دانلود آهنگ جدید

بایگانی‌های دانلود آهنگ - صفحه 4 از 102 - دانلود آهنگ جدید - میم موزیک

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما پیمان حاتمی عضو اصلی گروه قدیمی «واران» که سیزده سال پیش آلبومش را با نیما رمضان و سیروان خسروی منتشر کرد، بعد از همکاری‌هایش با علیرضا قربانی، مهیار علیزاده و گروه «پالت»، با انتشار قطعه «بزن باران» از فعالیت‌های جدیدش در عرصه موسیقی رونمایی کرد.
 
«بزن باران» اولین قطعه از پروژه تازه پیمان حاتمی است که قرار بود در قالب یک آلبوم منتشر شود اما تصمیم گرفته آنها را به شکل تک‌ترک منتشر کند که اشعار تمامی قطعات آن را سارا قهرمانی سروده است. پیمان در این قطعه علاوه بر خواننده، ملودی، تنظیم و نوازندگی تمام سازها را نیز خودش انجام داده است.
 
پیمان حاتمی درباره فعالیت‌های موسیقایی‌اش به «موسیقی ما» می‌گوید: «اولین آلبومم (ایستگاه اول) را سال ۸۴ با گروه «واران» منتشر کردم که من و نیما رمضان عضو اصلی گروه بودیم. سیروان خسروی هم تنظیم‌های آن آلبوم را انجام داد و در قالب موسیقی پاپ منتشرش کردیم که خیلی هم شنیده شد اما نه به اسم من یا گروه و فقط قطعاتش خیلی هیت شدند.»
 
او می‌گوید از دو، سه سال پیش تصمیم گرفت موسیقی پاپ را کنار بگذارد و آثاری منتشر کند که با حال و هوایش نزدیکی بیشتری داشته باشد تا آنچه این روزها در بازار شنیده می‌شود و به همین دلیل در کارهایش با تلفیقی از سبک‌های مختلف روبه رو هستیم چراکه معتقد است: «چون هم در فضای موسیقی پاپ کار کرده‌ام و هم در سبک راک و موسیقی ایرانی، برای کارهای جدیدم به اجماعی از هر سه رسیدم و با استفاده از اِلمان‌هایی از آنها، موسیقی خودم را استخراج کردم.»
 
شاید اهالی موسیقی پیمان حاتمی را بیشتر به عنوان صدابردار بشناسند اما او معتقد است که قبل از آن موزیسین بوده و کار صدا را در کنار موسیقی ادامه داده است. این هنرمند یکی از اعضای گروه «کامنت» در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری این گروه بود و آنجا پیانو می‌نواخت. البته در تعدادی از قطعات علیرضا قربانی و مهیار علیزاده نیز پیانو نواخته و در اجرای «دخت پریوار» به عنوان نوازنده کیبورد و پیانو، گروه را همراهی کرده است. علاوه بر این همکاری‌هایی با گروه «پالت» هم داشته و در کنسرت‌هایش گیتار الکتریک نواخته است.
 
حالا این نوازنده تصمیم گرفته فعالیت‌هایش در بخش خوانندگی را دوباره از سر بگیرد و در این‌باره می‌گوید: «دو سال پیش آلبومی تهیه کردم که به دلیل مشکلات پخش و بخشِ تهیه‌کننده، تصمیم گرفتم این قطعات را از حالت آلبومی خارج و آنها را به شکل سینگل منتشر کنم. البته چند سال پیش هم سر مشکلاتی که با تهیه‌کننده‌ها داشتم مجبور شدم دو تا از آلبوم‌هایم را دور بریزم چون زمانش گذشت و تاریخ مصرف آنها تمام شد؛ برای همین تصمیم گرفتم این آلبوم را نجات بدهم.»
 
در انتها می‌توانید قطعه «بزن باران» با صدا، موسیقی و نوازندگی پیمان حاتمی و ترانه‌ای از سارا قهرمانی بشنوید و دانلود کنید.


با اعمال تخفیف برای دانشجویان:

شب موسیقی مینیمالیست با حضور بردیا کیارس، فرخزاد لایق و امیر باورچی برگزار می‌شود

موسیقی ما – چند سالی است موسیقی مینیمال در ایران محبوب‌تر شده است. مخاطبان و حتی موزیسین‌ها بیش از پیش به موسیقی مینیمال گرایش پیدا کردند و ریشه‌های این موسیقی در ژانر‌های مختلف از الکترونیک تا راک و کلاسیک بیشتر دیده می‌شود. حالا قرار است آنسامبل ایرانی-اروپاییِ «اینتر نوا» منتخبی از آثار مینیمال مدرن را در تالار وحدت روی صحنه ببرند.

آنسامبل اینترنوا که تشکیل شده از دو کوارتت ایرانی به سرپرستی بردیا کیارس و امیر باورچی و یک کوارتت اروپایی به سرپرستی دارا مورگان است در روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر روی صحنه خواهند رفت. اجرای شب دوم این آنسامبل روی موسیقی مینیمالیست معاصر تمرکز دارد. آن‌ها قرار است آثاری از استیو رایش، مایکل نایمن و فرخزاد لایق را اجرا کنند.

استیو رایش از مهم‌ترین و پرکارترین مینیمالیست‌های دنیا به شمار می‌رود و برخی او را تاثیرگذارترین موزیسین زنده آمریکا می‌دانند. موسیقی او به شدت تحت تاثیر روابط پیچیده ریاضی است؛ اما در عین حال که بر مقوله‌ی ریتم تمرکز دارد بازی‌های ملودیک را هم چاشنی آثارش می‌کند تا مخاطب را به دنیای جدیدی وارد کند. مایکل نایمن هم اگر چه به عنوان یک آهنگساز و پیانیست مینیمال آثار زیادی در این حوزه دارد اما بیشتر با ساخت موسیقی فیلم‌ شناخته می‌شود.

دیگر موزیسینی که قرار است آثارش در این شب اجرا شود فرخزاد لایق است. او پزشک متخصصی است که در اولین آلبوم موسیقی‌اش با شهرام ناظری همکاری کرد و سِفر عسرت را منتشر کرد. از همان ابتدا نشان داد نگاهی جدید به موسیقی ایرانی دارد و قرار نیست تنها موسیقی ردیف دستگاهی را دستمایه کارش قرار دهد. هنوز هم بسیاری از منتقدان این آلبوم را مهمترین و جسورترین اثر در کارنامه شهرام ناظری می‌دانند. در گام بعدی او هفت‌گاه معلق را منتشر کرد که حالا قرار است برخی از قطعات این آلبوم در شب مینیمالیست معاصر اجرا شود.

در شب اول اجرای اینترنوا آثاری از لوریس چکناوریان، شوستاکویچ و دبوسی اجرا می‌شود که عواید حاصل از هر دو اجرا به کودکان کار اختصاص داده می‌شود. همچنین گروه برگزار کننده تصمیم گرفته برای دانشجویان تخفیف ۲۵ درصدی در نظر بگیرد. علاقه مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این کنسرت به سایت تیوال مراجعه کنند.


موسیقی ما – بیست و سومین نشست «آیین آواز» در آستانه دومین سالگرد آغاز به کار این نشست تخصصی، برگزار شد. مبحث فنی و تئوریک این نشست که ۱۹ تیرماه در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، به بررسی موضوع «آسیب‌شناسی و بهداشت حنجره» اختصاص داشت و «فریبا یاوری» به عنوان میهمان ویژۀ نشست و «علی شیرازی» کارشناس- مجری در آن به بیانِ‌ دیدگاه‌های خود پرداختند.

«فریبا یاوری» در این جلسه به این مساله اشاره کرد که بهداشت صدا با تولید صحیحِ صدا و رفتار درست و علمی با حنجره در ارتباط مستقیم است: «هر قدر رعایت کردن بهداشت صدا می‌تواند به طول عمر خوانندگی و سلامت حنجره کمک کند، عکس آن هم می‌تواند عمر خوانندگی را پایین بیاورد و حتی بر تولید صدای درست و دلنشین نیز در سال‌های فعالیت، اثر منفی بگذارد. مثالش هم خیل صداهای ناپخته و ناکاملی است که این سال‌ها می‌شنویم و بسیاری هم برای درمان صدای بیمارشان به ما مراجعه می‌کنند.»

این پژوهشگر و نویسنده کتاب «ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت»، در ادامه با برشمردن ویژگی‌های صدای سالم بیان کرد: «هر خواننده یا هنرجوی آواز می‌تواند مقابل آینه بایستد و ضمن خواندن به انقباض‌ها و گرفت و گیرهای احتمالی صورت و گردنش توجه کند. اگر موقع خواندن، هر گونه فشار و انقباضی در این نواحی وجود داشت نشانۀ تولید صدای غیرعلمی و رفتار غیربهداشتی با حنجره است و اگر هم چهره و اندام خواننده خیلی ریلکس بود و فشار و انقباضی وجود نداشت یعنی صدای تولیدشده بهداشتی و علمی است و جای نگرانی وجود ندارد.»

در ادامه‌ی این جلسه، «علی شیرازی» با تأکید بر ضرورت رسیدن به حجم مفید صدا گفت: «به نظرم در تمام این چهار دهۀ رکود آواز ایرانی، بسیاری از خوانندگان و هنرجویان در رسیدن و ارائه حجم مفید صدای‌شان ناموفق بوده‌اند و به همین دلیل است که آن گرما، دلنشینی و صلابت در بیشتر صداها دیده نمی‌شود و بالطبع، صاحبان چنین صداهایی در ارائه ریزه‌کاری‌های صدا نظیر ویبراسیون، چهچه و غلت و تحریر، لطافت و بم‌خوانی، اوج‌خوانی درست و رسا و بقیه نمادهای بیرونیِ یک صدای کامل ناموفق بوده‌اند.»

در این برنامه همچنین هفت اجرای آواز توسط خوانندگان و گروه‌های مختلف به همراه یک مبحث فنی و تخصصی با موضوع آواز ایرانی ارائه شد. از جملۀ این اجراها آوازخوانی از پیش اعلام نشدۀ قاسم رفعتی خوانندۀ پیشکسوت بود که به صورت کاملاً بداهه با میلاد کیایی روی صحنه رفت. در ادامه، دو استاد قدیمی، اجرایی دلنشین در شور و دشتی را عرضه کردند. در پایان هم کیایی اعلام کرد که رفعتی تصنیف قدیمی و مشهور «دارم خدا…» اثر انوشیروان روحانی را خواهد خواند و خودش هم با سنتور این خواننده را همراهی کرد.

گروه آوای دلشدگان به سرپرستی و نوازندگی تار توسط ساسان بازگیر و با خوانندگی علی یوسف‌وند نیز اجرای برنامه در افشاری را بر عهده داشت. حمید سروری‌زاده با تمبک، میلاد مرادی با کمانچه و محمد جوزی با عود دیگر نوازندگان این گروه بودند.

همچنین صدای علی قدیری‌گزی هنرمند جوانی را که از اصفهان آمده بود پدرش احمدرضا قدیری‌گزی با سه‌تار همراهی کرد. این برنامه در دستگاه نوا اجرا شد و خواننده که خودش تمبک هم می‌نواخت بسیار آتیه‌دار نشان داد. صدای مصطفی نجمی را هم مجید پایدار با تار و حمید رضایی با تمبک همراهی کردند. نجمی آوازش را بیات اصفهان مرکب خواند و ترکیبی دلنشین از خواندن به شکل فنی و هنرمندانه با اجرای دلی و عاشقانه در کارش مشاهد می‌شد. این اجرا اقبال زیادی را برانگیخت.

علیرضا فریدون‌پور هم دیگر خواننده‌ای بود که با پشتوانه همکاری و اجرای صحنه‌ای با استاد زنده‌یاد محمدرضا لطفی به ارسباران آمده بود. علیرضا چراغچی نوازنده ویولون با پنجه خود یاد قدمای این ساز را زنده کرد و علی رسولی با تار و امیر خیری با تمبک، این برنامه را در «دشتی» کامل کردند. بازاجرای تصنیف قدیمی میخانه اثر اسدالله ملک که با صدای محمودی خوانساری جاودانه شده است پایان‌بخش اجرای فریدون‌پور بود.

