دانلود آهنگ جدید

بایگانی‌های دانلود آهنگ - صفحه 9 از 102 - دانلود آهنگ جدید - میم موزیک

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷

بنجامین تک آهنگ «نرو نرو» را منتشر کرد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : پنج شنبه ۷ تیر ۱۳۹۷


[ آرش نصیری – روزنامهنگار، مدیر و مجری برنامه هزار صدا ]

یک روز بارانی بهاری، قاعدتاً باید روز دل‌انگیزی باشد؛ اما این بار فرق داشت و ناگهان باران عشق بند آمد و بانگ برآمد که خواجه برفت:
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
و در آن جمعه بارانی بهاری، موسیقی پاپ معاصر ایران یکی از بزرگ‌ترین نمادهایش را از دست داد.
حالا دیگر می‌توانم بنویسم استاد ناصر چشم‌آذر. خودش اگر بود -با همان طنزی که نزدیکانش به یاد دارند- می‌گفت نگو استاد و بعد که می‌گفتی اگر شما استاد نیستی پس چه کسی استاد است، برایت اسامی ‌تعدادی از بزرگان و اسطوره‌های موسیقی ایران را ردیف می‌کرد.
می‌گفت: «خواهش می‌کنم هرگز به هیچ‌کس و حتی خودتان جایگاه ندهید. جایگاه ما بیش از آن‌چه هستیم، نیست.»


موسیقی ما ـ مراسم رونمایی و جشن امضای آلبوم «تومست‌تری یا من؟» شامگاه چهارم تیرماه در فرهنگسرای ارسباران رونمایی شد. این اثر نیز مانند سایر آثار داود آزاد در حوزه موسیقی عرفانی تولید شده و جاهد محمدی نیز آهنگسازی این اثر را بر عهده داشته است.

داود آزاد در ابتدای این مراسم در سخنانی گفت: «سازبندی این آلبوم و صدایی که از ارکستر شنیده می‌شود، بسیار متفاوت‌تر از کارهای دیگرم است. در این اثر از ساز «جورا باغلاما» استفاده شده که یک ساز ترکی و در واقع یک باغلامای بسیار کوچک با صدای زیر محسوب می‌شود. این آلبوم هم مانند سایر کارهای بنده حال و هوای عرفانی دارد. آهنگساز اثر هنرمند جوان آقای جاهد محمدی است که البته بنده هم نظارت‌هایی دربخش آهنگسازی داشته‌ام تا آن فضای قلندرانه و آن حال معنوی در کار حفظ شود. این اثر متفاوت‌‌تر از آن کارهایی است که این روزها با عنوان موسیقی عرفانی منتشر می‌شود.»

او در همین باره توضیح داد‌:«بنده خیلی به عنوان «موسیقی عرفانی» اعتقاد ندارم. از آن جهت که می‌گویم که موسیقی به ذات خودش عرفانی است و از عالم متافیزیک می‌‌آید. موسیقی خودش یک پدیده معنوی است که ما با ریتم‌ها و تکرار ملودی‌ها فضای متفاوت‌تری به کار می‌بخشیم.»

این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به این پرسش که چقدر تلاش می‌کند، جایگاه خود را به عنوان خواننده تثبیت کند، گفت: «من اصلا دنبال تثبیت شدن نیستم. چه به عنوان خواننده و چه به هر عنوان دیگر. من هر کاری را که با تفکراتم همسو باشد، می‌خوانم. هرچند که به همکاری با جوان‌ترها هم اهمیت می‌دهم. دوست‌دارم قدم مثبتی بردارم تا کار جوان‌ترها دیده شود. به هر حل در این فضای مافیای موسیقی دیده شدن برای جوان‌ها کار سختی شده است.»

آزاد ادامه داد: «این آلبوم را سی‌ام تیرماه به همره چند قطعه دیگر در تالار وحدت اجرا می‌کنم. از طرفی قرار است تا حدود ۳ ماه دیگر آلبومی را با اشعار «حزین لاهیجی» منتشر کنم اما از آنجا که تجربه ربوده شدن نام آلبومم را پیشش از این داشته‌ام، ترجیح می‌دهم اسم کار را اینجا نیاورم.

