قضیه متفاوت می‌شود. به قولِ‌ «رامین صدیقی» سیستمِ ما چهار، چهار، سه است؛ مثلِ فوتبال.
 

یعنی وقتی یک سی‌دی فروش نمی‌رود،‌ دو اثر دیگر باید به فروش رود تا آن را جبران کند. از آنچه در احوالات شخصی منتشر شده، هشت اثر به چاپ دوم  و یکی به چاپ سوم رسیده است، «والس‌های تهران» نیز به چاپِ ششم رسیده است، این یعنی تاکنون ۲۵ هزار سی‌دی تولید کرده‌ایم.
 

  • پس برخلافِ تصورِ عامه موسیقی بی‌کلام چندان هم بی‌مخاطب نیست؟

اصلا بی‌مخاطب نیست؛ مخاطبانِ خاصِ خودش را دارد.  
 

  • که چه کسانی هستند؟

عمدتا اهالی موسیقی هستند.
 

  • روند کار چطور است؟

ما به هنرمند می‌گوییم ۴۰ ساعت وقتِ‌ استودیو دارد و در این میان هیچ‌کس روی کار او نظارت نمی‌کند. او هر چه خواست به ما تحویل می‌دهد؛ اثر آماده که شد، ما گوش می‌کنیم و در نهایت کار منتشر می‌شود.
 

  • پارتیتورخوانی هم با آن قیمتی که دارد و به نظر من بالاست؛ ضررده نیست؟‌

پارتیتورخوانی برای عامه‌ی مردم نیست، برای کسی است که موسیقی می‌داند. ما این مجموعه را در ارزان‌ترین کاغذ و ارزان‌ترین متریال منتشر می‌کنیم؛ در غیر این صورت قیمتِ بسیار بالاتری داشت.
 

  • احوالات شخصی قرار نیست از چهره‌های معروف‌تر بهره بگیرد؟

اصلا ایده‌ی ما چیزِ دیگری است؛ شما وقتی به کار یک هنرمند گوش می‌دهید، اگر کارش خوب باشد،‌ شناخته بودن یا نبودنِ او چه اهمیتی دارد؟
 

به همین خاطر است که در «احوالات شخصی» هیچ توضیحی از صاحبِ اثر وجود ندارد. یک‌بار من در کنسرتی حضور داشتم که کسی که قرار بود آن را اجرا کند،‌ ده صفحه درباره‌ی خودش و استادانش نوشته بود؛ بعد عرق‌ریزان و با دست لرزان بدون اینکه روی کارش تسلطی داشته باشد؛ اجرای بسیار بدی کرد. بعد از کنسرت از من پرسید اجرا چطور بود؟ گفتم چرا ‌می‌نویسی شاگرد فلانی و فلانی هستی؛ با این شکل اجرا آبروی همه‌ی اینها را بردی و بعد ادامه دادم من یک کنسرت می‌گذارم و می‌گویم که پیش هیچ استادی نرفته‌ام، آن‌وقت دیگر انتظاری نیست.
 

  • باید اعتراف کنم که نقدِ بی‌رحمانه‌ای بوده است.

آخر شما وقتی ده سال پیش این استاد و بیست سال پیشِ‌ آن استاد درس خوانده‌اید، پس چرا چیزی از آنها یاد نگرفته‌اید؟ این ایده‌ی من در کار نشر هم هست؛ اگر کار خوب باشد، مخاطب بی‌هیچ توضیحی هنرمند را دنبال خواهد کرد. نمونه‌اش «مهرداد مهدی»،‌ مگر در دفترچه‌ی سی‌دی چیزی درباره‌اش نوشته بود؟
 

  • اما این در تمامِ دنیا مرسوم است.

شاید؛ اما ما ایده‌ی خودمان را داریم و فکر می‌کنم این برای هنرمندان جواب داده است.
 

  • این مجموعه نقطه‌ی شروع خوبی برای هنرمندانِ آن شد.

بله، سکوی پرتاب خوبی برای شکلی از معرفی و ارتباط موسیقایی- تصویری از هنرمندان شد.  
 

  • خواننده‌ها در موسیقی ایران همواره با اتهاماتِ بسیاری مواجه بودند؛ اما می‌دانید که فعالیت در فضای حرفه‌ای برای یک خواننده جوان به مراتب سخت‌تر از یک نوازنده است؛ تصمیمی برای کمک انتشارِ آثارِ آنان ندارید؟

به تازگی آلبومی منتشر می‌کنیم که محوریت‌اش با گروه کر هستند. ببینید آن خواننده‌هایی که مشغولِ فعالیت هستند که هیچ؛ اما راه‌های دیگری برای معرفی خواننده وجود دارد که شاید به زودی در مجموعه‌ی ما مشاهده کنید. راه‌هایی برای به‌اصطلاح داخل استخرِ کار انداختنِ خواننده‌ها.
 

  • هیچ قصدِ ورود به بخش موسیقی پاپ را ندارید؟

قصدی برای عدم انجام نداریم؛ اما کاری با این ویژگی نه به من مراجعه کرده و نه من شنیده‌ام؛ البته یکی- دو بار تا مرزِ انتشارِ اثرِ پاپ هم رفتیم؛ اما بعدها دیدیم که بهتر است ما وارد این کار نشویم.
 

  • به نظرتان این اتفاقِ بهتری است که ناشر و تهیه‌کننده یکی باشند یا هر بخش کار تخصصی خودش را انجام دهد؟

در موسیقی ایرانی، معمولا هنرمندان کارشان را ضبط می‌کنند و به ناشر می‌دهند تا آن را به بازار عرضه کند؛ بی‌آنکه ناشر به این مساله توجه کند که هنرمند چقدر برای آن اثر هزینه کرده است؟ ولی در آثار پاپ، ناشران بیشتر خود تهیه‌کننده هم هستند.
 

  • کدام حرفه‌ای تر است؟

اینکه ناشر خودش تهیه‌کننده باشد.
 
یکی از دلایلی که «احوالات شخصی» توانسته سرپا باشد؛ این است که سفارشِ ارزان است. در واقع چهل ساعت استودیو برای یک یا دو ساز به اضافه‌ی میکس و مستر.
 