اجرای بامداد فلاحتی در دستگاه شور به همراه نی مرتضی صنایعی نیز از دیگر برنامه‌های این نشست بود. این اجرا کاملاً بداهه بود و این خواننده صاحب سبک اما جوان، لابلای کارش تصنیف‌هایی خاطره‌انگیز را به یادگار از دوران همکاری‌اش با زنده‌یاد جلال ذوالفنون ارائه کرد. آخرین اجرا هم به آواز بیات اصفهان توسط ابوالفضل ریاحی با سه‌تار امیر متولی اختصاص داشت که در بیات اصفهان ارائه شد. ریاحی در پایان، تصنیفی ساخته خودش را هم اجرا کرد.

علی رستمیان، شهرام صارمی، منوچهر سهیلی، نیکزاد زرگانی، لطفعلی سیلانی، مهران مهرنیا، شیرین حیات‌بخش، حسام صحرایی، سیدحسین جعفری، محمدفرزین ذوالقدر، شهناز مقدم، حمید لاجوردی، منصور رسولی، پوریا خاکپور، مسعود عرب، قاسم ضیایی صدر، امیر شرفیان، حسین نوریانی، مهیار سهیلی، ابوالفضل گودرزی، مسعود اعرابی و محمد اسعدی از جمله هنرمندان حاضر در این نشست بودند.

«بادزنگ» دو آلبومش را روی صحنه می‌برد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷


کنسرت الکتروراک یک گروه مشهدی در برج آزادی

موسیقی ما – گروه موسیقی «بادزنگ» کنسرتش را هفتم مرداد در برج آزادی تهران برگزار می‌کند. گروه «بادزنگ» یک گروه دو نفره مشهدی است که فرودین امسال، دومین آلبومش را با نام «دره خاموش» در فضایی نزدیک به الکتروراک منتشر کرد.
 
«بادزنگ» گروه دو نفره‌ای است که علیرضا احمدزاده و مسعود فیاض‌زاده آن را تشکل دادند. فضای آثار این گروه نزدیک به الکترونیک راک است که ترانه‌ها و بیشتر ملودی‌ها را علیرضا احمدزاده می‌نویسد و از طرف دیگر تنظیم و مهندسیِ قطعات را مسعود فیاض‌زاده انجام می‌دهد. تجربه‌های علیرضا از خاستگاه موسیقی کلاسیک و تحصیلات آکادمیک ریشه می‌گیرد. در سمت مقابل مسعود سال‌ها است که به شکل تجربی در سبک راک فعالیت می‌کند؛ از جمله فعالیت‌های او می‌توان به حضور در گروه «ماینس۱» به عنوان پروژه اصلی و همکاری با گروه «بامیان»، هادی پاکزاد، حامد بهداد و… اشاره کرد.
 
در این کنسرت، علیرضا احمدزاده به عنوان آهنگساز و خواننده گروه حضور دارد و مسعود فیاض زاده به عنوان نوازنده گیتار الکتریک و تنظیم کننده، علی باغفر (درامز)، کسری سبکتکین (گیتار باس) و سیامک بغدادی (کیبورد) دیگر اعضای گروه در این کنسرت هستند.
 
گروه موسیقی «بادزنگ» هفتم مرداد ماه ساعت ۲۱ در برج آزادی تهران، تازه‌ترین کنسرت خود را با اجرای آلبوم‌های «دره خاموش» و «دنیای ناتموم» برگزار می‌کند که برای تهیه بلیت می‌توانید به سایت ایران کنسرت مراجعه کنید.


موسیقی ما – این ارکستر متشکل از گروه نوازندگان ایرانی به رهبری علی‌اکبر قربانی و خوانندگی وحید تاج با نظارت فرهاد فخرالدینی موسیقی ایرانی را در شهر آستانه طنین‌انداز کرد.
«شورآفرین» ساخته علی‌اکبر قربانی، «بهار دلکش» اثر استاد درویش خان، «بهار من» اثر علی تجویدی، سه قسمت از سوئیت «ابن سینا» و «موج» از فرهاد فخرالدینی، و «کوهستانی، در قفس و تمرین دشتی» از ابولحسن صبا قطعاتی بود که با حضور گروه‌های موسیقی و ارکسترهای کشورهایی همچون کره جنوبی، داغستان، قرقیزستان، روسیه و مقدونیه و همچنین سفرای کشورهای خارجی و سفیر ایران در محل آمفی‌تئاتر آستانه و در حاشیه رودخانه این شهر اجرا شد.
در اجرای روز اول ارکستر سازهای ملی ایران، فرهاد فخرالدینی، ساکن عبدالرحمن‌اف رییس فیلارمونیای شهر آستانه و همچنین رییس فستیوال «سرپر» را برای حضور در روی صحنه دعوت کرد و اثر خوشنویسی از هنرمند ایرانی را به پاس قدردانی از میزبانی این ارکستر به وی اهدا کرد.
فخرالدینی در این مراسم با قدردانی از دعوت ارکستر سازهای ملی ایران برای حضور در جشن بیست سالگی پایتختی آستانه به عنوان مهمترین جشن ملی این کشور گفت: حضور گروه هنرمندان قزاقستان در تهران پرثمر بود و باعث شد ارتباط بین ایران و قزاقستان در حوزه هنر رونق بگیرد. عملکرد شما را در این ۲۰ سالی که آستانه را شکل دادید، تحسین می‌کنم. امیدوارم که در جشن‌های ملی شما شرکت کنیم و شما جشن‌هایی پی در پی بگیرید و ما هم با اشتیاق در این جشن‌ها و در این مسابقه فرهنگی با هنرمندان خود شرکت کنیم.
همچنین ارکستر سازهای ملی در روز آخر جشنواره «سرپر» آغازگر مراسم رسمی و پایانی این جشنواره بود و بعد از اجرای منتخبی از قطعات توسط ارکستر از فرهاد فخرالدینی قدردانی شد.

** اهدای لوح به فخرالدینی
ساکن عبدالرحمن‌اف بعد از اهدای لوح به فخرالدینی حضور وی را در کشور قزاقستان بسیار مهم دانست و گفت: شما انسان بزرگی هستید و امروز با هنرمندان و نوازنده‌های بسیار سطح بالا اجرایی را به نمایش گذاشتید که باعث افتخار ما بود. امیدواریم به زودی بتوانیم از تجربیات شما بهره ببریم و دوباره شاهد حضور شما در قزاقستان باشیم.
در ادامه بعد از دعوت رهبر ارکستر سمفونیک شهر آستانه از ارکستر سازهای ملی برای تماشای اجرای این ارکستر در سالن کنگره هاوس این شهر، ضیافت شامی به افتخار ارکستر سازهای ملی در محل فیلارمونیای آستانه برگزار شد.
در این ضیافت رهبر ارکسترهای ملی و سمفونیک شهر آستانه و استان‌های دیگر قزاقستان و همچنین رهبران ارکستر کشورهای شرکت کننده در فستیوال «سرپر» حضور داشتند.
ساکن عبدالرحمن‌اف رییس فیلارمونیای دولتی شهر آستانه در این مراسم با بیان اینکه حضور فخرالدینی در این جمع افتخار بزرگی است، گفت: خوشحالم که در ادامه تبادلات فرهنگی بین ۲ کشور به این نقطه رسیدیم. بسیار علاقه داریم که از تجارب شما در این زمینه استفاده کنیم.
وی با اشاره به اینکه تمایل دارند به زودی تفاهمنامه اجرایی بین فیلارمونیای آستانه و موسسه توسعه هنرهای معاصر به منظور گسترش فعالیت‌های هنری امضا کنند، عنوان کرد: در قالب این تفاهمنامه برای اجرایی مشترک از هنرمندان ایرانی دعوت خواهیم کرد.
ساکن عبدالرحمن‌اف با اشاره به سفر خود به تهران ادامه داد: در این سفر من بازدیدی از مجموعه موزه موسیقی را داشتم و امیدواریم از این تجربیات در کشور خود استفاده کنیم.
قیرین بیک رهبر ارکستر شهر اورال در قزاقستان نیز با تحسین هنر نوازنده‌های ایرانی در این اجرا گفت: فخرالدینی استاد بزرگی است. مهارت نوازنده‌های ایرانی در سطح بسیار بالایی بود و بسیار از اجرای ارکستر سازهای ملی ایران لذت بردیم.
فرهاد فخرالدینی نیز در این نشست گفت: صمیمتی قابل تحسین در شهر شما دیدم. امیدوارم مبادلات هنری بین ۲ کشور ادامه پیدا کند.
علی اکبر قربانی رهبر ارکستر سازهای ایرانی نیز گفت: امروز موسیقی به واقع زبان مشترک همه ما شده است.
سفیر ایران در آستانه نیز به مناسبت حضور ارکستر سازهای ملی در این شهر با برگزاری ضیافتی از هنرمندان کشور قدردانی کرد.
مجتبی دمیرچی‌لو در ضیافتی که در هتل ماریوت شهر آستانه برپا شده بود، گفت: دنبال فرصتی برای دورهمی در روزهای پایانی ماموریت خود در قزاقستان بودم که حضور هنرمندان برجسته ایرانی این فرصت را فراهم کرد. فعالیت‌های فرهنگی در توسعه روابط بین کشورها بسیار موثر است، سال‌های اخیر دوره به یادماندنی در تاریخ روابط بین ۲ کشور محسوب می‌شود و امیدواریم روابط فرهنگی ۲ کشور بعد از این گسترده تر تداوم یابد.
در پایان سفیر ایران از نوازنده‌های ارکستر، خواننده، رهبر ارکستر و همچنین فخرالدینی قدردانی کرد و وحید تاج و تعدادی از نوازنده‌های ارکستر به صورت بداهه قطعاتی را در این برنامه اجرا کردند.


موسیقی ما – پدرام فلسفی نوازنده گیتار مدرس فلامنکو که در دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان داوری بخش موسیقی کلاسیک را بر عهده دارد، درباره آثار ارسالی گفت: به نظر من اجراها بسیار خوب بودند. کسانی که قبلاً شرکت کرده بودند آثار قابل قبولی ارائه کردند و کسانی هم که برای اولین بار آمده بودند، به نسبت خوب بودند.

فلسفی در خصوص بحث کیفی آثار چنین ابراز نظر کرد: اجراها با توجه به رپرتوآر ارائه‌شده سطح بالاتری داشت و شاهد اجراهایی دقیق‌تر و بهتر بودیم. شرکت‌کنندگان با سطح مسابقه بیشتر آشنایی پیدا کرده‌اند. امیدوار هستم که با همین روند پیش برویم و وارد سطح بین‌المللی شویم. نوازندگان خارجی نیز علاقه‌مند به شرکت در این جشنواره شوند و در کنار نوازندگان ایرانی به رقابت بپردازند، سپس زمینه‌ای برای شرکت نوازندگان ایرانی در جشنواره‌های خارجی هم پدید آید.

او به نقاط ضعف و قوت شرکت‌کنندگان اشاره کرد: به عقیده من نقاط قوت از آن جهت که آشنایی با جشنواره بیشتر شده، افزایش پیدا کرده است. آن‌ها نکاتی را که در مسابقه انتظار می‌رود بیشتر رعایت می‌کنند. شرکت‌کنندگان در یک روند صحیح و صعودی حرکت می‌کنند، هرچند سرعت آن کم باشد. در سال‌های اول شرکت‌کنندگان بیشتری نسبت به سال‌های بعد حضور داشتند، اما هر چه می‌گذرد شرکت‌کنندگان تخصصی‌تر می‌شوند و با دید تخصصی‌تری به این جشنواره نگاه می‌کنند.

او درباره حدود تأثیرگذاری کیفی جشنواره موسیقی جوان بیان کرد: بسیار اتفاق صحیحی است، گرچه امکان تغییر برای بهتر شدن را دارد. همیشه به این می‌اندیشم که موسیقی کلاسیک می‌تواند روی صحنه بسیار جذاب‌تر شود. دوست داران موسیقی کلاسیک دوست دارند یک مسابقه مهیج را ببینند. باید روند انتخاب قطعات و تفکر شرکت‌کنندگان را به سمت تعبیه برنامه ویژه برای روی صحنه ببریم. این می‌تواند بسیار به پیشرفت موسیقی کلاسیک کمک کند.