در ادامه این مراسم علیرضا میرعلینقی (محقق و پژوهشگر موسیقی) پشت تریبون قرار گرفت و در سخنانی مطرح کرد: «از اواسط دهه ۶۰ بود که داود آزاد جریانی را در موسیقی ایران به وجود آورد که مختص به خودش بود. یک موسیقی خانقاهی که حاصل ذوق و استعداد ایشان بوده است. فضای کاری او ترکیبی از ریتم‌های خانقاهی و برداشت‌هایی از انواع موسیقی است. در واقع این جریان آهنگسازی زبان تازه‌ای را در کنار دیگر زبان‌های موسیقی معرفی کرده و اگر هویت آن حفظ شود، قطعا تداوم هم پیدا خواهد کرد.»

جاهد محمدی نیز که آهنگسازس این اثر را بر عهده داشته است، در سخنانی گفت: «از حدود ۵ سال پیش کار بر روی این اثر را آغاز کردم که با نظارت استاد داود آزاد همراه بود. باید بگویم  ایشان جایگاه والایی در موسیقی ایران دارد و بسیاری از نوازندگان جوان شمال غرب ایران با الگوبرداری از ایشان ساز می‌نوازند.»

این هنرمند اضافه کرد: «آرزوی من این است که فرهنگ قانونی استفاده از آثار موسیقی به سراغ ما بیاید و احترام صاحبان اثر را نگه‌ داریم. آثار هنری را دانلود غیر قانونی و کپی نکنیم و بدانیم برای این آثار زحمات زیادی کشیده شده است. کاش دوباره به دوران کاست‌ها برگردیم تا کمتر به فکر کپی کارها بیفتیم.

در بخش دیگری از این مراسم نیز کتاب «مشق آزاد» که گزیده‌ای از تصانیف آلبوم‌های داود آزاد است و به کوشش امین ولی گردآوری شده است، رونمایی شد.


به شکل ویدئو کلیپ

«همنوازان فاخته» اثری از روح‌الله خالقی را منتشر کردند

موسیقی ما تازه‌ترین اثر گروه موسیقی «همنوازان فاخته» با عنوان «چنگ رودکی» در قالب کلیپ تصویری و به کارگردانی آرش مشورت توسط شرکت «نوای مهرنواز آریایی» منتشر شد.
 
خشایار پارسا سرپرست گروه همنوازان فاخته با اعلام این خبر گفت: «چنگ رودکی اثر فاخر روح الله خالقی توسط این گروه بازخوانی و تنظیم مجدد شده و با یک نگاه متفاوت در سازبندی و آواز، با دریافت مجوز از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می‌شود.»
 
گروه همنوازان فاخته تاکنون در ژانرهای مختلفی از جمله موسیقی مقامی دوره تیموری، موسیقی دستگاهی دوره قاجار و موسیقی رادیویی دهه چهل ایران به اجرا و آهنگسازی پرداخته و آلبومی که از این گروه در دست انتشار است به سبک موسیقی مقامی دوره تیموری با خوانندگی «مهدی امامی» است. کلیپ تصویری این گروه نیز به سبک دوره رادیویی با خوانندگی محبعلی بخشی است. البته هر دو اثر با رویکردی معاصر و سازبندی جدید ارائه می‌شود.
 
محبعلی بخشی (خواننده)، هدایت کلاری (بم تار)، مهدی شیخ (تار)، آرمان حیدریان (کمانچه)، هامون بهرامی مقدم (سنتور)، حسین گازر (تنبک)، علیرضا رسولی (کمانچه آلتو)، نیما داغمه‌چی (تار) و خشایار پارسا (سنتور) اعضای گروه همنوازان فاخته هستند.
 
می‌توانید ویدئو کلیپ «چنگ رودکی» را از تماشاخانه موسیقی ما ببینید و دانلود کنید.


شوالیه آواز به زیارت آرامگاه «بایزید بسطامی» و «ابوالحسن خرقانی» رفت

شهرام ناظری: بایزید و خرقانی هیچ‌زمانی زهدفروشی نکردند

موسیقی ما – «شهرام ناظری» شوالیه آواز ایران به همراه خانم «اسین چلبی» نواده بیست و دوم مولانا و رییس بنیاد جهانی مولانا به زیارت آرامگاه «بایزید بسطامی» در شهر بسطام و بارگاه «ابوالحسن خرقانی» در خرقان رفت. در آرامگاه شیخ «ابوالحسن خرقانی» خانم «اسین چلبی» از «شهرام ناظری» درخواست کرد که یکی از مثنوی‌های حضرت مولانا را اجرا کند که شوالیه آواز ایران، از دفتر اول «مثنوری معنوی» شعر «سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق‌‌» را به زیبایی هر چه تمامتر در سکوت جمع عاشقان این پیر عرفان ایران خواند. 
 