  • پول استودیو را شما می‌دهید؟

بله. درست هم همین است. در ژانر هنری هیچ ناشری پیش‌قدم نمی‌شود و به همین خاطر هنرمندان دچار سختی‌های بسیاری هستند. خودشان کار را ضبط می‌کنند و ناشران حاضر نیستند پولی که خرج کرده‌اند را به آنها بدهند و از آن طرف قرارداد مالی خوبی هم بسته نمی‌شود. ما می‌خواستیم این پیام را به هنرمندان بدهیم که انتشارات «خانه‌ی خرد» می‌تواند از کارهای جمع‌وجور حمایت کند. البته ما در کارهای مستقل‌مان هم بخش مهمی از تولید را خودمان تقبل می‌کنیم.  
 

  • اگر بخواهید کار خودتان را با یک ناشر بین‌المللی مقایسه کنید، به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟

ببینید یک مشکل اساسی در این سازوکار وجود دارد و آن، این است که مثلث تولید کننده، ناشر، پخش (فروشنده) درست عمل نمی‌کند؛ زمانی که ما بتوانیم این مثلث را به توازان برسانیم، آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم که از لحاظ اقتصادی بازگشت سرمایه داشته باشیم؛ این چرخه در تولید تمامی کالاها معیوب است؛ شما یک کالایی تولید می‌کنید که از لحاظ فیزیکی قیمت‌گذاری می‌شود. قاب سی‌دی، سی‌دی و دفترچه؛ بسته به نوع متریالی که استفاده می‌کنید؛ چیزی بین سه تا پنج هزار تومان هزینه دارد؛ پخش آن را از شما هشت هزار و اندی می‌خرد و پانزده هزار تومان دست مشتری می‌آید؛ یک چیز اینجا مغفول مانده؛ سهم هنرمند کجاست؟ سهمی برای او در نظر گرفته شده است؟
 

نه و قصه همین‌جاست. در همین گوشی‌های آیفون حدود ۴۵۰ دلار متریال به کار رفته است؛ اما توسط خود کمپانی ۸۰۰ دلار فروخته می‌شود و صد دلار برای ایده‌ی آن در نظر گرفته شده، این در تولید در ایران کاملا مغفول مانده و فرقی نمی‌کند که صاحبِ اثر استاد شجریان باشد یا یک هنرمند تازه‌کار و این خیلی فاجعه است. البته ما داریم درباره‌ی موسیقی هنری صحبت می‌کنیم که تولیدِ محدود از آن می‌شود؛ اما همان رفتاری با آن می‌شود که با اثری که  ۵۰ هزار تیراژ دارد؛ کسانی که آن اثر را گوش می‌کنند حتما به این نکته اذعان دارند که تولید آن به هیچ وجه ساده نیست و نیاز به تمرین و ممارست بسیار زیادی دارد.
 

  • کپی‌رایت هم که خودش مساله‌ی مهمی در ایران است؟

البته مدتی است که وضعیت بهتر شده است.
 

  • یعنی مردم کمتر کپی می‌کنند؟

بله؛ به خصوص در ژانری که ما کار می‌کنیم؛ اصلا ما این مشکل را نداریم. هنرمندان پرطرفدار با این مشکل مواجه هستند.  
 

  • «احوالات شخصی» به صورت کنسرت اجرا نمی‌شود؟  

این ایده را داشتیم و اکثر بچه‌ها موافق بودند؛ اما چند نفر مخالف بودند و ما ترجیح دادیم که برگزار نکنیم تا زمانی که همه‌ موافق بودند یا یک سازوکار دیگر طراحی کنیم.
 

  • دلیل مخالفتشان چه بود؟

معتقد بودند که برند «احوالات شخصی» کافی نیست تا موزیک‌های ما کنار هم قرار گیرد. از یک دید می‌شود گفت این فرضیه درست است و از دید دیگر درست نیست! چون به هر حال شما می‌توانید بگویید یک سری نوازنده‌ وجود دارند که فارغ از ژانر می‌خواهند اجرا کنند.
 

  • درباره‌ی کارهای آتی گروه هم توضیح می‌دهید؟‌

احوالا شخصی همچنان ادامه خواهد داشت و چند اثر هم تولید شده است. پروژه مستقل با دو کار ادامه پیدا خواهد کرد که یکی با حضور گروه آوازی «دایان» به سرپرستی «سیاوش لطفی» است که لالایی‌های مختلف دنیا را اجرا کرده‌اند و یک اثر سه‌نوازی. در «پارتیتورخوانی» هم  به زودی سه اثر ارکسترال از آقای «رضا والی» که آهنگساز بسیار بزرگی است و حالا در امریکا زندگی می‌کند را به همراه «طرح‌های سمفونیک» آقای پژمان منتشر خواهیم کرد.


از پانزدهم مرداد ماه و در کاخ سعدآباد

«پرواز همای» پروژه‌ بزرگ «حلاج» را روی صحنه می‌برد

موسیقی ما – «پرواز هماى» – خواننده‌ی شناخته شده‌ی موسیقی ایران- و گروه «مستان» از پانزدهم مردادماه در كاخ سعدآباد تهران، با اجراى پروژه‌ى بزرگ «حلاج» روى صحنه خواهند رفت.

«همای» در این اثر متفاوت ادبى، نمایشى و موسیقاىی داستان پیدایش، مبارزه، به سلاخى كشیدن و بر دارآویختنِ‌ «حلاج» را با همراهى گروه بزرگ بازیگران، نوازندگان و سماع‌گران روی صحنه می‌برد. او خود اشعارِ‌ این پروژه را سروده و آنها را آهنگسازی کرده است؛ کارگردانی این پروژه‌ی نمایشی نیز را نیز خود برعهده گرفته است. «حلاج» را می‌توان تركیبى از سروده‌هاى هماى، مولانا، عطار نیشابورى و حافظ دانست كه به قلم او به تصویر در امده است .

او پیش از اپراى «موسى و شبان» و اپراى «عشق و عقل» را روی صحنه برده است و «حلاج» را می‌توان سومین اپراى  ایرانى این خواننده دانست؛ این‌بار تنها گروه نوازندگان سازهاى ایرانى  او را به شكل زنده همراهى خواهند كرد.