فلسفی از برنامه‌های خود چنین گفت: برنامه‌هایی در دست اجرا دارم، اما متأسفانه با مشکلاتی که در کشورمان برای اجراهای موسیقی وجود دارد، مواجه هستم. بزرگ‌ترین مشکل در حال حاضر گرفتن جا است. من از موسیقی باروک تا موسیقی کلاسیک تلفیقی اجرا می‌کنم، برای هر یک از این‌ها سالن خاصی باید در نظر بگیرم. از همین رو نمی‌توانم زمان مشخصی را اعلام کنم اما به‌طور قطع در سال جاری سه الی چهار برنامه در تهران و شهرستان‌ها خواهم داشت.

وی ادامه داد: برنامه‌ریزی دقیقی فعلاً برای انتشار آلبوم در نظر نگرفته‌ام اما احتمال دارد یکی از این اجراها را به‌صورت آلبوم دربیاوریم.

این موزیسین در پایان به وضعیت موسیقی کلاسیک پرداخت و گفت: موسیقی کلاسیک در دنیا رو به نزول است. در ایران نسبت به سال‌های گذشته نمی‌توان گفت این اتفاق افتاده است چرا که هنوز به سطح جهانی نرسیده‌ایم تا بخواهیم مانند آن روند نزولی را طی کنیم. موسیقی کلاسیک همیشه علاقه‌مندان خود را دارد. شروع کار هنرجویان اگر با گیتار کلاسیک باشد، بیشتر به سمت موسیقی پاپ گرایش پیدا می‌کنند. علی‌رغم این که مخالفتی با موسیقی پاپ ندارم، اما می‌توان گفت تا حدودی مانع رشد موسیقی کلاسیک می‌شود.


کنسرت پیانو “جاودانه‌های پاپ” در فرهنگسرای نیاوران

موسیقی ما – به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران، دوئت پیانو “جاودانه‎های پاپ” به تهیه‌کنندگی ادریس ناصری در فرهنگسرای نیاوران اجرا می‎شود.

در این کنسرت پیام صمیمی و سپهر قاضی، نوازندگان پیانو، به اجرای قطعات خاطره‌انگیز موسیقی پاپ از ساخته‎های آهنگسازان مطرحی چون روحانی، حیدری و … می‎پردازند.

کنسرت “جاودانه‎های پاپ” چهارشنبه و پنجشنبه ۲۰ و ۲۱ تیر ساعت ۲۱ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد. علاقمندان می‎توانند جهت تهیه بلیت به سایت ایران کنسرت و یا گیشه فرهنگسرا مراجعه کنند.


تجلیل از پنج هنرمند در جشنواره آواها و نواهای رضوی

موسیقی ما – محمد حسین اسماعیلی در تشریح سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی، افزود: این جشنواره با حضور هنرمندان در قالب ۲۲ گروه موسیقی از ۱۴ استان و چهار کشور به صورت ویژه با رویکرد و هدف خاص ارادت به امام رضا (ع) برگزار خواهد شد.
سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی به میزبانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و همکاری بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد رودکی و انجمن موسیقی استان تهران ۲۸، ۲۹ و ۳۰ تیر برگزار می شود که در بخش رقابتی آهنگ سازی و تنظیمِ قطعات مورد ارزیابی داوران قرار می‌گیرد و در بخش غیررقابتی و اجرایی، گروه‌هایی در حوزه موسیقی نواحی، موسیقی ردیف دستگاهی و موسیقی ملل به اجرای برنامه می‌پردازند.
معاون هنری سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران هدف اصلی سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی را ابراز ارادت هنرمندان و اصحاب فرهنگ و هنر به ساحت مقدس امام هشتم (ع) برشمرد تا درکنار آن، تولید آثار فرهنگی و هنری در حوزه فرهنگ رضوی داشته باشند.
وی با بیان حضور همه اقوام ایرانی در این جشنواره و ارائه آثار، ادامه داد: موسیقی آیینی با محوریت امام رضا(ع) مایه وحدت اقوام ایرانی است و این یک فرصت ارزنده است که باید از آن بهره جست.

** حضور چهار کشور مسلمان در سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی
معاون هنری سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران با اشاره به اینکه به موسیقی ملل در جشنواره امسال با هدف وحدت مسلمانان با محوریت رضوی توجه شده است، ااظهارکرد: امسال از چهار کشور ترکیه، افغانستان، آذربایجان و گرجستان در جشنواره حضور دارند و آثاری با موضوع امام رضا(ع) ارائه می‌کنند.
اسماعیلی تصریح کرد: بیش از ۳۰۰ اثر به دبیرخانه سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی ارسال شده که ۲۲ گروه به جشنواره راه پیدا کرده‌اند.
وی با اشاره به مردمی بودن و برگزاری جشنواره به ‌طور سراسری، گفت: در استان تهران تلاش شده تا با تمرکز زدایی و با هدف توسعه فرهنگ عمومی اجراهای گروه‌های موسیقی در شش شهرستان دماوند، اسلامشهر، ملارد، شهرری، قرچک و پاکدشت انجام شود.
اسماعیلی گفت: جشنواره بین المللی رضوی موجب تولید گنجینه آثار در این حوزه شده است و در استان تهران نیز جشنواره آواها و نواها موجب تولید آثار ارزشمندی شده که در قالب محصولات صوتی و تصویری در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.
وی یادآور شد: در جشنواره امسال در بخش تجلیل از هنرمندان و ذاکران رضوی که در گذشته آثاری را تهیه کرده‌اند از جمله «شاهین فرهت و فردین خلعتبری» در تولید و آهنگسازی آثار فاخر رضوی ،” سید حمیدرضا حسینی” در تولید موسیقی آیینی و مذهبی، «سید قاسم موسوی قهار» در مدیحه سرایی، «محمد علیزاده» در موسیقی پاپ و «علی کریم‌شجاعی» به عنوان کهن سال‌ترین نقاره‌زن کرمان تقدیر می‌شود.
به گفته این مقام در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، شهرام صارمی، تقی ضرابی، احمد صدری، حسام الدین سراج، آریا عظیمی‌نژاد و شاهین فرهت اعضای هیات داوران سومین دوره جشنواره آواها و نواهای رضوی هستند.
آثار دریافتی این دوره از جشنواره در دو بخش رقابتی شامل آهنگسازی، تنظیم و ساخت ملودی و بخش غیر رقابتی شامل، موسیقی ردیف دستگاهی، کرال و آکاپلا، موسیقی اقوام و نواحی مختلف ایران، مرور آثار و موسیقی ملل است که بیشترین حضور هنرمندان در بخش غیر رقابتی و در حوزه موسیقی اقوام و نواحی ایران به ثبت رسیده است.

منبع: 

خبرگزاری ایرنا


اجراهای علیرضا قربانی و گروهش در فستیوال‌های چك، مراكش و لهستان برگزار شد

بداهه‌نوازی، اجرای تصانیف قدیمی و قطعاتی منتخب از آلبوم‌های گذشته

موسیقی ما_ علیرضا قربانی (خواننده كلاسیك ایرانی) به همراه اعضای گروهش سامان صمیمی (نوازنده كمانچه)، میلاد محمدی (نوازنده تار) و زكریا یوسفی (كوبه ای نواز) طی چند هفته اخیر در سه فستیوال «رسپكت» چك، «موازین» مراكش و  «اتنوكراكف» لهستان حضور پیدا كرده و مخاطبانشان را میهمان موسیقی ایرانی كردند. اجراهایی كه گفته می شود با استقبال خوبی هم همراه بوده اند و حالا قرار است تا حدود ١٠ روز دیگر اعضای این گروه بار دیگر راهی جمهوری چك شوند و این بار در فستیوالی در شهر «استراوا» حضور پیدا كنند.
 
زكریا یوسفی درباره جزئیات اجراهای گروه در این سه فستیوال به «موسیقی ما» گفت: «در این اجراها مجموعه ای از چندین آلبوم علیرضا قربانی اجرا شد كه آلبوم های قدیم و جدید او را در بر می گرفت. همچنین، اجرای تصانیفی از قدما با تنظیم گروه هم بخش دیگری از رپرتوار ما را تشكیل داد. بخشی از كار نیز به صورت بداهه ساز و آواز و همچنین قسمت های كوتاه سازی روی صحنه رفت
 
او در پاسخ به این پرسش كه رپرتوار اجراهای این گروه در فستیوال های خارجی چقدر با سایر اجراها تفاوت دارد، توضیح داد: «اجراهای فستیوالی قطعا متفاوت تر از سایر اجراها هستند. البته این موضوع به نوع فستیوال و كشور میزبان هم بستگی دارد. خیلی ها دوست دارند در فستیوال كارهای جدید بشنوند و بعضی ها هم با آثار قدما ارتباط می گیرند. برخی كارهایی با تمپوی تند تر و یا برخی كندتر  می پسندند. همچنین ما در این فستیوال ها در حین اجرا، قطعات سازی و آوازی به صورت بداهه اجرا كردیم كه متناسب با فضا و حال مخاطب بودند. حتی بارها شده كه یك تصنیف درست روی صحنه و میانه اجرا خلق شده و خیلی هم مورد استقبال قرار گرفته است. می خواهم به شما بگویم در واقع رپرتوار در این فستیوال ها مجموعه ای از قطعاتی هستند كه سلیقه های متنوعی را پوشش دهد
 
این هنرمند در پاسخ به این پرسش كه در فستیوال های خارجی ارتباط مخاطب با موسیقی ایرانی در چه سطحی است، پاسخ داد: «خوشبختانه در این سال ها به واسطه برگزاری فستیوال های مختلف در دنیا و حضور گروه های مطرح ایرانی میزان استقبال از این اجراها بالاست. موسیقی شرقی عمق زیادی دارد و در این میان عمقی كه در موسیقی ایرانی و هندی هست در سایر كشورهای شرقی نیست. مخاطب آن ارتباطی كه باید را با حس و حال موسیقی ایران برقرار می كند، با اینكه از شعر فارسی چیزی متوجه نمی شود. به هر حال بعضی ها با ریتم ارتباط می گیرند، بعضی ها با ملودی و
سعی كردیم رپرتوار متنوعی داشته باشیم و خودمان را در قید و بند فرم خاصی قرار ندهیم. غیر از بداهه نوازی، بداهه خوانی هم از بخش های درخشان كنسرت های ما بوده است. به هر حال در این اجراها ارتباط حسی بین اعضای گروه آنقدر زیاد است كه علیرضا قربانی در لحظه آوازی خلق كند كه هم ما به لحاظ حسی از كار لذت بردیم و هم مخاطب با آن ارتباط گرفت
 
زكریا یوسفی در بخش دیگری از صحبت هایش گفت: «نمی توان این موضوع را كتمان كرد كه شمار وسیعی از مردم كشورهای دوردست از طریق فستیوال هایی با موسیقی كلاسیك ایرانی آشنا شدند كه با حضور موسیقیدانان ایرانی در جای جای دنیا همراه بوده است؛ فستیوال هایی كه با هدف معرفی موسیقی ملل و آشناسازی فرهنگ ها با یكدیگر برگزار می شوند. این فستیوال ها در شرایط مختلف و بعضا در راستای اهداف اقتصادی برگزار می شوند؛ تعدادی از این فستیوال ها نیز صرفاً با هدف فرهنگی محض و بدون هدف اقتصادی و با پشتیبانی موسسات حامی برگزار می شوند. همه این فستیوال ها با توجه به اهدافی كه دارند در زمان خود، کارکردهای درست داشتند و هنوز هم دارند. با همه این ها باید به این موضوع اشاره كرد که بهترین جا برای معرفی موسیقی های کلاسیک و فولک ایرانی شاید همین فستیوال ها باشند که نه عامه گرایی کنسرت های معمول را دارند و نه مثل سالن های دانشگاهی برای جمعی از نخبگان اجرا می شوند. از طرف دیگر این رویدادها بهترین ویترین فرهنگی برای معرفی هر کشور هستند. من فكر می كنم، سال های متمادی حضور گروه ایرانی ما و تجربه اجراهای متعدد در فستیوال های معتبر بین المللی نشان داده که این تعیین هدف چگونه می تواند در معرفی فرهنگ، نزدیکی انسان ها و‌ پشتیبانی روحی هنرمندان تاثیر داشته باشد
 
او همچنین در پاسخ به این پرسش كه در فستیوال ها چقدر امكان همنشینی میان گروه های شركت كننده از كشورهای مختلف وجود دارد نیز گفت: «در برخی فستیوال ها فضای چنین همنشینی هایی فراهم است. در خیلی از این برنامه ها گروه های كشورهای مختلف به پشت صحنه آمدند و راجع به اجرای ما سخن گفتند و فضای خوبی برای صحبت ایجاد شد. از طرفی خیلی وقت ها در راستای برگزاری فستیوال ها، ضیافت هایی برگزار می شود كه گروه های كشورهای مختلف می توانند در آن فضا با هم گپ و گفت كنند. گپ هایی راجع به ریتم، تحریرهای آوازی و …خیلی وقت ها هم این گپ و گفت سرچشمه انجام كارهای مشترك می شود


موسیقی ما – بهمن بابازاده: عشق در پاریس روایت‌های مختلفی دارد…

شعار رسمی پاریس یک شعار عاشقانه است که در همه جای شهر نگاه هر توریستی را نوازش می‌کند: «او دستخوش امواج می‌شود اما غرق نمی‌شود».