«شهرام ناظری» شوالیه آواز ایران پس از زیارت آرامگاه حضرت «بایزید بسطامی» وشیخ  «ابوالحسن خرقانی» گفت: «پس از زیارت آرامگاه این دو بزرگوار، از این سرچمشه عظیم حکمت خسروانی که از «بایزید بسطامی» و «ابوالحسن خرقانی» تراوش شده است، سیراب شدم و این واقعاً بزرگترین هدیه‌ای است که خداوند به شما ارزانی داده است که در دامان این مقدسین واقعی و نه زهدفروشان حضور دارید و این خیلی افتخار بزرگی است. ای کاش که در حد یک هزارمی که در حق «بایزید بسطامی» و شیخ «ابوالحسن خرقانی» بود به آنان رسیدگی می‌شد، ای کاش این اشتیاق مردم را می‌دیدند و واقعاً در همین محل یک تدارک و برنامه‌ریزیی دیده می‌شد که واقعاً مردم با این همه اشتیاق و عشقی که دارند حداقل یک ذره از این مکان بهره‌مند بشوند.»
 


پیش‌بینی‌های رقابت‌های روز چهاردهم جام جهانی ۲۰۱۸ منتشر شد

هیجان جدول هنرمندان موسیقی در آستانه یک شانزدهم نهایی

موسیقی ما پیش‌بینی اهالی موسیقی از بازی‌های روز چهاردهم جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه منتشر شد. چهار بازی امروز بین تیم‌های گروه‌های F و E برگزار می‌شود. تیم‌های مکزیک با سوئد و کره جنوبی با آلمان از ساعت ۱۸:۳۰ به مصاف یکدیگر می‌روند. از ساعت ۲۲:۳۰ هم تیم‌های سوئیس و کاستاریکا و در شهر دیگر، برزیل و صربستان دیدار می‌کنند. اما اولین رقابت پیش‌بینی مسابقات جام جهانی میان اهالی موسیقی که به همت سایت «موسیقی ما» در حال برگزاری است این روزها وارد مراحل حساسی شده است. احسان حق‌شناس که خیلی پیش‌بینی‌های خوبی طی چند وقت اخیر داشته با ۲۱۵ امتیاز صدرنشین است و رامین صدیقی و نگار خارکن به ترتیب با ۱۹۷ و ۱۹۶ امتیاز در تعقیب او هستند.
 
در پایان روز سیزدهم امیرعباس گلاب و علی جعفری پویان هنرمندانی بودند که ۲۹ امتیاز کسب کردند و ۳۵ رتبه در جدول پیشرفت کردند. محسن شریفیان هم با کسب ۲۷ امتیاز، پیشرفت ۳۰ امتیازی در جدول داشت. در سمت دیگر جدول هم علی بحرینی، محمدرضا چراغعلی، مریم حیدرزاده و هومن گامنو کمترین امتیاز ممکن یعنی ۸ را کسب کردند.
 
در ادامه می‌توانید پیش‌بینی صد هنرمند موسیقی از مسابقات روز چهاردهم جام‌جهانی ۲۰۱۸ را مشاهده کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره رده‌بندی هنرمندان به صفحه www.musicema.com/worldcup2018  مراجعه نمایید. همچنین در صورت تمایل برای شرکت در این رقابت بزرگ پیش‌بینی می‌توانید نظرات خود را در همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت هنرمند محبوبتان شوید. .
 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»


از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان انجام شد

درجه یک هنری برای سه چهره پیشکسوت موسیقی نواحی خراسان

موسیقی ما – شورای ارزشیابی هنرمندان، شاعران و نویسندگان کشور، درجه هنری استادان و چهره‌های پیشکسوت موسیقی نواحی را مشخص و تصویب کرد.
 
 سه استاد پیشکسوت موسیقی نواحی خراسان در جلسه اخیر شورا، درجه یک هنری گرفتند. علیرضا سلمانی علی آبادی در حوزه تخصصی نوازندگی دوتار خراسان، مرادعلی سالار احمدی در حوزه تخصصی آواز محلی خراسان و علی غلامرضائی آلمه جوقی در حوزه تخصصی دوتار خراسان از جمله این استادان هستند.
 