منبع: 

سایت موسیقی ما

آلبوم موسیقی کلاسیک مهریان راهی بازار شد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


با آهنگسازی پدرام بلورچی و بابک دشتی نژادو سروده‌هایی از محمدعلی بهمنی

آلبوم موسیقی کلاسیک مهریان راهی بازار شد

موسیقی ما – آلبوم موسیقی کلاسیک «مهریان» با آهنگسازی پدرام بلورچی و بابک دشتی نژاد و آواز پدرام بلورچی، از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری نهاله رودکی منتشر شد. این اثر در قالب ۱۰ قطعه به عناوین «درد دل»، «تکنوازی سنتور»، «یاد تو»، «آواز شور»، «به رنگ قالی»، «در اندوه»، «آواز دشتی»، «تو همانی آیا»، «آواز کرد بیات» و «نمی دانم چرا» به اجرا در آمده است.

این اولین اثر رسمی به آهنگسازی و خوانندگی پدرام بلورچی است که بابک دشتی نژاد نیز آهنگساز دیگر آن است. تصنیف های این آلبوم بر سروده‌هایی از محمدعلی بهمنی، شجاع‌الدین شهنواز و پانته‌آ فولادوند و اشعار آوازها بر سورده های هوشنگ ابتهاج اجرا شده اند. بابک دشتی‌نژاد، بهزاد رواقی، حمید خوانساری، فرشاد رستمی، فرهنگ مشتاق و فرهاد صفری، از جمله نوازندگانی هستند که در این آلبوم به هنرنمایی پرداخته‌اند.

آلبوم موسیقی مهریان با صدای پدرام بلورچی، توسط مؤسسه فرهنگی و هنری نهاله رودکی راهی بازار موسیقی شد. علاقمندان می توانند نسخه فیزیکی و اورجینال اثر را از مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی تهیه کنند. 

چهارمین دوره‌ «شب‌های جز» برگزار می‌شود

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


این بار با حضور هنرمندان داخلی و خارجی

موسیقی ما – چهارمین دوره از ویژه‌برنامه «شب‌های جَز»، با شکلی متفاوت از سال های پیش، از روز ششم مردادماه با حضور تعدادی از هنرمندان داخلی و خارجی، توسط مجموعه «سازباز» در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.
 
در این برنامه، کوارتت «کاسته» اولین اجرا بعد از انتشار دومین آلبومش را برگزار می‌کند و کوارتت کیاوش صاحب‌نسق هم برای اولین بار روی صحنه می‌رود. هنرمندان دیگری نظیر تریوی کارلو ماور از ایتالیا، تریوی سردار سرمست، تریوی آرشید آذرین و تریوی نیوئن‌لِ طی چهار شب روی صحنه می‌روند.
 
برنامه‌ شب‌های جز در تابستان ۱۳۹۷ برای چهارمین سال پیاپی روی صحنه می‌رود. این رویداد اما امسال با تغییراتی همراه خواهد بود؛ نهاد فرهنگی و مستقل «سازبار» که بانی و برگزارکننده این رویداد بوده حالا با حمایت مجموعه هاکوپیان، علاوه بر موزیسین‌های داخلی از چند هنرمند برجسته بین‌المللی هم برای شرکت در شب‌های جز دعوت کرده است. همچنین این رویداد که تا پیش از این در دو شب برگزار می‌شد، این بار در چهار شب و در قالب هشت اجرا در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.
 
«شب‌های جز» از روز ششم مردادماه آغاز می‌شود و علاقه‌مندان با تهیه یک بلیت در هرشب می‌توانند به تماشای دو اجرای متفاوت بنشینند. در شب اول، نخست، تریوی «کارلو ماوِر» نوازنده ایتالیایی باندونئون همراه با گیتار و پرکاشن و سپس تریوی «سردار سرمست» به اجرای برنامه می‌پردازند.
 
در اجرای هفتم مردادماه در بخش اول، کوارتت «کیاوش صاحب نسق» آهنگساز نوگرای ایرانی برای نخستین بار روی صحنه می‌رود و در بخش دوم، تریوی «آرشید آذرین» هنرمند ایرانی ساکن فرانسه پیش روی مخاطبان قرار می‌گیرد.
 
در روز هشتم مرداد، ابتدا کوارتت «کاسته» که به تازگی با نشر معتبر«ای سی ام» همکاری داشته، منتخبی از دو آلبوم خود را اجرا می‌کند و پس از آن تریوی «نیوئن لِ» روی صحنه حاضر می‌شود. «نیوئن لِ» گیتاریست شهیر فرانسوی، سابقه همکاری با بسیاری از بزرگان موسیقی جز از جمله رندی برکر، ظافر یوسف، وینس مندوزا، رنو گارسیا فونز و … را در کارنامه‌اش دارد. مخاطبان در شب پایانی، شاهد اجرای برنامه متفاوتی از کارلو ماور و نیوئن لِ خواهند دید که در واقع سورپرایزِ فستیوال خواهد بود.
 
امسال در «شب‌های جز» برای نخستین‌بار در کنار اجراهای صحنه‌ای، دو کارگاه آموزشی (ورکشاپ) نیز برگزار می‌شود. اجراها از ساعت ۲۱:۳۰ در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می‌روند و علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت می‌توانند به سایت «ایران کنسرت» مراجعه کنند.

دو شب کنسرت آنسامبل اینترنوا برگزار شد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


هم‌زمان با هشتادمین سالروز تولد لوریس چکناواریان

دو شب کنسرت آنسامبل اینترنوا برگزار شد

موسیقی ما – کنسرت آنسامبل اینترنوا در حمایت از کودکان کار ۲۵ و ۲۶ تیر ماه در تالار وحدت روی صحنه رفت. با اجرای این آنسامبل ایرانی-اروپایی، هشتادمین سال تولد لوریس چکناوریان جشن گرفته شد و برای اولین بار شب موسیقی مینیمالیست معاصر در ایران برگزار شد.