بعد از برج ایفل «دیوار عشق» در منطقه مونمارتر، مهم ترین جاذبه توریستی پاریس است که بر روی این دیوار جمله «دوستت دارم» به ۲۵۰ زبان دنیا از جمله فارسی بر روی کاشی‌های آبی رنگ حکاکی شده است.

پاریسی‌ها علاوه بر قهوه و پیاده‌روی، جزو اصلی‌ترین نمادهای موسیقی خیابانی در جهان‌اند. تمِ عاشقانه عمده آثار موسیقی در این کشور تنها و تنها روایت‌های عاشقانه‌ایست که متاثر از رمان‌های پرطرفدار و سورناک است و امکان ندارد در شانزه‌لیزه قدم بزنید و آوای ملایم موسیقی عاشقانه فرانسوی ها به گوش‌تان نرسد و حالتان خوب نشود.

حالا که با حال و هوای پاریس بیشتر آشنا شدید حتما هیجان خواندن این گفتگو با ریچارد کلایدرمن برای شما بیشتر و بیشتر خواهد شد. هنرمندی که «نانسی ریگان» همسر رونالد ریگان رئیس‌جمهور سابق آمریکا پس از تماشای کنسرت باشکوه و خیابانی‌اش در پاریس لقب «شاهزاده رمانس» را برایش استفاده کرد تا آوازه کلایدرمن خیلی زود از مرزهای فرانسه و اروپا بیرون بزند و او تبدیل به هنرمندی جهانی شود.

کلایدرمن با «چکامه‌ای برای آدلین» کشف شد و حالا با فروش بیش از ۸۰ میلیون نسخه از آثارش جزو محبوب ترین پیانیست های دنیاست.

در کتاب رکوردهای جهانی گینس، از وی به عنوان «موفق‌ترین نوازنده پیانو در سراسر دنیا» نام برده شده‌است. این هنرمند تیرماه امسال با اجرای شش شب کنسرت در تهران و پذیرایی از حدود هجده هزار نفر مخاطب در این کنسرت‌ها میهمان ایرانی‌ها بود و پس از اتمام این کنسرت‌ها، در گفتگویی تفصیلی و اختصاصی با سایت «موسیقی ما» درباره همه ماجراهای این کنسرت سخن گفت که در ادامه می‌خوانید:

 

  • * برگزاری کنسرت در تهران از سوی شما سال‌های زیادی‌ خبرساز شد و سرانجام امسال در تهران روی صحنه رفت. پروژه برگزاری اجرای زنده در ایران چه زمانی برای شما جدی شد؟

دوست دارم قبل از اینکه به سوال شما جواب بدهم بگویم که در ۸ سال گذشته یا شاید بیشتر ۱۰ سال گذشته علاقه مند بودم که به ایران بیایم. من از طریق وب سایت و نامه‌های متعددی که ازطرفدارانم در ایرانیان دریافت کرده بودم خیلی شگفت زده شدم که در ایران من را می‌شناسند. من درباره فرهنگ پارس، اصفهان، درباره موزه‌های زیبا و کاخ های قدیمی این کشور شنیده بودم و همه این‌ها باهم به من انگیزه آمدن به این کشور را داد و خیلی خوشحالم که این کشور و مردم این کشور را دیدم که خیلی خوب‌اند و خیلی خونگرم. انرژی مردم ایران به من احساس امنیت فوق العاده‌ای می‌داد.
 

  • * بزرگترین دغدغه شما پیش از اجرا در ایران چه بود؟ چه چیزی بیشتر از همه ذهن شما را درگیر خود درباره اجرا در‌ ایران کرده بود؟

در واقع استرس که نمی‌شود گفت ولی من این دغدغه را داشتم که واکنش مردم نسبت به اجرای من چگونه خواهد بود؟ آیا اجرا را سرسری گوش می‌کنند یا نه عمیقا و قلبا گوش میکنند؟ سپس متوجه شدم که با اجرای من خیلی خوشحال می‌شوند و خیلی احساساتی شدم وقتی دیدم که تماشاگران با دیدن اجرای من خیلی خوشحال هستند. بعضی اوقات می‌دیدم که از جای خودشان بلند می‌شوند و تشویق می‌کنند. با آهنگ‌ها کف می‌زنند‌، می‌خندند و بعضی‌ها هم داد می‌زدند و این نشان می‌داد که اجرای من را دوست دارند و به من انگیزه بازگشت به ایران را داد.
 

  • * اجرای قطعه «ای ایران» بازتاب‌های زیادی در رسانه‌های داخلی و خارجی داشت. چه اتفاقی افتاد که شما تصمیم به اجرای این اثر ایرانی گرفتید؟

سالها پیش من ایرانیانی را در پاریس ملاقات کردم و ازشان درخواست کردم که چند آهنگ محبوب ایرانی را به من معرفی کنند که اگر روزی در ایران کنسرت داشتم بتونم اجرایشان کنم. پنج یا شش تا آهنگ دریافت کردم و من «ای ایران» را انتخاب کردم به این خاطر که با پیانو من و ارکستر جور در می‌آمد.
 

  • * شما در روزهای ملتهب و پرخبری در ایران روی صحنه رفتید. روزهایی که اسم ایران در جهان در راس اخبار بود و حواشی مختلفی در رسانه‌ها مطرح می‌شد. چقدر درباره اتفاقات و اخبار ایران در روزهای برگزاری کنسرت‌تان مطلع بودید؟

مثل همه افراد دنیا من هم در رسانه‌ها (رادیو،پرس، تی وی) دیدم که ترامپ تصمیم گرفته که قراردادی که بین آمریکا و اروپا و بعضی کشورها با ایران بسته شده را زیر پا بذارد. من خیلی ناراحت شدم که این اتفاق افتاد و این باعث محترم شدن ایران و ایرانی‌ها برای من شد. احترام دیگری که من برای ایران قائلم این است که ایران یک کشور خیلی قدیمی و ریشه دار بوده و هست، با فرهنگ قدیمی و هنر و معماری قدیمی و این را باید بگویم که زبان فارسی در فرانسه خیلی شناخته شده است و در ادبیات قرن ۱۷ و ۱۸ ما اغلب به فرهنگ فارسی اشاره شده است و من واقعا دوست داشتم که بیایم و این کشور را ببینم.
 

  • * تجربه اجرا در ایران جوری بود که شما در روز انتهایی دل‌تان بخواهد بار دیگر به ایران بیائید؟

من به مدیر برنامه‌هایم آقای اولیور تویسنت گفتم که برای برنامه بعدی ما در ایران با آقای عبدی صحبت کنند و بهترین زمان ممکن برای کنسرت بعدی در ایران را انتخاب کنند. چون ما برنامه‌های زیادی در کشورهای دیگر داریم ولی مطمئنم در آینده با افتخار در ایران اجرا خواهیم کرد.
 

  • * امکانات سخت افزاری ایران را چطور دیدید؟

ایران در قیاس با استانداردهای جهانی برای برگزاری یک کنسرت چقدر فاصله دارد؟ صادقانه می‌گویم سالنی که در آن اجرا داشتیم یکی از بهترین سالن‌هایی بود که تا به حال اجرا داشتیم و خیلی خوب بود که دیدم سالن‌های اینجا به روز هستند و درباره معرفی کنسرت و نحوه تبلیغات اطلاعی ندارم. فقط چند جای شهر پوستر و بیلبورد اجرای خودمان را دیدم. درباره کنسرت اگر اشاره کنم به تکنسین‌ها منظورم صدابردارها، نورپردازها و ویدیو تکنسین‌ها در واقع بهترین بودند و این خیلی من را خوشحال می‌کرد که آنها بهترین‌ها را انجام میدهند که کنسرت ما بهتر برگزار شود و در بالاترین سطح هم تیم تهیه کننده و شرکت برگزار کننده بود که همه اینها را در کنارهم جمع کرده بود و برای من و تیم من و همه اعضای گروه همکاری با آنها خوشایند بود.
 

  • * انتخاب رپرتوار قطعا بخش مهمی از اجرای شما بود. معیار انتخاب آثاری که در ایران اجرا کردید چه بود؟

در حقیقت اکثر قطعاتی که من در ایران اجرا کردم در کشورهای دیگر هم اجرا می‌کنم. البته “ای ایران” به صورت اختصاصی در ایران اجرا شد ولی ممکن است روزی آنرا در کشورهای دیگر هم اجرا کنم. باید در این زمینه فکر کنم و این میتواند راهی برای معرفی فرهنگ ایرانی به دیگر کشورها باشد . تنها تفاوتی که بین کنسرت در ایران و دیگر کشورها وجود داشت محدودیت پخش ویدئو کلیپ بود ولی در آینده راهی برای پخش آن هم خواهیم یافت. فقط تنها نکته در انتخاب رپرتوار برنامه عدم اجرای قطعه «نامزدی عشق» بود. این اثر یکی از بهترین قطعات من است ولی من نمیدانستم که در ایران تا اید حد مورد توجه قرار گرفته و طرفدار دارد. قول می‌دهم که در اجرای بعدی در ایران این قطعه را اجرا کنم.
 

  • * در ایران با همراهی ارکستر خصوصی «ایستگاه» به سرپرستی مهدی نوروزی روی صحنه رفتید. این انتخاب از کجا اتفاق افتاد؟

تهیه کننده کنسرت ما در ایران آقای مجید عبدی کیا ارکستر ایستگاه را به مدیر برنامه من معرفی کردند. شاید در ابتدا نگرانی هایی را داشتم که ارکستر ایرانی چطور با من هماهنگ خواهند شد ولی در پایان باید بگویم که خیلی ارکستر خوبی بودند و هرکدام به تنهایی میتوانند موزیسین بزرگی بشوند. با اینکه بعضی جاهای موزیک خیلی سخت بود ولی من همیشه میدیدم که لبخند به لب و همیشه با روی خندان با من مواجه می‌شدند و این برای من خیلی خوشایند بود که با این ارکستر همکاری کردم. ارکستری به واقع حرفه‌ای و قوی.
 

  • * پرفورمنسی هم که در این اجرا داشتید خیلی مورد توجه قرار گرفت. شما برگه‌های نت‌هایی که اجرا می‌کردید را به کودکان حاضر در سالن هدیه می‌دادید و جو جالبی در سالن بود.

این ایده حدودا بیست سال پیش به ذهن من آمد وقتی که دیدم یک دخترجوان آمد جلوی استیج و از من درخواست کرد که نت‌ها را به او بدهم. در آن لحظه من خیلی خجالت کشیدم. من نت ها را به آن جوان دادم و وقتی کمی تامل کردم فهمیدم که چقدر خوشحال شد و همان دختر این فرصت و این ایده را به من داد که در بسیاری از کنسرت هایم این کار را انجام بدهم. در ابتدا این کار را با بی میلی انجام میدادم ولی الان خیلی راضی و خوشحالم که نت‌ها را به مردم میدهم. برای مثال من ایرانی بلد نیستم صحبت کنم و خواننده هم نیستم. بهترین راه ارتباط من با مخاطبان موزیک من و همچنین نت‌های من هستند.
 