این هنرمندان با تأیید پنج نفر از استادان موسیقی در کمیته تخصصی موسیقی در آخرین جلسه به تأیید و تصویب استادان و متخصصان شورا رسید.
 
نمایندگان تام‌الاختیار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر علوم، سازمان برنامه و بودجه و فرهنگستان هنر در این جلسه حضور داشتند.
 
مطابق مصوبات دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعطاء درجه یک هنری به هنرمندان و نویسندگان، همطراز با مدرک دکترا در دانشگاه‌های رسمی کشور است و دریافت‌کنندگان درجه یک هنری، از همه امتیازات مربوط به قانون مدیریت خدمات کشوری برخوردار خواهند بود.


موسیقی ما ـ محمد معتمدی در دومین تجربه همکاری با بهروز شعیبی و در آغاز اکران «دارکوب»، یک قطعه موسیقی برای این فیلم منتشر کرد.

محمد معتمدی در هفته‌های گذشته، قطعه‌ای را برای فیلم سینمایی «دارکوب» آماده کرده است که موزیک‌ویدئوی آن با تصاویری از مهناز افشار، سارا بهرامی، هادی حجازی‌فر، نگار عابدی، جمشید هاشم‌پور و امین حیایی ساخته شده و همزمان با آغاز اکران عمومی فیلم، منتشر شده است.
آهنگسازی این اثر را افشین عزیزی بر عهده داشته و بهمن محمدزاده نیز ترانه‌سرای آن بوده است.

میلاد عالمی، علی جعفری پویان و رائین نورانی (ویولن)، مهرداد عالمی (ویلنسل) و همایون نصیری (سازهای کوبه‌ای) در این اثر نوازندگی کرده‌اند.

معتمدی پیش از این، در فیلم سینمایی «سیانور» همکاری موفقی با بهروز شعیبی در مقام کارگردان و سیدمحمود رضوی به عنوان تهیه‌کننده فیلم داشت و کلیپ او بارها و بارها در فضای مجازی بازنشر شد.

«دارکوب»  سی و ششمین جشنواره فیلم فجر را با ١٠ عنوان كانديد و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و نقش مكمل مرد  برای سارا بهرامي و جمشيد هاشم‌پور پشت سر گذاشت.

"شب موسیقی تالشی" در فرهنگسرای نیاوران

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران، مراسم بزرگداشت استاد هادی حمیدی و یادواره استاد قسمت خانی دوشنبه ۱۱ تیرماه در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.

در این برنامه که “شب موسیقی تالشی” نام گرفته و به همت بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران و فرهنگ‎کده تالش برگزار می‎شود، گروه “کادوس” تالش به سرپرستی آرمین فریدی به روی صحنه می‎رود.

موسیقی تالش از بکرترین و پیچیده ترین موسیقی‎های قومی ایران است، قوم تالش در کرانه‎های “سپید رود” در استان گیلان و توالش تا رود “کورا” در جنوب جمهوری آذربایجان در کوه‎های تالش زندگی می‎کنند. دکتر آرمین فریدی پژوهشگر موسیقی نواحی در طی بیست سال پژوهش موسیقی تالشی را گردآوری و بیش از بیست سی دی و چند کتاب در این زمینه منتشر کرده است. به بهانه برگزاری “شب موسیقی تالشی” که به کوشش وی برگزار می‎شود گفت و گویی با او انجام دادیم.

آرمین فریدی هفت خوانی، سرپرست گروه موسیقی “کادوس” تالش و مدیر فرهنگ‎کده تالش در مورد تجلیل از استاد هادی حمیدی گفت: “استاد هادی حمیدی هنرمند بزرگ آواز تالش حقی عظیم بر گردن موسیقی تالش دارد، او با صدای منحصر به فردش محبوب قلب قوم تالش است و اگر چه به دلیل برخی بی مهری‎ها کم کار کرده، اما گزیده کار کرده و همیشه در اوج مانده و همکاری با بزرگانی همچون عبدالله ملت پرست، فریدون شهبازیان و حسین علیزاده را در کارنامه خود دارد. بعید است کسی قطعه “عمق فاجعه” در اثر “آوای مهر” را شنیده باشد و حیران حزن و زیبایی  صدای بی نظیر استاد هادی حمیدی نشده باشد. فرهنگ‎کده تالش در ادامه تجلیل از بزرگان فرهنگ و هنر تالش این بار با یاری بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران و مدیر فرهنگ دوست و هنرمند این بنیاد، جناب سید عباس سجادی، قصد سپاسگزاری از استاد هادی حمیدی را دارد. در این برنامه همچنین چنگیز اقبالی تندیسی از استاد ساخته که رونمایی می‎شود.