در شب اول اجرای این آنسامبل که تشکیل شده از سه کوارتت زهی به همراه پیانو بود برخی از آثار لوریس چکناوریان به نام‌های نوستالژی برای کوارتت زهی، رقص شاعرانه و رقص هیجان برای تکنوازی پیانو و ۲۴ باگتلا بر اساس آهنگ‌های ارمنی، اجرا شد. همچنین آثاری از شوستاکوویچ و دبوسی هم به اجرا در آمد. در این برنامه که تمام عواید آن به حمایت از کودکان کار اختصاص داده شد کودکان موسسه ایلیا جشن تولد لوریس چکناوریان را جشن گرفتند. همچنین این رهبر ارکستر روی صحنه حضور پیدا کرد و درباره زندگی سخت و پرکار کودکی‌اش سخن گفت.

جدا از رپورتوار متفاوتی که برای شب دوم انتخاب شد طراحی صحنه‌ی خاصی هم به تناسب قطعات در نظر گرفته شده بود. این اجرا با قطعه‌ی پیچیده‌ای از استیو رایش که از برجسته‌ترین مینیمالیست‌های جهان است آغاز شد و سپس نوبت به هفت گاه معلق اثر فرخزاد لایق رسید. به گفته‌ی لایق این اسر پس از سِفر عُسرت دومین گام او در برگوشودن حجم در ساحت موسیقی دستگاهی ایران است. پس از آن سولو پیانوی اشکان لایق اجرا شد و اجرا با اثری از مایکل نایمن پایان یافت. با تشویق مردم نوازندگان روی صحنه ماندند و به عنوان حسن ختام این کنسرت خیریه موسیقی متن سریال گیم آوترونز اثر رامین جوادی را اجرا کردند.

میدان آزادی در عمارت روبرو

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – گروه «میدان آزادی» که بعد از انتشار ویدئوکلیپ «تیکولو تیکو» نظرات بسیاری را متوجه خود کرد، در تازه‌ترین فعالیتش، فردا یعنی پنجشنبه ۲۸ تیر در عمارت روبرو روی صحنه می‌رود.
 
«میدان آزادی» برای این اجرا هیچ یک از قطعاتی که منتشر کرده را اجرا نمی‌کند و مخاطبانش را با قطعات دیگری روبه‌رو خواهد کرد که برخی از آنها را پیش از این در کنسرت‌هایش نواخته است. علاوه بر آن دو قطعه جدید هم اجرا می‌کنند.
 
آنها تا به امروز قطعاتی نظیر تیکولوتیکو، خروس، تهران ۹۴ و با تو را همراه با موزیک‌ویدئوهایی خلاقانه منتشر کرده‌اند که فضای آنها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. میدان آزادی که برعکس نامش یک جا ثابت نیست و دائماً در حال تغییر است، پنج سال پیش خودش را به دنیای موسیقی معرفی کرد که در ابتدا به زبان انگلیسی فعالیت می‌کرد و بعد از ۲ سال آلبوم کوتاهی (EP) به‌نام  Arriving Nowhere  منتشر کرد. بعد از مدتی گروه تغییر رویه داد و به اشعار و فضای موسیقی سنتی و فارسی روی آورد که در این مدت با خوانندگان مختلفی همکاری و اجراهای متعددی در فرهنگسرای ارسباران، نیاوران، خانه هنرمندان و تئاتر شهر برگزار کرد. اما از سه سال پیش تصمیم گرفتند مسیری که شباهت بیشتری با خودشان دارد را انتخاب کنند و قطعاتی در فضای پست راک، جز و فانک با ریتم‌ها و ملودی‌های ایرانی ساختند که قرار است در این کنسرت هم همان قطعات را اجرا کنند و از فضای پاپ قطعاتی که منتشر شده فاصله بگیرند.
 
فرزان فرهنگ‌مهر (گیتار) سپهر آرین (گیتار)، بهنام برآبادی (درامز) و میلاد رحیمی (گیارباس) اعضای گروه «میدان آزادی» هستند که میلاد، فرزان و سپهر علاوه بر نوازندگی، قطعاتی را در این کنسرت می‌خوانند و تعدادی هم قطعه اینسترومنتال (سازی) اجرا می‌کنند.
 
علاقه‌مندان می‌توانند بلیت‌های این کنسرت را از طریق سایت Blito.ir تهیه کنند.


هشتم مرداد در تالار وحدت

«دنگ شو» آخرین کنسرت تور آلبوم «مدونای» را برگزار می‌کند

موسیقی ما گروه موسیقی «دنگ شو» اولین اجرای سال ۹۷ خود را، روز هشتم مرداد با آخرین کنسرت از تور آلبوم «مدونای» در تالار وحدت برگزار می‌کنند.
 
این گروه در فضای مجازی خود خبر از دو دیدار داده که یکی کنسرت تابستانی آنها است و دیگری قطعه‌ای به نام «دیدار» که تا چند روز آینده منتشر می‌شود.
 
«دنگ شو» که شهریور سال ۹۶ دومین آلبوم رسمی خود یعنی «مد و نای» را منتشر کردند، آن را در چندین شهر از ایران و کانادا روی صحنه بردند و حالا قرار است با اجرای آن در تالار وحدت و همچنین اجرای چند قطعه خاطره‌انگیز از دیگر آلبوم‌هایش نظیر «اتاق گوشواره»، به استقبال آلبوم جدیدش برود.
 
آنها در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی ما خبر از آلبوم جدید خود دادند و اعلام کردند کنسرت بعدی‌شان با اجرای این آلبوم خواهد بود که احتمالاً تا پاییز سال جاری منتشر و سپس تور کنسرت‌هایش در نقاط مختلف برگزار خواهد شد.
 