  • * برنامه‌های بعدی‌تان مشخص شده؟ بعد از کنسرت در ایران چه اتفاقاتی قرار است بیفتد؟

این روزها پشت سرهم کنسرت هایمان را در سراسر دنیا برگزار می‌کنیم. بعد از ایران ما باید به چین برویم و بعد از آن مسکو، آمریکا، استرالیا، نیوزیلند، بلغارستان، رومانی ،عربستان صعودی و کوالالامپور. در واقع زندگی من در سفر به همه جای دنیا و برگزاری کنسرت برای مردم مختلف می‌گذرد و این بالاترین تفریح و افتخار من است. درحال حاضرهیچ برنامه‌ای برای توقف این مسیر ندارم. منظورم این است که فردا نمیخواهم بازنشسته بشوم. شاید در سال‌های آینده این کار را انجام بدهم ولی معلوم نیست چه زمانی. در واقع تهیه کننده فرانسوی من می‌گوید که من تا زمانی که ۱۰۰ ساله بشوم میتوانم پیانو بنوازم ولی خوب زمانی را برای بازنشستگی انتخاب نکرده‌ام.
 

  • * شما از معدود اهنگسازان و نوازندگان فرانسوي هستيد كه تم‌هاي تكراري فرانسوي كه بيشتر نواختن اكاردئون در خيابان هاي پاريس را به ذهن متبادر ميكند در كارهايتان شنيده نميشود. چطور به اين ويژگى رسيديد؟

با سوال‌تان خوشحالم کردید. چون تصویر موزیک فرانسه در ذهن مردم آکاردئون است. به هر حال پدر من هم آکاردئون می‌نواخت ، او یک قهرمان بود و خیلی خوب آکاردئون می‌نواخت و نحوه آشنایی من با آکاردئون پدرم بود. البته پدرم معلم موزیک و پیانو بود ولی من تحت تاثیر آکاردئون قرار نگرفتم. من جذب پیانو شدم و برای همین پیانیست شدم. باید این را بگویم این درست است که آکاردئون ساز قدیمی فرانسه است ولی در طول زمان ناپدید شد و این روزها جای خودش را به پیانو و گیتار داده است. در واقع تعداد خیلی خیلی زیادی پیانیست در فرانسه وجود دارد (کلاسیک،راک اند رول). نواختن کیبورد و سینتی‌سایزر هم خیلی باب شده و تعداد کمی از مردم آکاردئون می نوازند. از پنجاه سال پیش تا الان تعداد خیلی کمی از مردم آکاردئون می‌نوازند.
 

  • * دليل ارادت‌تان به موسيقي فيلم چيست؟ آيا بهتر نبود در زمان اجراي قطعات موسيقي فيلم بخش‌هايي از فيلم‌ها هم پخش مي‌شد؟

اول از همه من بهترین قسمت‌ها را برای رپرتوارم انتخاب می‌کنم که شامل موسیقی فیلم هم می‌شوند. چون ساختن این موسیقی‌های فیلم یک تصویر ذهنی از آهنگ برای مخاطبان میسازد. به همین دلیل است که موسیقی‌های فیلم هیت می‌شوند و خیلی محبوب. به همین خاطر من به ساخت موسیقی فیلم علاقه زیادی دارم . من آهنگ های رمانتیک زیادی برای فیلم ها ساخته‌ام و از نواختن آنها لذت می‌برم.
 

  • * خاطره خاصي از نوازندگي قطعه تايتانيك داريد؟

در سال ۱۹۹۸ فیلم تایتانیک را دیدم و من هم مثل میلیون‌ها نفر در سراسر جهان احساساتی شدم. همیشه دوست داشتم آهنگی را بسازم که مثل سمفونی تایتانیک باشد و تم های زیادی را باهم میکس کنم که با موسیقی، عشق بین دو شخصیت اصلی را نشان بدهم و همانطور که می‌دانید فیلم تایتانیک پایان تراژدیکی داشت.در پایان فیلم می‌بایست غرق شدن کشتی و مرگ وحشتناک قهرمان داستان را به زبان موسیقی ترجمه می‌کردم.
 

  • * ممنون از وقت و انرژی ای که برای این گفتگو گذاشتید. آخرین جملات شما را درباره حضور و تجربه یک کنسرت با بیش از هجده هزار مخاطب بیننده و مخاطب درایران می‌شنویم.

حضور در ایران برای من لحظات بسیار خوب و خوشحال کننده‌ای داشت و یکی از رویاهایم بازگشت دوباره به ایران است.

اون سینتی‌سایزر رو بیار تو!

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷


نگاهی به خط سیر گروه «کامنت» و به دنبال آن فعالیت‌های مستقل نیما رمضان و کیان پورتراب

موسیقی ما – انگار دهانش را دوخته است -و شاید دوخته‌اند!- این همان امضای کامنت است. همانی که آنها را ویژه می‌کند و با شنیدنش بلافاصله می‌گوییم این کامنت است. دهانی که کلام پشت آن حبس است و به سختی ادا می‌شود.
 
روی زمین که پر بود از «دنیا دیگه مث تو نداره»! شده بود «کلید راه موفقیت!» این فرمول موسیقایی را بگیر، اجرا کن و سر زبان‌ها بیفت. این و آن و آنهایی دیگر با این فرمول آلبوم‌های خود را منتشر کردند. یک فرمول، یک تِم و یک ایده ولی فقط اسم‌ها فرق می‌کرد. قصه‌های سوزناک عاشق‌های در به در شده، تیغ و رگ هم گزینه‌های همیشگی روی میز! گویی فستیوال بزرگ «گریاننده برتر» در حال اجرا بود.
 
زیرِ زمین اما همچنان دستِ چند قدیمی بود که مدت‌ها در انتظار انتشار آلبوم بعدی خود به سر می‌بردند. چند درجه یکمان هم راهی فرنگ شده بودند تا آنجا تولیدات خود را از سر گیرند. خبری نبود که نبود. اینترنت و به خصوص فیس‌بوک به عنوان بزرگ‌ترین مرجع غیررسمی موسیقی همچنان لاغر و نحیف بود، ولی باز هم همان غنیمتی بود و شد تریبون موج جدید صداهای همین زیرزمین خودمان. قلب زیرزمین دوباره تپید، از این سو و آن سو، شرق تا مرکز، شمال تا آن اطرف. روزگار، روزگارِ فیس بوک بود، روزگار لایک و کامنت! و «کامنت» چه خوب اسمش را به حافظه‌ها سپرد.
 
گروه «کامنت» به همان دوران مربوط می‌شود؛ یعنی اواخر دهه هشتاد شمسی و تولد دوباره موسیقی موج نو، آلترناتیو یا نامتعارف! اسمش چه می‌شود؟! همان زیرزمینی خودمان. «کامنت» با محوریت کیان پورتراب و نیما رمضان در سال هشتاد و هشت، اولین آلبوم خود را به کمک فیس‌بوک به گوش دوستداران موسیقی راک رساند. کیان پورتراب ترانه‌سرا بود و می‌خواند. نیما رمضان گیتاریست چیره دست گروه بود. بردیا امیری درامز، اشکان آبرون کیبورد و آرین کشیشی گیتار باس می‌نواختند. اسم گروهشان که جدید بود و شنونده ابداً تصور پیشین از محصول موزیکالشان نداشت. یعنی «کامنت» چه صدایی می‌دهد! آلبوم با یک نجوا، یا یک پچ‌پچ شروع می‌شود؛ پس گوش‌هایمان را تیزتر می‌کنیم. سُر می‌خوریم وسط موسیقی مضطربشان. اضطراب؛ به حال آن روزهایمان می‌آمد. به ترانه‌ای که می‌خواند می‌آمد: «اما شاید خالی شه زیر پام…»
 
انگار دهانش را دوخته است -و شاید دوخته‌اند!- این همان امضای «کامنت» است. همانی که آنها را ویژه می‌کند و ما بلافاصله می‌گوییم این «کامنت» است. دهانی که کلام پشت آن حبس است و به سختی ادا می‌شود. کیان پورتراب هوشمندانه صداسازی می‌کند. این صداسازی به پکیج موسیقی‌شان می‌آید، به ترانه‌ها می‌آید، به روح کلی آلبوم می‌آید. گویی خواننده با درون خود خلوت کرده است. پای کولاژی از احساسات در میان است؛ تردید، رویا، اضطرابی که تم کلی آلبوم است و در پایان‌بندی آلبوم، انتخاب.
 
کامنتی‌ها بعد از دو سال مینی آلبوم «دایره‌ها» را در ادامه حال و هوای آلبوم اولشان و باز هم به طور غیر رسمی منتشر کردند. نقش گیتار الکتریک پر رنگ‌تر و کم‌کم سر و کله سینتی‌سایزر هم پیدا شده و سافت راک آنها به سایکدلیک راک گرایش پیدا کرده است. ترانه‌ها رازآلودتر شده‌اند و سرگیجه‌ای که همراهمان است، ناشی از رهاشدگی در میان انبوه دایره‌ها، مسیرهای مارپیچ که به مقصد نمی‌رسند.
 
عزمی در جریان بود. در زیرزمین باز شده بود. کامنتی‌ها از اولین زیرزمینی‌های موسیقی آلترناتیو بودند که رسمی شدند. در سال ۹۳ آن‌ها چمدان خود را بستند و زیرزمینِ دوست‌داشتنی خود را ترک کردند. تغییر وضعیتی که در ادامه برای «ماینس وان»، «بمرانی» و کاوه آفاق هم رخ داد. «رفته از دست» منتشر شد؛ ۱۱ ترانه و محصول یک دهه تجربه اندوزی آن‌ها در موسیقی راک که در قالب آلترناتیو راک ارائه شد.
 
نحوه وکال کیان و گستره صداهایی که از او می‌شنویم کمی و کمی متنوع‌تر و رد پای تأثیر نحوه خواندن «تام یورک» مشاهده می‌شد. برای یک گروه راک ایرانی در ابتدا مهم‌ترین چالش کلام و ترانه بود. اولین گروه‌هایی که سمت و سوی موسیقی‌شان به راک متمایل بود -و یا این طور می‌خواستند- این چالش را به جان خریدند و با اشعار کلاسیک راک اجرا کردند. ولی همچنان مثل خواننده‌های پاپ می‌خواندند. اگر به گذشته مراجعه نکنیم و به جایگاه بزرگان افسانه‌ای خود نزدیک نشویم، بعدها کسانی بودند که تلاش‌هایی در راستای وکال راک فارسی داشتند. ایده آنها تمرکز روی یک‌سری حروف و تأکید و کشیده خواندن بود، طوری که در بین خواننده‌های پاپ مرسوم نبود. شاید بتوان نحوه وکال آنها را در یک جمله چنین بیان کرد: «آن‌ها فارسی را با لهجه انگلیسی می‌خواندند.» کیان پورتراب تا حدودی سمت همین ایده رفت ولی تمرکز اصلی را گذاشته بود روی صداسازی؛ پکیج حروف و جملات فارسی طوری ادا می شد که از نظر آوایی انگار دارد انگلیسی می‌خواند؛ نه، مشخصاً بحثِ لهجه انگلیسی در میان نبود. فقط کافی است تمرکز شنوایی‌مان را از روی معانی کلماتی که او ادا می‌کرد برداریم. گویی به انگلیسی چیزهایی می‌گوید. به هرحال موسیقی آلترناتیو به او چنین اجازه‌ای را می‌داد.
 