وی درباره بخش دیگری از برنامه که به یادواره استاد قسمت خانی، از هنرمندان به نام منطقه تالش، اختصاص یافته، اشاره کرد و افزود: صدای استاد خانی چپ کوک بود و ظرفیت و قابلیت‌های فراوانی داشت.  ما موفق شدیم در زمان حیات ایشان آلبوم‌های تصویری “دویر آویر” و “آفتاو پرمه” و نیز “مشن مشن” را  از این هنرمند برجسته تالش منتشر کنیم.

فریدی در ادامه گفت: استاد قسمت خانی یکی از افتخارات خطه تالش است. جای گرفتن در  حلقه ۳۶ استاد برتر موسیقی نواحی ایران در سال ۱۳۸۳، حضور در جشنواره  موسیقی فجر ۱۳۸۵، اجرا در جشنواره “آواهای روحانی زمین ” فرانسه ۱۳۸۶ و کسب مقام نخست آواز نواحی ایران – جشنواره سراج خراسان ۱۳۸۷ و اجرا در جشنواره بزرگ فرهنگ ایران – بلاروس – ۱۳۹۰  از جمله توفیق‌های این هنرمند به شمار می‎رود و یادش همیشه نزد قوم تالش گرامی است.

اعضای گروه موسیقی “کادوس” که به سرپرستی آرمین فریدی هفت خوانی در برنامه “شب موسیقی تالشی”  به روی صحنه می‎روند عبارتند از: آرمین فریدی هفت خوانی (نوازنده تمبوره و لله تالشی)، استاد هوشنگ حاجی بداغی (خواننده)، آسیه بخشی زاد (نوازنده دایره).

“شب موسیقی تالشی” به همت بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران و فرهنگ‎کده تالش ۱۱ تیرماه ساعت ۱۹ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‎شود و حضور در آن برای کلیه علاقه‌مندان آزاد است.

نوای «مهر عاطفه» بانوان در تالار وحدت

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – قرار است در این کنسرت نوستالژیک، برخی قطعات ماندگار از جمله «بُردی از یادم» و «اُمید جانم» توسط هنرمندان گروه، بازخوانی شود.
سرپرست گروه «مهر عاطفه» در مورد انتخاب قطعات در این اجرا گفت: انتخاب قطعات بر این مبناست که زن‌ها، قهرمانند و این را نه به همه جامعه که می‌خواهیم به خودِ زنان اثبات کنیم تا این رحمت الهی را در وجود خود احساس کنند، از همین رو حین انتخاب این ۱۵ قطعه، تلاش کردیم قطعاتی امیدبخش انتخاب کنیم که روح بزرگ یک زن را نشان دهد.
نیوشا بریمانی (رهبر ارکستر و نوازنده کمانچه)، مینو قاسم‌پور (نوازنده قانون)، رخساره رستمی (نوازنده عود)، نیلوفر ابراهیمی (نوازنده فلوت)، نگین سریر (نوازنده پیانو)، عسل ملک‌زاده (نوازنده دف)، ندا بهزاد (نوازنده درامز) و ناهید احمدزاده (تهیه‌کننده) اعضای این گروه موسیقی را تشکیل می‌دهند.

منبع: 

خبرگزاری ایرنا


موسیقی ما – مراسم نکوداشت نودمین زادروز زنده‌یاد دکتر محمود متین استاد و پیشکسوت جراحی نوین زنان و مامائی ایران جمعه ۸ تیر از ساعت ۲۰:۰۰ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.

در این مراسم دو گروه موسیقی به اجرای برنامه می‌پردازند؛ ابتدا فرزین طهرانیان به تک‌نوازى گیتار کلاسیک و در ادامه گروه موسیقی نیستان به اجرای برنامه می‌پردازد.

گروه “نیستان” در این اجرا آثاری از عارف قزوینى، پرویز مشکاتیان و کورش متین را اجرا می‌کند.