طاها پارسا (نوازنده ساکسوفون و خواننده و ترانه‌سرا)، رضا شایا (پیانو و همخوان)، میلاد باقری (خواننده)، صبا صمیمی (سازهای کوبه‌ای)، کسری سبک‌تکین (گیتاربیس)، آیدین ترکیان (کمانچه)، اسحاق چگینی (نی) و ماکان خویی‌نژاد (ویلنسل) اعضای دنگ‌شو در این کنسرت هستند که می‌توانید بلیت‌های آن را از سایت «ایران کنسرت» تهیه کنید.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

رویداد هنری "صِت" برگزار می‌شود

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – موسیقی و هنر تجربیِ صتِ تهران، دوره‌ چهارم خود را به تبادل هنری میان تهران و برلین اختصاص داده است. این رویداد ۵ روزه با نام SET X CTM از تاریخ ۴ تا ۸ مرداد برگزار خواهد شد.

این بار همه چیز تنها به اجرای صدا و تصویر ختم نخواهد شد و قرار است به اشکال متفاوت در مکان‌‌های مختلف و متناسب با محتوای ارائه شده برگزار شود. هر روز یک هنرمند در گالری امکان مهمان پروژه سِدا می‌شود؛ با تعدادی از علاقه‌مندان دیدار خواهد کرد و در رابطه با تجربیاتش گپ و گفتی شکل می‌ گیرد. در دو روز اول برج آزادی میزبان شش اجرا در دو سانس خواهد بود و علاقه مندان می توانند با تهیه یک بلیت هر سه اجرا را ببینند. روز سوم دو پرفورمنس در سالن تئاتر مستقل برگزار می‌شود و همچنین روز آخر هم برگزار کنندگان ایرانی و آلمانی در موزه موسیقی از تجاربشان صحبت می‌کنند.  

همکاری دو فستیوال در سال ۲۰۱۶ به واسطه‌ی حمایت از پروژه‌ی Sacred Horror in Design آغاز شد. پروژه‌ای که هنرمند ایرانی Sote (عطا ابتکار) که از سرشناس ترین موزیسین الکترونیک ایرانی در جهان است و هنرمند مقیم برلین Tarrik Barri را در کنار هم قرار داد. نکته جالب این که تاریک بری سابقه همکاری با تام یورک (ردیوهد) و نیکولاس جار را در کارنامه دارد. حالا با حمایت مالی چند موسسه، دو اثر جدید با همکاری هنرمندان دو شهر اجرا خواهد شد: پروژه ی مشترک بین دوئت ایرانی ۹T Antiope  به همراه فیلمساز و ویدئو آرتیست مطرح آلمانی “راینر کولبرگر” شکل می گیرد. همچنین دیدار موسیقیدان الکترونیک ساکن برلین “ربیع بعینی” با آنسامبل آکوستیک پویا پورامین آهنگساز و نوازنده ایرانی انجام می‌ شود.

The Sacred Horror In Design  که ستایش بسیاری از منتقدان را برانگیخته برای اولین بار در تهران اجرا خواهد شد. در این ۵ روز برای اولین بار Monolake موسیقیدان الکترونیک پیشرو در زمینه‌ی موسیقی کامپیوتر و یکی از دو عضو اولیه و اصلی تیم برنامه‌نویسی و راه‌اندازی نرم افزار Ableton Live، اثر جدید خود را اجرا خواهد کرد.

رژین شرفی و mHz آثار جدید خود را برای اولین بار ارائه می کنند و Umchunga ، Temp-Illusion  و امیربهادر اشرف‌زاده از نام های آشنا برای دنبال کنندگان صت با کارهای جدید به این رویداد باز می گردند.

لازم به ذکر است علاقه‌مندان می توانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.

 


با افتتاح نمایشگاه رادیو ملی ایران از امین‌اله رشیدی تقدیر می‌شود

موسیقی ما – در این نمایشگاه که در روز ۲۹ تیرماه و از ساعت ۱۵ افتتاح خواهد شد، آثار، اسناد، اشیا و تصاویر آرشیوی رادیو ملی ایران به نمایش گذاشته می‌شود.

نمایشگاه رادیو ملی ایران در برگیرنده بیش از ۵۵ رادیو قدیمی متعلق به هنرمندان صاحب نام کشور، ۱۵۰ مجله و نشریه دوران پهلوی مربوط به رادیو، نمایش بیش از ۴۰۰ صفحه گرامافون، نمایش حدود ۲۰۰ تصویر و سند دیده نشده و محرمانه از رادیو در دوره پهلوی است.

استقرار ۱۴ ایستگاه رادیویی که به پخش مهمترین برنامه‌های رادیو ملی ایران از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۵۹ اختصاص دارد از ویژگی‌های این نمایشگاه است.

گردآوری و پژوهش این نمایشگاه با محسن شهرنازدار و مدیریت و برگزاری آن با احمدرضا نوری  بوده است.

در روز جمعه و همزمان با افتتاح این نمایشگاه از امین‌اله رشیدی به عنوان یکی از اولین خواننده های رادیو ملی ایران تقدیر خواهد شد.

گالری سلام در مجموعه سام سنتر (طبقه منفی یک) واقع شده است.

"الماس ها" به نیاوران می آیند

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷


“الماس ها” به نیاوران می آیند

موسیقی ما – به نقل از روابط عمومی این کنسرت، گروه موسیقی بانوان “الماس‎ها” فعالیت هنری خود را در زمینه موسیقی پاپ از ابتدای سال ١٣٩٦ آغاز کرده است. انگیزه اصلی از تشکیل این گروه، اجرای موسیقی‎های معتبر جهان به زبان‎های انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، یونانی و ترکی استانبولی که در فضایی کاملا متفاوت از موسیقی سنتی ایرانی است. 

تنظیم تمامی قطعات تحت سرپرستی و رهبری فرهاد پرستو انجام شده است.

اعضای گروه موسیقی “الماس‎ها” نیزعبارتند از: فریماه عباسی سرپرست گروه ،نوازنده پیانو و سینتی سایزر، مروارید حاجی خواننده و نوازنده گیتار آکوستیک، هنگامه غفوری نوازنده گیتار باس، آمیتیس ایوانی نوازنده گیتار الکتریک، نسیم زبردست نوازنده درامز، فرهاد پرستورهبر ارکستر و تنظیم قطعات.

گفتنی است کنسرت موسیقی “الماس‎ها” شنبه ۳۰ تیرماه ساعت ۲۱ به مدت زمان ۱۲۰ دقیقه در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‎رود.