کامنتی‌ها دیگر مجاز شده بودند و موسیقی‌شان بیشتر شنیده می‌شد. دیگر وقت اجراها و کنسرت‌ها فرا رسید که با استقبال نسبتاً خوبی هم مواجه شدند. ولی گویی گروه برای انتشار آلبوم بعدی به ایده‌های جدید مشترکی نرسید. کیان پورتراب خود این‌گونه توضیح می‌دهد: «ما در این گروه پنج نفر هستیم و من نمی‌خواهم به تنهایی درباره آن اظهار نظر کنم؛ همه ما با هم معاشرت داریم اما جواب همه گنگ است و در مورد سرنوشت گروه سکوت کرده‌اند چون الآن زمان مناسبی برای آن نیست. در واقع نمی‌خواهیم کورسویی که در یک اتاق تاریک باقی مانده را هم خاموش کنیم.»
 
اگرچه «کامنت» همچنان پابرجا بود و نقطه پایانی برای آن نگذاشتند ولی اعضای گروه فعالیت‌های مستقل خود را آغاز کردند. آنچه در سیر موسیقی «کامنت» مشهود بود یک دگردیسی از سمت راک به سمت موسیقی الکترونیک بود؛ کیان پورتراب به طور ویژه، پروژه شخصی خودش را در فضای الکترونیک با تمپوی پایین کلید زد. دیگر صحبت از تریپ‌هاپ بود؛ سبکی که احتمالاً برای اولین‌بار توسط «میوت اجنسی» در موسیقی ایرانی از آن رونمایی شد. نقش محوری و پر رنگ سینتی‌سایزر، فضای خلسه‌آور و تم تکرار و یکپارچگی بافت صداهایی که بستر موسیقی بود و صدای خواننده که مثل قایقی رها روی آن شناور بود؛ به صخره‌های سر راهش برخورد می‌کرد یا با امواج بالا و پایین می‌شد. کیان پورتراب همچنان دنبال سورپرایز کردن بود. او در این پروژه تمرکز موزیکش را روی ریتم گذاشته بود تا ملودی. «این سمت» تجربه بکری در وسط انبوه آلبوم‌های روز بود.
 
نیما رمضان در کنار همکاری با خوانندگان پاپ در اجرای کنسرت‌ها، پروژه مستقل و جدیدش را با «امیر بال افشان» بنا نهاد. امیر بال افشان که با گروه‌هایی چون «ماخولا» و «دوار» سابقه همکاری دارد، در گروه «بالزن» هم نقش خوانندگی را بر عهده گرفت. «بالزن» با همکاری نیما رمضان و امیر بال افشان یک مینی گروه دو نفره در سبک و سیاق راک تجربی تعریف می‌شود که در قطعه «پایان» سمت و سویی به اسپیس راک دارد. تاکنون دو قطعه از آنها منتشر شده است. نیما رمضان و امیر بال افشان در پروژه خود بر خلاف پروژه «کامنت» به سراغ اشعار شاعران بزرگ معاصر رفته‌اند. در مقایسه پروژه کیان پورتراب و پروژه جدید نیما رمضان، بیشترین شباهت حضور خواننده‌های خلاق و دارای امضا در نحوه وکال است. تأثیرپذیری از مولفه‌های خوانندگی «تام یورک» و به خصوص «متیو بلیمی» -خواننده توانمند و انگلیسی گروه اسپیس راک میوز- در اجرای نت‌های کشیده حتی در امیر بال افشان نمود بیشتری دارد و بیشترین تفاوت را همین انتخاب ترانه‌ها رقم زده است. انتخاب ترانه‌های شخصی با مصرع‌های کوتاه که گاهی اوقات حدس می‌زنیم چیدمان اصلی ترانه به هم ریخته و بریده شده، جای خود را به انتخاب سر راست و مستقیم اشعار بزرگان معاصر داده است.
 
حال شاید باید گفت گروه نوظهور و پر طرفدار «کامنت» به تاریخ پیوسته است،گروهی که دو محور اصلی آن یعنی کیان پورتراب و نیما رمضان در پروژه‌های جدید خود به طور جداگانه ولی از نظر موسیقیایی تقریباً هم‌سو با هم کار می‌کنند؛ «جدا از هم و باز مثل هم…» هر دو جریان کاملاً از موسیقی راک به سمت الکترونیک تغییر رویه داده‌اند. کیان پورتراب شخصیتی آرام دارد و فقط می‌خواهد به دور از هر جنجالی و در صلح کامل فعالیت مورد تأیید و دلخواه خود را انجام دهد. او همیشه دغدغه موزیسین مولف بودن را داشته است؛ یک پرودیوسر و البته ایده‌پرداز اصلی گروه. شاید بتوان دلیل این جدایی را در توصیفی که کیان پورتراب از خودش دارد جست و جو کرد: «من به ذاته آدم کنترلگری هستم، البته خیلی از آرتیست‌های موفق هم این‌گونه بوده‌اند و در واقع ضعف محسوب نمی‌شود.»
 
دنیای موسیقی این روزها دنیای موسیقی تجربی است. موزیسین‌ها دیگر در قید و بند سبک مشخصی نیستند و ما در عصر موسیقی تجربی یا آوانگارد به سر می‌بریم. این دگردیسی جهانی که در موسیقی راک رخ داده -حتی خیل عظیمی از گروه‌های معروف جهانی از جمله لینکین پارک به آن دچار شدند- و موجی از ایندی راک‌های خلاق در گوشه و کنار جهان به راه انداخته‌اند که به موسیقی ما هم رسیده است و رد پای آن خیلی بیشتر از قبل در کالبد و روح موسیقی نوگرای ایرانی دیده می‌شود.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما


به مناسبت زادروز استاد «احمد پژمان»‌

«پژمان» آهنگ‌سازی تاثیرگذار و بانی موسیقی ملی ایران است


[ هوشنگ کامکار – آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها ]

 
 
ایامی که در سنندج بودم از طریق مجلات موسیقی با نام آهنگسازان بزرگ ایران از جمله استاد « احمد پژمان» آشنا شدم؛  زمانی که اولین بار سال‌های ۱۳۵۰ به بعد در دانشکده هنرهای زیبا ایشان را دیدم و از محضرشان اصول آهنگسازی را آموختم؛ چهره مهربان و فروتن او با آن‌همه دانش موسیقائی برایم تا به امروز سمبل هنرمندی واقعی و بزرگ بوده است . همان‌طوری که از آثارش پیداست؛ او  علاقه وافری به انواع موسیقی ایران خصوصا موسیقی های محلی وغرب ایران دارد که در واقع هسته اصلی اکثر آثارش است. او را می توان اولین آهنگسازی در موسیقی ایران دانست که آثار ارزشمندی برای سازهای ایرانی با استفاده از ملودی‌ها و تم های کاملا ایرانی و به‌کار گیری انواع تدابیر آهنگسازی علمی وفنون چند صدائی نوشته است؛ به‌عبارت دیگر  اولین آهنگسازی است که علم چند صدائی را وارد موسیقی سنتی ایران کرد . این شیوه را می توان اساس و اولین نشانه‌های «موسیقی  ملی»  ایران نامید که تا به امروز در اکثر آثار جوانان و گروه‌های موسیقی ایرانی تداوم یافته است

تحصیلات آکادمیک او در اتریش و آمریکا و تجربه موسیقائی او پشتوانه محکمی برای هارمونی گذاری و کنترپوان‌نویسی مناسب در موسیقی ایران است. «احمد پژمان» غیر از آثاری که برای گروه سازهای ایرانی نوشته است، آثار سمفونیک، اپراها و باله‌های ارزشمندی دارد که نه تنها در ایران بلکه در کشورهای اروپائی هم اجرا ومورد توجه بوده است که از میان آنها می توان از «راپسودی» برای ارکستر سمفونیک «کانتات به‌یاد خرمشهر» برای ارکستر سمفونیک، گروه کر و سلوها اشاره کرد که در آزاد سازی خرمشهر نوشت. «اوراتوریو رستاخیز»، «سمفونی نوروز»،‌«دیورتیمنتو برای ارکستر زهی»، «پویم سمفونی سرزمین دلاوران» که افتخار می‌کنم که به من هدیه داد نام برد . هم چنین اولین اهنگسازی است که اپرای ملی و باله ایرانی را به‌طور جدی نوشت که می توان از اپرای یک پرده‌ای «جشن دهقان»، اپرای «دلاور سهند» بر اساس زندگی بابک خرم دین؛ اپرای «سمندر» و باله‌هایی چون روشنائی،حماسه،عیاران و هفت خوان رستم نام برد.

  او آثار مشهور و زیبائی برای فیلم ها نوشته است که مهمترین آنها  دلیران تنگستان، شازده احتجاب، سایه‌های بلند باد، روسری آبی،بوی کافور،خانه ای روی آب هستند که هر کدام شاهکارهای این ژانر موسیقائی‌اند . علاوه بر این، همه آثار؛ او شاگردان بسیاری را برای موسیقی آموزش داد و بسیاری از هنرمندان امروز ایران جزو شاگردان احمد  پژمان  بوده‌اند. من به‌پاس  خدمات  ارزنده  ایشان  پارسال اثری را در بزرگداشت او به‌نام «باغ‌های پژمان» در سه مومان برای ارکستر زهی تصنیف کردم .باید تاکید کنم که او آهنگساز تاثیر گذار و بانی موسیقی ملی ایران به شمار می آید که آثارش آمیخته ای است از تکنیک های موسیقی علمی جهانی با هویتی ملی . .

یکی از آثار او که چند سال پیش منتشر شد؛ «عیاران» نام دارد که بیش از چهل سال پیش نوشته شده است و به نظر من کاری با ارزش وقوی در موسیقی ایرانی است که برای اکثر سازهای ایرانی در چهار قسمت تصنیف شده است
:
 عیاران اثری است در سبک موسیقی ملی ایران (نوعی موسیقی ایرانی که در آن سازهای سنتی، ملودی‌ها وعوامل دیگر بابهره گیری از امکانات وتکنیک های آهنگسازی موسیقی کلاسیک جهانی به‌گونه ای که هویت ایرانی حفظ شده باشد استفاده شده است) که برای سازهای سنتی چون تار، عود، کمانچه، قانون، نی و سازهای کوبه‌ای بر اساس اشاراتی به گوشه‌ها وملودی‌های موسیقی سنتی ومحلی ایران نوشته شده است. در این اثر تدابیری مثل ملودی‌ها و ریتم‌های کنترپوانتیک ، استیناتوها، ایمیتاسیون‌های فراوان، پلی‌فونی مناسب با ملودی‌ها ومدلاسیون‌های منطقی وسریع و نیز تاکید بسیار زیاد بر ریتم‌های متنوع و پیچیده وگاهی پلی ریتمیک به‌کار برده شده‌اند. این تدابیر در آن زمان برای اولین بار در موسیقی ملی ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند که تا به امروز در آثار برخی آهنگسازان وگروه‌های موسیقی تداوم یافته است؛ به‌گونه‌ای می‌توان گفت که هسته اصلی «عیاران» تاکید ریتمیک واستفاده از میزان‌های متنوع است که نه تنها به وسیله سازهای کوبه‌ای بلکه در اکثر موارد سازهای ملودیک هم در نگهداری ریتم شرکت دارند

منبع: 

سایت موسیقی ما


موسیقی ما پس از اعلام خبر عدم برگزاری کنسرت – نمایش «سی» به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادی حال حاضر، «سهراب پورناظری» به عنوان آهنگساز و تهیه‌کننده این پروژه توضیحاتی را اعلام کرد که در ادامه می‌خوانید:
 
 «پس از یک سال تلاش، کارِ مداوم و هزینه‌های بسیار برای بازگویی حماسه‌ی بی‌نظیرِ «نامه‌ی شاهان» – شاهنامه‌ی فردوسی- به شما مردمِ عزیز در قالبِ پروژه‌ی «سی» بنا بر تحولاتِ اجتماعی روزگارانِ اخیر، تصمیم بر آن شد که به احترامِ شما که خود اصلی‌ترین دلیلِ پیدایش این پروژه‌ی بزرگ بودید، چند گاهی زمان را با صبوری به نظاره بنشینیم تا روح و روانِ شمایان به آرامشی برسد که همین تلاطمِ احوالِ مردم، تاثیر بی‌چون و چرا بر حالِ هنرمندِ مردمی دارد که خالقان و عواملِ این پروژه، همواره اتهامِ مردمی‌بودن را با افتخار از جانبِ برخی دلواپسان بر دیده نهاده و سرلوحه‌ی کار هنر قرار داده‌اند.