حسن مکانیکى – نى، فرشاد صارمى – کمانچه، کورش دانایى – تار، لیلا رحیمى – همخوان، مصطفى حامدى – آواز و مجید میررحیمى – تمبک، اعضای گروه موسیقی “نیستان” هستند.

کورش متین نوازندگی سنتور و سرپرستی گروه را برعهده دارد.

تصنیف “گریه کن” اثر عارف قزوینى، تصنیف “اى عاشقان” با آهنگسازی کورش متین و شعری از مولوى، تصنیف “لوح گور” با آهنگسازی کورش متین و شعری از شرف الدین خراسانى(شرف) و “چوپانى” با آهنگسازی پرویز مشکاتیان؛ آثاری هستند که گروه نیستان در این برنامه اجرا می‌کند.

همچنین در این مراسم فیلم مستندی از دکتر محمود متین برای حاضران پخش می‌شود. این فیلم از سوی جامعه جراحان ایران تهیه شده است.

دکترمحمود متین،جراح ومتخصص زنان وزایمان بود که آوازه‌ای نیکو در بین اهالی علم و فرهنگ داشت. او اوایل اردیبهشت امسال درگذشت.

تشکر استاد کلهر از کارلوس کیروش و تیم ملی

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷


[ آرش نصیری – روزنامهنگار، مدیر و مجری برنامه هزار صدا ]

یک روز بارانی بهاری، قاعدتاً باید روز دل‌انگیزی باشد؛ اما این بار فرق داشت و ناگهان باران عشق بند آمد و بانگ برآمد که خواجه برفت:
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
و در آن جمعه بارانی بهاری، موسیقی پاپ معاصر ایران یکی از بزرگ‌ترین نمادهایش را از دست داد.
حالا دیگر می‌توانم بنویسم استاد ناصر چشم‌آذر. خودش اگر بود -با همان طنزی که نزدیکانش به یاد دارند- می‌گفت نگو استاد و بعد که می‌گفتی اگر شما استاد نیستی پس چه کسی استاد است، برایت اسامی ‌تعدادی از بزرگان و اسطوره‌های موسیقی ایران را ردیف می‌کرد.
می‌گفت: «خواهش می‌کنم هرگز به هیچ‌کس و حتی خودتان جایگاه ندهید. جایگاه ما بیش از آن‌چه هستیم، نیست.»


موسیقی ما – تهیه کننده کنسرت های خواننده پاپ از بهبود اوضاع جسمی وی خبر داد.

به گزارش«موسیقی ما»، شب گذشته و در حین بازی ایران – پرتقال شهرام شکوهی دچار حمله قلبی شد و سریعا به بیمارستان منتقل وتحت مراقبت های ویژه قرار گرفت.

مهرداد منافی تهیه کننده کنسرت های این خواننده صبح امروز درگفتگو با سایت «موسیقی ما» از بهبود نسبی اوضاع جسمی این خواننده خبر دادو اعلام کرد که شرایط جسمی شکوهی تحت کنترل است و وی به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد.

این در حالی ست که این خواننده پاپ ۲۰ تیرماه در تهران قرار است روی صحنه برود و استقبال خوبی هم ازبلیت فروشی این کنسرت به عمل آمده است. شهرام شکوهی ۲۰ تیرماه با اجرای آهنگ‌های جدید در سالن میلاد به صحنه می‌رود.

شهرام شکوهی صبح دیروز نیز در گفتگو با سایت «موسیقی ما» ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری کنسرت ۲۰ تیرماه گفته بود: خوشحالم که بالاخره بعد از دو سال با هوادارانم دیدار میکنم.

وی ادامه داد: بلیت‌های هردو اجرای روز ۲۰ تیر، که در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار می‌شود، به فروش رفته و من خوشحالم که به زودی با کارهای جدیدی که برای این اجرا آماده‌کرده ام در حضور هوادارانم به صحنه خواهم رفت.

شکوهی از تمدید این کنسرت خبر داد و گفت: در صدد هستیم کنسرت را برای ۴ سئانس دیگر تمدید کنیم که جزئیات آن به زودی اعلام می شود.