علاقمندان می‎توانند جهت تهیه بلیت به سایت ایران کنسرت و یا گیشه فرهنگسرا مراجعه کنند.


موسیقی ما – ارکستر سمفونیک تهران بعد از احیا در چند سال گذشته، با رهبران مهمان زیادی در شهر و کشورهای مختلف روی صحنه رفته و موفقیت‌های زیادی را نیز کسب کرده است. این ارکستر این بار با رهبری روی صحنه خواهد رفت که نسبت به دیگران جوان‌ محسوب می‌شود.

بابک کاظمی، آهنگساز و رهبر ارکستر انتخاب شده است تا این ارکستر را برای کنسرت ۲۸ تیر در تالار وحدت رهبری کند. کاظمی کار خود را به‌صورت حرفه‌ای ابتدا به‌صورت دستیار رهبر و سپس با رهبری مهمان در اروپا آغاز کرد. در این میان او به اجرای تعداد قابل توجهی اپرا و باله از آهنگسازان مطرحی چون ریچارد واگنر و جوزپه وردی پرداخته است.

کاظمی متولد تهران است. او موسیقی را با آموزش پیانو نزد اساتیدی چون تامارا دولیز و دلبر حکیم‌آوا آغاز کرد و در ادامه هارمونی، کنترپوئن و ارکستراسیون را نزد تنگیز شاولوخاشویلی فراگرفت. پس از ترک ایران، آهنگسازی را در رویال کالج موسیقی لندن نزد دکتر جو کُل و ویلیام میوال آموخت و همزمان کلاس پیانو را نیز نزد نیل ایمِل‌مان در رویال کالج موسیقی ادامه داد. سپس بورس تحصیلی کنسرواتوار بیرمنگام را در رشته رهبری و آهنگسازی به دست آورد. مادامی که در کنسرواتوار بیرمنگام درس می‌خواند کارش را به‌عنوان دستیار کنداکتور (رهبری ارکستر) آغاز کرد و بعدها به رهبری اصلی برخی از ارکسترهای اروپایی رسید.

کاظمی در ۲۰۱۴ به‌عنوان مدیر موسیقی و رهبر اصلی ارکستر سمفونیک لایت آو میوزیک (نور موسیقی) منصوب شد و همکاری‌اش تا به امروز با این ارکستر ادامه دارد. همکاری با باله سلطنتی بیرمنگام و بسیاری گروه‌ها در این شهر در مقام آهنگساز، رهبری ارکستر سمفونیک جدید اروپا، ارکستر سمفونیک رادیو سن‌پترزبورگ، ارکستر فیلارمونیک هرمیتاژ و ارکستر فیلارمونیک روس در کارنامه کاری او دیده می‌شود.

“سمفونی شماره ۳” بتهوون، “اورتور خفاش” یوهان اشتراوس و “اورتور رومئو و ژولیت” چایکوفسکی، رپرتوار اجرایی او در اجرای پیش رو هستند و تمرینات نیز مدتی است آغاز شده است.

در یکی از روزهای گرم تابستان برای تهیه گزارش از تمرینات ارکستر سمفونیک تهران به طبقه سوم بنیاد رودکی رفتیم. ارکستر از صبح مشغول تمرین روی “سمفونی شماره ۳ بتهوون” بود و رهبر جوان با وسواس خاصی اعضای ارکستر را هدایت می‌کرد. کاظمی یک کار را بارها در بخش‌های مختلف تکرار می‌کرد تا در نهایت بعد از یک ساعت و نیم کلنجار رفتن به نتیجه دلخواه رسید و ۱۵ دقیقه فرصت برای استراحت به بچه‌ها داد.

نکته قابل توجه و جالب در این تمرین شیطنت‌های اعضای ارکستر بود. کاظمی به خاطر سن کم نزدیکی بیشتری با بچه‌ها داشت و شوخی‌های جالب بین آن‌ها صورت می‌گرفت که گاهی تمرین را به حاشیه می‌کشاند. انرژی و وسواس کاظمی به‌قدری بالاست که با وجود خستگی زیاد به‌راحتی برای گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین حاضر شد و برای هر سؤال و پاسخ به آن وقت زیادی صرف کرد.

کاظمی با مثبت ارزیابی کردن عملکرد نوازندگان ارکستر، گفت: همه چیز تا این جای کار عالی است. نوازندگان ایرانی بسیار پرکار هستند و این چیزی بود که من قبلاً فکرش را می‌کردم و امروز که با آن‌ها کار می‌کنم این موضوع برای من کاملاً اثبات شده است، اما مهم‌ترین و امیدبخش‌ترین مسئله برای من است که نوازندگان ما با تمام وجود تلاش می‌کنند. در کل من از همکاری با این نوازندگان کمال رضایت را دارم، برای این که احساس می‌کنم این همراهی انرژی مضاعفی را در من به وجود آورده است. پیش از این که سر تمرین‌ها حاضر شوم، یک مقدار انرژی دارم، اما بعد از اتمام تمرین انرژی درونی من چند برابر می‌شود و من به شخصه از تک‌تک تمرین‌هایم با ارکستر بسیار لذت می‌برم.

کاظمی در خصوص نحوه آشنایی و شروع فعالیتش در ارکستر سمفونیک توضیح داد: حدوداً دو سال پیش جلسه‌ای با آقای صفی‌پور داشتم و قرار شد که ما یک سری برنامه‌ برای ارکستر تدارک ببینیم و بعد هم با آقای روحانی هماهنگی‌هایی را درباره انتخاب رپرتوآر و…صورت دادیم و ایشان کمال همکاری را داشتند. اجرای “سمفونی شماره ۳” یک مقدار چالش‌برانگیز است. خوشبختانه آقای روحانی از این چالش استقبال کردند و در نهایت به یک نقطه مشترک برای این همراهی و همکاری دست پیدا کردیم.