دلیلِ نوشتنِ این چند خط، پیگیری‌ها و سوالاتِ پرمهرِ شما مردمِ شریف و همین‌طور رسانه‌های گروهی و برخی شایعات درباره‌ی این تصمیم بود که لازم می‌دانم به چند نکته اشاره کنم:

۱-  دلیلِ اصلی تصمیم بر انتظارِ پروژه‌ی «سی»، عکسِ حالِ ناخوش‌احوالِ این روزهای جامعه‌ی ما بر آینه‌ی خاطره‌ی هنرمندانِ پروژه‌ی «سی» است. شاید این مثال توضیحِ بهتری برای درکِ این تصمیم باشد. بارها پیش آمده که مراسمِ عروسی در خانواده‌ای به دلیلِ از دست رفتنِ عزیزی در آن خانواده به زمانِ دیگری موکول می‌شود. این تغییرِ زمان، به دلیلِ احترام به آن عزیز و ناخوش‌‌احوالی و نداشتنِ انگیزه‌ی شادی برای آن خانواده است و حال، این عزیزِ از دست‌رفته در اجرای پروژه‌ی «سی» همان آرامش و امنیت و دلِ خوشِ شما بود.

۲-  پروژه‌ی «سی» به شهادتِ آمار، پربیننده‌ترین اتفاق فرهنگی در قالب کنسرت- نمایش در طولِ تاریخِ این سرزمین است و همین مهم، انگیزه‌ی خلقِ دوباره‌ی آن بر صحنه بود که بی‌گمان این بار هم با حضورِ پرشکوهِ شما، حماسه‌ی دیگری در حمایتِ مردمِ‌ ایران از شاهنامه و هنر در این سرزمین رقم می‌خورد.

۳-  پروژه‌ی «سی» که سرمایه‌ی ما (دوست‌دارانش) است؛ هرگز «لغو» نخواهد شد و تولدِ دوباره‌ی خود را با حضورِ بی‌نظیرِ‌ شما مردم جشن خواهد گرفت و هم «ما» و هم «شما» بر این پیمان خواهیم بود.

     «ما» در کنار هم خواهیم بود:‌ «سی»، «شما» و «ما»

به امیدِ دیدارتان در شبِ اول اجرای «سیاوش»‌


توسط خانه موسیقی فراخوان نمایشگاه ساز منتشر شد

نیمه دوم آبان ماه نمایشگاهی از ساز های ملی و ابداعی در خانه هنرمندان برگزار می‌شود

موسیقی ما – فراخوان شرکت در نمایشگاه ساز که نیمه دوم آبان ماه به همت کانون سازندگان ساز در خانه هنرمندان برگزار می‌شود، منتشر شد.

کانون سازندگان ساز خانه موسیقی قصد دارد که نیمه دوم آبان ماه ۱۳۹۷ نمایشگاهی از ساز های ملی و ابداعی سازندگان ساز را در خانه هنرمندان ایران برگزار کند. در این نمایشگاه انواع ساز های سنتی ، ساز های کلاسیک غربی و سازهای ابداعی در معرض نمایش قرار می گیرند.

در این فراخوان از کلیه علاقه‌مندان شرکت در نمایشگاه تقاضا شده برای اعلام آمادگی نمایش سازهای خود تا تاریخ ۱۵ مردادماه با خانه موسیقی تماس حاصل کرده و نسبت به ثبت نام اولیه خود اقدام کنند. بدیهی است با توجه به محدودیت مکان و محل برگزاری در صورت تقاضای بیش از ظرفیت متقاضیان، اولویت تقدم ثبت نام ملاک تکمیل ظرفیت خواهد بود.

این نمایشگاه قرار است در محل خانه هنرمندان ایران و گالری های این مجموعه برگزار شود. هزینه سرکت در این نمایشگاه متعاقبا به اطلاع شرکت کننده گان خواهد رسید.


نوزدهم مرداد ماه

كنسرت موسیقی آذری ودود موذن در تالار وحدت برگزار می‌شود

موسیقی ما – نوزدهم مرداد ماه، كنسرت موسیقی «ودود موذن‌»، خواننده، نقاش و مجسمه ساز اردبیلی درتالار وحدت اجرا می‌شود. این برنامه با حضورِ نوازندگان جوان و پیشكسوت اردبیل و تبریز برگزار می‌شود و در آن، قطعاتی خاطره‌انگیز با تنظیم جدید اجرا می‌شود.

ساری گلین، آلاگوزلوم، شیرین یوخو، گوزلره م سنی وگئتمه گئتمه از جمله قطعاتی است که در این برنامه اجرا می‌شود. احمد حضرتی و ایرج عبدالرحیمی به عنوان نوازندگان تار، سعید محمودیان با كمانچه، ساسان قلی زاده با عود، حجت مبذول با قارمون، جلیل حمیدی با ساز بالابان، علی سروری با كلارینت، علی موسوی با پیانو، مهدی دانشور به عنوان نوازنده سینتی سایزر، ائلوین سادات با نقارا، عادل الماسی با قوشانقارا و پیام ترسلی با پركاشن از نوازندگان گروه خطایی هستند كه با ودود موذن، خواننده این كنسرت، همكاری می كنند.

ودود موذن، فرزند هنرمند خاندان موذن زاده اردبیلی است كه پیش از این نمایشگاه های متعدد نقاشی و حجم و كنسرت های بزرگ موسیقی را در بسیاری از نقاط جهان برگزار كرده است.


کنسرت حسین علیشاپور و گروه ضربآهنگ در شیراز برگزار می‌شود

موسیقی ما – حسین علیشاپور خواننده ی موسیقی ایرانی ، روز جمعه ۲۲ تیرماه ، کنسرتی را در تالار احسان شیراز برگزار می کند .این کنسرت با همراهی گروه موسیقی ضربآهنگ به سرپرستی علیرضا صدیقی نسب ، نوازنده ی سنتور برگزار می‌شود.

در این اجرا هنرمندانی چون «میلاد اسماعیلی» و «پرهام بهرام‌نیا» با ساز تار، «بابک لاری‌پور» با ساز تارباس، «آرش بیات» با ساز بربط، «مازیار شریفیان» و «آناهیتا رزم‌جویی» با ساز کمانچه، «حسین ایزدی» با کمانچه آلتو، «احمد یزدانی» با ساز نی و «امین صانعی» با تنبک به هنرنمایی می‌پردازند .

گروه موسیقی ضرباهنگ ، گروهی متشکل از نوازندگان جوان موسیقی ایرانی ست که پیش از این نیز به عنوان گروه برتر در فستیوال منطقه ای و سراسری موسیقی فجر برگزیده شده است. حسین علیشاپور ، خواننده ی شناخته شده ی موسیقی سنتی ایران است که چندین آلبوم با صدای وی منتشر شده و سابقه ی همکاری با استادان موسیقی ایران همچون کیهان کلهر، مسعود شعاری، حمید متبسم، هادی منتظری و غیره را دارد.


موسیقی ما تازه‌ترین اثر مصباح قمصرى در سبک پراگرسیو راک و با نام «كُنتُ كَنزا»، با صدای این هنرمند و در هم‌خوانی با هانیه کیان در سراسر ایران منتشر شد.

بهار سال جاری این آلبوم آماده پخش در سراسر ایران بود که انتشارش به تعویق افتاد تا سرانجام از روز شنبه (۱۶ تیر) در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت و قرار است تا پایان هفته جارى، اين مجموعه در سراسر ايران توسط شرکت ایران گام به طور گسترده پخش شود.

قمصرى كه پيش از اين فضاى موسيقى خود را در آلبوم‌هايى نظير «لمس» و «بازگشت به آتش» معرفى كرده و در آلبوم «نیستی در هست» نیز برای اولین‌بار به صورت مستقل خوانندگی کرده بود، اين‌بار «کنت کنزا» را در سبک موسیقی راک ولى در همان راستا ادامه داده است.

«كنت كنزا» دارای هفت قطعه است که در سبك راك، متال و پروگرسيو راك، روى اشعارى از مولانا، شاه نعمت‌الله ولى و شيخ بهايى ساخته شده است. از خصوصيات ديگر اين آلبوم اين است كه بخش اصلى آن یعنی قطعات «نبرد خدایان» و «تا مرگ» روى اشعارى از خود قمصرى تصنيف شده است. همچنين او طراحى گرافيك اين مجموعه را به عهده داشته است.

او نام این آلبوم را چنين ترجمه می‌كند: «گنجى بوده‌ام، گنجى هستم و گنجى خواهم بود. نام اين اثر، به گنجى اشاره مى‌كند كه در ذات هر انسانى نهفته است؛ گنجى لايتناهى نهفته در ذات انسان.»

مصباح قمصری كه پيش از اين تمام سازهاى آثارش را، خودش می‌نواخته، در اين اثر نيز بر همين منوال پيش رفته و نوازندگی گیتار الکتریک، گیتار دوازده سیم، گیتار باس، پیانو، کلارینت، سازهای کوبه‌ای، صداسازی و سینتی‌سایزر این آلبوم را انجام داده و میکس و مسترینگ آلبوم نیز توسط خود او انجام شده است. قمصرى پيش از اين گفته بود: «من براى آموختن هيچ سازى معلمى نداشته‌ام و تمام سازهايم را به‌طور ذاتى می‌دانم. اين يكى از گنج‌هاى ذاتى من است.»

بهار امسال چندين رونمايى به دعوت شهرهاى مختلف ايران براى «كنت كنزا» برگزار شد كه با استقبال مخاطبان اين سبك مواجه بود.


۲۱ تیرماه و به سرپرستی سعید داری

گروه موسیقی مقامی «جانان» به اجرای برنامه می‌پردازد

موسیقی ما – گروه موسیقی مقامی «جانان» به سرپرستی سعید داری، ۲۱ تیر ماه سال جاری در هنرسرای خورشید اصفهان، به اجرای کنسرت پرداخته و مجموعه قطعاتی از مقام‌های دف و ملودی‌های خانقاهی را تقدیم مخاطبان خواهد کرد.  در این کنسرت، نوازندگانی چون امیرمحمد نیک منش، معراج بابادی، محمدرضا نامدارپور، محسن محمودیه، سعید داری، امیر محمد رضایی (نوازنده میهمان) و خوانندهء کُرد، حسن یوسف خوانی هنرنمایی خواهند کرد.

گروه جانان فعالیت موسیقایی خود را از ۱۳۹۴ با فضایی دف محور و هدف ترویج سبک و شیوه مقام نوازی ساز دف و آشنایی هنردوستان و نوازندگان با ملودی های خانقاهی و دف نوازی فولکلور تکایای نواحی کردستان آغاز کرده است؛ از جمله فعالیت‌های این گروه برگزاری کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی و همچنین شرکت در جشنواره بین المللی مولودی خوانی رضوی (هه تاو) و کسب مقام دوم کشوری جشنواره در سال ۹۵ است.

تازه ترین اجرای گروه موسیقی مقامی جانان در ساعت۲۱ از تاریخ ۲۱ تیر ماه سال جاری در هنرسرای خورشید، وابسته به شهرداری اصفهان برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند جهت خرید اینترنتی بلیت‌ها به سایت www.navayemehr.ir مراجعه کنند.