این هنرمند با اشاره به برخی تفاوت‌های موجود میان ارکسترهای ایرانی و اروپایی اذعان داشت: طبیعتاً یک سری تفاوت‌ها در بین سیستم کاری ارکسترهای ایرانی و اروپایی وجود دارد. به‌طور مثال ارکسترهایی که در انگلستان فعال هستند به تمرین‌های بسیار کم عادت دارند. به‌طور سنتی رویه کار در آنجا به این شکل است که تمرین‌های زیادی انجام نمی‌دهند که بخشی از این به مسائل مالی برمی‌گردد و از طرفی نوازندگان سعی می‌کنند خیلی سریع یک قطعه را بیاموزند، اما در کشورهایی همچون آلمان، اتریش و همین‌طور ایران تمرین‌های بیشتری انجام می‌شود و زمان بیشتری را صرف تمرین و آماده‌سازی قطعات می‌کنند.

کاظمی همچنین در خصوص رپرتوآر ارکستر سمفونیک گفت: قطعاتی که ما در حال تمرین آن‌ها هستیم از جمله “سمفونی شماره ۳” بتهوون جزو قطعات بسیار سخت است. البته ارکستر سمفونیک تهران این سمفونی را مدتی پیش آن اجرا کرد، اما در این بین تعدادی از نوازندگان ارکستر تغییر کرده‌اند. ارکستر فعلی بسیار جوان است و نوازندگان ما نیاز دارند این رپرتوآر را بشناسند.

این آهنگساز ادامه داد: ما در اینجا شش جلسه تمرین خواهیم داشت و امیدوارم در پایان جلسه ششم به روح قطعات که به نظر من از مسائل تکنیکی و… بسیار مهم‌تر است، برسیم. در واقع امیدوارم بتوانیم روح قطعات را به چنگ بیاوریم و هنگام اجرا به زیبایی آن را به نمایش درآوریم. در تفسیر قطعات سعی می‌کنیم تم‌ها با داستان مطابقت داشته باشند.

نوازنده پیانو همچنین گفت: تفسیر “سمفونی شماره ۳” بتهوون هم بسیار دشوار است چون یک سمفونی است که او برای ناپلئون ساخت. هنگامی که بتهوون متوجه می‌شود، ناپلئون تاج‌گذاری کرده و خودش را امپراتور نامیده است. از کارش منصرف می‌شود و صفحه اول نت‌ها را پاره می‌کند. از لحاظ دیگر بتهوون در برهه بسیار سخت و حساسی از زندگی‌اش قرار گرفته و شنوایی به‌سرعت در حال کم شدن است و او این کشمکش را با خودش دارد که آیا می‌تواند کارش را به‌عنوان یک آهنگساز ادامه بدهد یا نه، و همه این‌ها در موسیقی او به‌خوبی دیده می‌شود. تغییر سرعت‌هایی که بسیار ناگهانی در حال وقوع است. و این که او توانسته در این شرایط، تا این حد در اجرای این سمفونی، که اساساً بخشی از آن به خاطر چالش‌ها و جنگ‌های درونی‌اش بوده جرئت بورزد، جای تأمل دارد. تمام این ظرایف باید در هنگام اجرا در نظر گرفته شود و از این حیث سمفونی بسیار شگفت‌انگیزی است. درست به همین به خاطر این سمفونی جز سمفونی‌های مورد علاقه جناب بتهوون هم بوده است.

او در خصوص تفاوت سطح نوازندگان ایرانی و همین‌طور کیفیت سازهای مورد استفاده در ایران گفت: به نظر من هیچ تفاوت سطحی میان نوازندگان ایرانی و نوازندگانی که در کشورهای اروپایی فعالیت می‌کنند وجود ندارد و فقط از جنبه مارکتینگ اختلافاتی وجود دارد که آن هم به خود ارکستر برمی‌گردد. ما در اینجا سعی می‌کنیم روند کار تیمی را بهبود ببخشیم. در این مدت که آقای روحانی در ارکستر حضور داشتند اوضاع به‌مراتب بهتر از قبل شده است و امروز سعی ما این است تا با حضور رهبرهای میهمان و رپرتوآرهای جدید، نوازندگان بتوانند با تعداد تمرین‌هایی کمتر مهیای اجرا شوند. فکر می‌کنم امروز همه ما در جهت درستی در حال حرکت هستیم و از این بابت بسیار خرسندم.

این هنرمند در خصوص ارتباط تنگاتنگ با سایر نوازندگان ارکستر به نکات جالبی را بیان کرد و ادامه داد: من فکر می‌کنم که این یک ارتباط دوسویه است. چرا که وقتی که اختلاف سنی میان رهبر و اعضای ارکستر زیاد است با تناسب میزان سابقه و تجربه، سایرین احترام بیشتری نسبت به رهبر ارکستر قائل هستند. از طرف مقابل هم هر چند قدر رهبر ارکستر کم سن تر و جوان باشد به طبع وقت و انرژی بیشتری را برای به چالش کشیدن نوازندگان و در نتیجه، اجرای متفاوت قطعات، می‌تواند صرف کند. به طور مثال هر ارکستر رویه خاص خودش را دارد به‌عنوان وقتی “سمفونی شماره ۳” را با ارکستری اجرا می‌شود که ده‌ها بار آن را نواخته است یک مقدار تغییر ریتم و سرعت در این ارکستر توسط رهبر میهمان دشوار است، اما نوازندگان ارکستر سمفونیک به دلیل میانگین سنی کم بسیار پویاتر عمل می‌کنند.

رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران ضمن ابراز خرسندی از توانمندی هنرمندان ایرانی و ابراز امیدواری از این که ارکستر بتواند اجراهای شایسته‌ای را در سایر کشورها برگزار کند، گفت: ما امیدوار هستیم این همکاری ادامه‌دار باشد و ارکستر سمفونیک بتواند تورهای اروپایی زیادی را برگزار کند. به شخصه فکر می‌کنم که شناساندن و معرفی ارکستر سمفونیک تهران با این رپرتوآر و سطح توانایی که شاهد آن هستیم به مخاطبان اروپایی بسیار ارزشمند خواهد بود چرا که مخاطبان اروپایی برخلاف تصور خیلی از ما، احترام زیادی نسبت به ارکستر سمفونیک تهران دارند. آن‌ها این ارکستر را به‌خوبی می‌شناسند، اما تاکنون چیز زیادی را از آن نشنیده‌اند. به هر حال به‌عنوان ارکستر سمفونیک پایتخت یک کشوری مثل ایران ضمن احترامی که قائل هستند، سطح بسیار بالایی را از آن انتظار دارند. من معتقدم که نوازندگان ما به‌خوبی می‌توانند این سطح از انتظار مخاطبان اروپایی را برآورده کنند و امیدواریم در مراحل بعدی نوازندگان ما تورهای اروپایی را بیشتر تجربه کنند. این مسئله خیلی مهم است که بتوانند در سالن‌های بزرگ دنیا به اجرا بپردازند. امیدوارم در آینده با برگزاری این تورها به همه ثابت شود که هیچ فرقی میان نوازندگان ایرانی و اروپایی وجود ندارد.

«رو به رام کن» با صدای «فریان» منتشر شد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷


مجوز: ۰۱۹۱۷/ق/ ۹۶/۱۲  – کتابخانه ملی: ۲۰۳۳۰ و

موسیقی ما – سومین اثر از فصل جدید فعالیت‌های هنری «فریان» با همکاری «مسعود جهانی» منتشر شد. این اثر به نام «رو به رام کن» با ملودی فریان، ترانه او و «مهدی دارابی» و تنظیم و مدیریت هنری مسعود جهانی تهیه شده است. «ساسان سالور» و «حمیدرضا علی‌نژاد» هم تهیه‌کنندگان این اثر هستند. طی ماه‌های گذشته دو قطعه «تو دلم موند» و «آی دیوونه» با صدای فریان منتشر شده بود که بازخوردهای گوناگونی برایش داشت. این خواننده در حال حاضر مراحل تولید قطعات جدیدش را دنبال می‌کند و شنیده‌ها حکایت از آن دارد که به زودی علاوه بر مهدی دارابی با چند هنرمند سرشناس در زمینه ترانه و ملودی هم همکاری‌هایی خواهد داشت.
 
فریان در سال ۹۵ آلبوم «خدای عشق» را در فضای پاپ – کلاسیک و با چند قطعه که تنظیم ارکسترال داشتند منتشر کرد. اما از سال ۹۶ با مسعود جهانی به عنوان مدیر هنری وارد همکاری شد و فضاهای مدرن و متفاوتی را نسبت به آثار گذشته‌اش تجربه کرد.  

 


با آوانویسی و اجرای نی سیامک جهانگیری

دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد

موسیقی ما – دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» به همراه یک سی‌دی شامل دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان با آوانویسی و اجرای نی سیامک جهانگیری توسط مؤسسه‌ی فرهنگی هنری ماهور منتشر شد.

«سیامک جهانگیری» -آهنگساز، نوازندۀ نی و مدرس دانشگاه- در مورد این اثر گفت: «مجموعه‌ی حاضر به عنوان کتاب دوم شامل دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است. پیش از این در جلد اول، دستگاه شور و متعلقات آن در دو سی‌دی به چاپ رسیده بود و بقیه‌ی دستگاه‌ها نیز در مجلد بعدی به چاپ خواهد رسید. نی یکی از نزدیک‌ترین سازها به حنجره ی انسان است و شاید از این بابت اجرای آواز یا ردیف آوازی برای این ساز مناسب تر باشد. به همین خاطر، این مجموعه برای ساز نی آوانویسی و اجرا شده است.»

او در مورد آوانویسی و اجرای این ردیف بیان کرد: آنچه در آوانویسی‌ها برای این ساز مدّ نظر بوده، اجرای چپ کوکِ دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است، زیرا در اجرای چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره‌ی صوتی بم به زیر است و نسبت به اجرای راست کوک‌ها، در این ساز بهتر قابل اجراست.»

سیامک جهانگیری، نوازنده‌ی نی، آهنگساز و مدرس دانشگاه، نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده‌ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی‌نژاد دنبال کرد. این هنرمند در زمینه تألیف کتاب و سی‌دی برای آموزش ساز نی فعالیت‌های زیادی کرده است. آلبوم‌هایی چون «می‌رسد باران»، «ترنمی برای صبح»، «۲۴ چهارمضراب از ابوالحسن صبا»، «بدرقه‌ی ماه»، «در رگ تاک» و اجرای «ردیف استاد عبدالله دوامی» بخشی از فعالیت‌های سیامک جهانگیری در زمینه‌ی موسیقی هستند.


موسیقی ما – گروه موسیقی «پوسی رایت» مسئولیت اخلال در فینال جام جهانی را که با پریدن چند نفر از میان تماشاگران به داخل زمین حین انجام بازی روی داد، به عهده گرفت.

به گزارش «موسیقی ما»، در دقیقه ۵۲ بازی کرواسی و فرانسه چهار نفر دو زن و دو مرد، از یک سمت زمین با لباس متحد الشکل به زمین مسابقه وارد شدند که پلیس امنیتی آنان را به بیرون هدایت کرد .

گروهی با عنوان پوسی رایت ( Pussy Riot ) که یک گروه معترض راک پانک اعتراضی روسی مستقر درمسکو است .

این گروه که از مخالفان ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه محسوب می‌شوند، .در صفحه فیس بوک خود با انتشار بیانه‌ای مسئولیت اینکار را به عهده گرفت .

در این بیانیه آمده: «زندانیان سیاسی را آزاد کنید .برای داشتن علاقه نبایست کسی در زندان باشد .دستگیری های غیرقانونی در تظاهرات ها را متوقف کنید.به رقبای سیاسی در کشور اجازه فعالیت دهید.اتهامات جنایتکارانه را محکوم کنید و بیگناهان را در زندان نگه ندارید. پلیس زمینی را به موجودی پاک و روحانی تبدیل نکنید .»

گفتنی‌ست سال ۲۰۱۲ سه تن از اعضای این گروه به اتهام آنچه رسانه های روس از آن به عنوان «اوباش‌گری در کلیسا» نام بردند،  هر یک به دو سال حبس محکوم شدند.

اعضای این گروه روز ۲۱ آوریل با ورود به یک کلیسا در مسکو در جلوی محراب علیه ولادیمیر پوتین برنامه اجرا کردند.


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A