کسی که مثلِ هیچ‌کس نیست

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷


[ مانی جعفرزاده – آهنگساز و مدرس موسیقی ]

دَه- دوازده سال بعد تا مرا دید گفت:
– امّا آن والسی که نوشته بودی، خیلی بد بود!
در آن لحظه من سی سال بیشتر داشتم. در فاصلهی آن سالها درس خوانده بودم. کُلّی کار نوشته بودم. آن روز هم رفته بودم استدیو کرگدن که یک موسیقیِ فیلم ضبط کُنم، غافل از آنکه استادِ روزگار نوجوانیام آنجا حاضر است. حیران ماندم. گفتم:
– آقا! شما هنوز یادتان است!؟
گفت:
– مگر من چیزی از یادم میرود؟ ملوُدیات بد نبود. اینجوری بود [ ملوُدیای را که من خودم درست و درمان به یاد نداشتم کمابیش درست خواند!] ولی ارکستراسیونات خیلی بد بود! من درستاش کردم برات!
گفتم:
– بله آقا! البتّه من آن روزها  هجده-نوزده سالام بود…
گفت:
– اوهوم…
این «اوهوم» را با یک لحنی گفت که انگار یعنی « خُب که چی!؟»

امروز از آن روز در استدیوُ کرگدن بیش از نُه سال میگذرد. آن دیدار در آن بعد از ظهر شد سرآغاز وصلِ دوبارهی من به معلمِ بزرگام که امروز در تاریخِ موسیقیِ ایران از او به عنوانِ یکی از بزرگترین موسیقیدانانِ این سرزمین یاد میشود: جناب آقای احمدِ پژمان. در این چند سال به ندرت پیش آمده که ماهی بگذرد و از او بیخبر باشم. خُلقاش را شناختهام و او را یکی از دلپذیرترین کسانی یافتهام که بشود یافت. میگویم چرا:

پدیدهای است. خیلی کم میخوابد. شاید بشود گفت هیچ نمیخوابد. یکریز و بیامان کار میکند. روز و شبی نیست که ولوُ چند خط موسیقی ننویسد. تصوّرم نیست یقین دارم که به موسیقی نوشتن اعتیاد دارد. ننویسد حالاش بد میشود. گاهی حتّا کارهایی که پیشتر نوشته و ضبط کرده و تمام شده را بازنویسی و تصحیح میکند. فِرازهایی را حذف میکند، جملههایی را میافزاید. سرِ «دیوِرتیمِنتوُ» کار را ضبط کردهبودیم و تمام شده بود و رفته بود برای تکثیر.علی صمدپور ناشرِ اثر با چه مرارتی همهی نسخههایی را که او نوشتهبود با توضیحاتی که من بر سرِ ضبط یادداشت کردهبودم انطباق دادهبود و پارتیتور را فرستادهبود برای چاپ که آقای پژمان پیغام داد:
– دست نگه دارید دارم کار را عوض میکُنم!
گفتیم: آقا! ضبط کردیم، میکس کردیم، مَستِر کردیم، چی را عوض میکُنید؟
گفت: مهم نیست. شنونده نسخهی صوتی را همانجور که ضبط کردید بشنود ولی در پارتیتور این تصحیحِ آخر را منتشر کنید و در پاورقی توضیح بدهید که به خواست آهنگساز تغییر کردهاست!
بفرموده عمل شد و عرض کردیم:
– چشم!
 خلاقیّتاش با فورانی نبوغآسا وغیرِ قابلِ کنترل همراه است و بدیهیست برای ما عوام همراه شدن با او سخت است. سختِ دلپذیر است.

از آقای پژمان بی اغراق هرگز دروغ نشنیدم. همیشه راست میگوید. نظرش هرچه باشد صادقانه بیان میشود. ندیدم از سرِ مردمداریِ دروغین و ریاکارانه [ که یکی از زشتترین صفاتِ جامعهیِ ماست] حرف و نظرش را عوض کند یا نگوید یا پنهان کند. کاری را که دوست داشتهباشد با کمالِ میل و بی هیچ منّت انجام میدهد. کاری را که دوست نداشتهباشد با هیچ «من بمیرم- تو بمیری» گردن نمیگیرد.
بر خلافِ بسیاری در عالَمِ استادی از شاگرداناش هیچ توقعی، هیچ توقعی باز هم به تکرار مینویسم : هیچ توقعی ندارد. اگر از سرِ وظیفه کاری بسیار کوچک برایاش انجام بدهی، برای مثال فرض کن با اتومبیل بروی به دنبالاش و با هم به جایی بروید که نه فقط به او که به هردوی شما مربوط است، جوری تشکر میکند که بهراستی شرمنده میشوی. اینها به ظاهر موضوعاتِ کوچکی است امّا نوشتنشان را در این روزگار که هر معلّمی خود را قطبِ شاگرداناش تلقّی میکند به عمد مینویسم که درس باشد.
از سخن گفتن دربارهی خودش بیزار است. نه از سرِ فروتنیِ دروغین [ که یکی از نفرتانگیزترین صفاتِ ماست] بلکه بهراستی از این که جلبِ توجّه بکند بدش میآید. سه سالِ پیش خواستم در یک گفتوگویِ طولانی خاطراتاش را کتاب کنم. چهار جلسه، هر جلسه سه-چهار ساعت با هم نشستیم و حرفهایی زد معرکه، بعد ناگهان در جلسهی پنجم گفت :
– ولاش کن! از اینکه دربارهی خودم حرف بزنم خوشام نمیآید.
آنجا بهجُز من و او کسی نبود. فروتنیِ دروغین نمیکرد. واقعن از اینکه داشت دربارهی خودش حرف میزد، ناراحت بود. کِیف کردم. کار را به احترامِ خواستهاش رها کردم و آمدم بیرون.
در چهارمین جشنِ موسیقیِ ما، حمیدِ منبتی زنگ زد که:
– مانی! میخواهیم برای آقای پژمان بزرگداشت بگیریم.
گفتم:
– بگذار بپرسم ازش.
پیغام را بُردم. گفت:
– نه بابا! مُد شده احمدِ پژمان! تشکر کن بگو نه!
از این که زیر نور باشد بیزار است. برعکس خیلیها. پیغام را به حمید رساندم گفت:
– پس بگو لااقل بیاید جایزهی کیهانِ کلهر را بدهد.
پیغام را دوباره رساندم. گفت:
– چه کارِ خوبی! حتمن و با کمالِ میل میآیم.
آمد هم جایزهی آقای کلهر را داد و هم بابت «دیورتیمِنتوُ» جایزهی بهترین آلبومِ موسیقیِ کلاسیک را به خانه بُرد. میدانستم که اگر بگویم برندهی جایزه است، نخواهد آمد. بینظیر است. وارسته. در اوج نبوغ و خلاقیت فروتن.آقا به تمامِ معنی و نابغه.
دوستاش دارم نه فقط به این دلیل که استادم بوده که بوده و رهین منّتاش هستم تا هستم، بل بیش از آن دوست دارماش که فارغ از موسیقی در روزگاری که انسانیت بدل به خاطرهای شدهاست او همچنان یکی از بهترین انسانهایی که میشود سراغ کرد.
تولدت مبارک آقای من! عمرت دراز باد. ایدون باد. ایدونتر باد.

مانی جعفرزاده
 


به مناسبت زادروز استاد «احمد پژمان»‌

پژمان آهنگ‌سازی تاثیرگذار و بانی موسیقی ملی ایران است


[ هوشنگ کامکار – آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها ]

 
 
ایامی که در سنندج بودم از طریق مجلات موسیقی با نام آهنگسازان بزرگ ایران از جمله استاد « احمد پژمان» آشنا شدم؛  زمانی که اولین بار سال‌های ۱۳۵۰ به بعد در دانشکده هنرهای زیبا ایشان را دیدم و از محضرشان اصول آهنگسازی را آموختم؛ چهره مهربان و فروتن او با آن‌همه دانش موسیقائی برایم تا به امروز سمبل هنرمندی واقعی و بزرگ بوده است . همان‌طوری که از آثارش پیداست؛ او  علاقه وافری به انواع موسیقی ایران خصوصا موسیقی های محلی وغرب ایران دارد که در واقع هسته اصلی اکثر آثارش است. او را می توان اولین آهنگسازی در موسیقی ایران دانست که آثار ارزشمندی برای سازهای ایرانی با استفاده از ملودی‌ها و تم های کاملا ایرانی و به‌کار گیری انواع تدابیر آهنگسازی علمی وفنون چند صدائی نوشته است؛ به‌عبارت دیگر  اولین آهنگسازی است که علم چند صدائی را وارد موسیقی سنتی ایران کرد . این شیوه را می توان اساس و اولین نشانه‌های «موسیقی  ملی»  ایران نامید که تا به امروز در اکثر آثار جوانان و گروه‌های موسیقی ایرانی تداوم یافته است

تحصیلات آکادمیک او در اتریش و آمریکا و تجربه موسیقائی او پشتوانه محکمی برای هارمونی گذاری و کنترپوان‌نویسی مناسب در موسیقی ایران است. «احمد پژمان» غیر از آثاری که برای گروه سازهای ایرانی نوشته است، آثار سمفونیک، اپراها و باله‌های ارزشمندی دارد که نه تنها در ایران بلکه در کشورهای اروپائی هم اجرا ومورد توجه بوده است که از میان آنها می توان از «راپسودی» برای ارکستر سمفونیک «کانتات به‌یاد خرمشهر» برای ارکستر سمفونیک، گروه کر و سلوها اشاره کرد که در آزاد سازی خرمشهر نوشت. «اوراتوریو رستاخیز»، «سمفونی نوروز»،‌«دیورتیمنتو برای ارکستر زهی»، «پویم سمفونی سرزمین دلاوران» که افتخار می‌کنم که به من هدیه داد نام برد . هم چنین اولین اهنگسازی است که اپرای ملی و باله ایرانی را به‌طور جدی نوشت که می توان از اپرای یک پرده‌ای «جشن دهقان»، اپرای «دلاور سهند» بر اساس زندگی بابک خرم دین؛ اپرای «سمندر» و باله‌هایی چون روشنائی،حماسه،عیاران و هفت خوان رستم نام برد.

  او آثار مشهور و زیبائی برای فیلم ها نوشته است که مهمترین آنها  دلیران تنگستان، شازده احتجاب، سایه‌های بلند باد، روسری آبی،بوی کافور،خانه ای روی آب هستند که هر کدام شاهکارهای این ژانر موسیقائی‌اند . علاوه بر این، همه آثار؛ او شاگردان بسیاری را برای موسیقی آموزش داد و بسیاری از هنرمندان امروز ایران جزو شاگردان احمد  پژمان  بوده‌اند. من به‌پاس  خدمات  ارزنده  ایشان  پارسال اثری را در بزرگداشت او به‌نام «باغ‌های پژمان» در سه مومان برای ارکستر زهی تصنیف کردم .باید تاکید کنم که او آهنگساز تاثیر گذار و بانی موسیقی ملی ایران به شمار می آید که آثارش آمیخته ای است از تکنیک های موسیقی علمی جهانی با هویتی ملی . .

یکی از آثار او که چند سال پیش منتشر شد؛ «عیاران» نام دارد که بیش از چهل سال پیش نوشته شده است و به نظر من کاری با ارزش وقوی در موسیقی ایرانی است که برای اکثر سازهای ایرانی در چهار قسمت تصنیف شده است
:
 عیاران اثری است در سبک موسیقی ملی ایران (نوعی موسیقی ایرانی که در آن سازهای سنتی، ملودی‌ها وعوامل دیگر بابهره گیری از امکانات وتکنیک های آهنگسازی موسیقی کلاسیک جهانی به‌گونه ای که هویت ایرانی حفظ شده باشد استفاده شده است) که برای سازهای سنتی چون تار، عود، کمانچه، قانون، نی و سازهای کوبه‌ای بر اساس اشاراتی به گوشه‌ها وملودی‌های موسیقی سنتی ومحلی ایران نوشته شده است. در این اثر تدابیری مثل ملودی‌ها و ریتم‌های کنترپوانتیک ، استیناتوها، ایمیتاسیون‌های فراوان، پلی‌فونی مناسب با ملودی‌ها ومدلاسیون‌های منطقی وسریع و نیز تاکید بسیار زیاد بر ریتم‌های متنوع و پیچیده وگاهی پلی ریتمیک به‌کار برده شده‌اند. این تدابیر در آن زمان برای اولین بار در موسیقی ملی ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند که تا به امروز در آثار برخی آهنگسازان وگروه‌های موسیقی تداوم یافته است؛ به‌گونه‌ای می‌توان گفت که هسته اصلی «عیاران» تاکید ریتمیک واستفاده از میزان‌های متنوع است که نه تنها به وسیله سازهای کوبه‌ای بلکه در اکثر موارد سازهای ملودیک هم در نگهداری ریتم شرکت دارند

منبع: 

سایت موسیقی ما


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A