موسیقی ما – نوازنده‌ی چیره دستِ «دف» تا همین‌جایش هم به هر آنچه که یک نوازنده دلش می‌خواسته برسد، رسیده است. در بهترین آثار نواخته، در بهترین سالن‌های کنسرتِ جهان اجرا داشته و با بسیاری از بزرگان همکاری کرده است. به لیستِ کسانی که او با آنان همکاری داشته‌ است؛ نگاه کنید: «كيخسرو پوررناظرى، محمدرضا شجريان، بیژن کامکار، داریوش پیرنیاکان و خیلی از جوان‌ترهایی که حالا برای خودشان اسم و رسمی در موسیقی ایران دارند؛ هرچند بیشترین فعالیت‌های او با گروه «شمس» بوده است؛ اما نوازندگیِ صحیح و تکنیکی و مهارتش در ریتم که او را جزو بهترین نوازندگانِ دف کرده است؛ تنها خصوصیت «حسین رضایی‌نیا» نیست. حرف زدن ،‌ معاشرت، همکاری و لابد ساز زدن با او یک عیشِ مدام است؛ از بس که نگاهش به دنیا زیباست. آنقدر که همه را دوست دارد و هیچ‌وقت بدِ کسی را نمی‌خواهد و آنقدر که طنزِ ظریف و زیبایش می‌تواند غمگین‌ترین آدمِ دنیا را هم؛ خوش کند و خندان. در این گفت‌وگو داخلِ گیومه زیاد واژه‌ی (خنده) را می‌خوانید؛ شاید به نظرتان اغراق باشد؛ اما حینِ انجامِ این گفت‌وگو به همین اندازه خوش گذشت و حالا این واژه تنها شریک کردنِ خواننده است در حس و حالِ‌ مصاحبت با نوازنده‌‌ای قدرتمند که خاطراتش مثلِ خودش شیرین است. خب چه حیف که این گفت‌وگو تصویری نیست.
 
 

  • آقای رضایی‌نیا،‌ شما یکی از قدیمی‌ترین نوازندگان سازهای کوبه‌ای در ایران هستید؛ اما وقتی کارنامه‌ی هنری شما را مرور می‌کنیم، انگار همواره خودتان را به کارهای گروهی محدود کرده‌اید و کمتر اثر شخصی منتشر کرده‌‌اید. چرا آلبوم‌های مستقل یا کتاب‌های آموزشی از شما کمتر دیده‌ایم؟‌

خودم هم خیلی دوست داشتم که آلبومی مستقل داشته باشم؛ اما از آنجا که دف یک ساز ملودیک نیست؛ نمی‌توان برای آن به تنهایی آهنگ ساخت؛ به همین خاطر است که شما هر اثری که در سازهای کوبه‌ای می‌شنوید، ریتم‌هایی شبیه به هم دارد؛ البته در حالِ‌ حاضر آهنگ‌سازان و نوازندگانِ‌ این ساز، ریتم‌هایی از امریکای جنوبی و افریقایی یا هند و پاکستان را به آن اضافه کرده‌اند تا تنوعی در آن ایجاد کنند. البته من آلبوم‌هایی بسیاری در هم‌نوازی با سازهای دیگر – دو نوازی یا سه‌نوازی- داشته‌ام؛ اما فکر می‌کنم برای انتشارِ یک آلبوم فقط با استفاده از دف،‌ باید تغییراتی در آن ایجاد کرد. از آن طرف من وسواس زیادی در کار دارم؛ حالا ده سال است که دارم روی یک کتاب کار می‌کنم و بالاخره امیدوارم امسال تمام شود؛ اما در این سال‌ها هر بار که به آن کتاب نگاه می‌‌کنم، می‌گویم باید تغییراتی در آن ایجاد کنم. در آلبوم‌هایم هم همین‌طور هستم؛ وقتی کارهای گذشته‌ام را گوش می‌کنم؛ با خودم می‌گویم ای‌کاش طور دیگری می‌نواختم. هر چه زمان می‌‌گذرد، سخت‌گیرتر می‌شوم؛ فکر هم می‌کنم، طبیعی است؛ چون تجربه‌های آدم بیشتر می‌شود.
 

  • برای این کتاب متدِ جدیدی درنظر گرفته‌اید؟‌

اتفاقا از استاد «بیژن کامکار» اجازه گرفتم تا این کتاب بر اساس متد ایشان باشد و بنابراین تمام علامت‌گذاری‌ها مثلِ اثرِ ایشان است. من شیوه‌ی دف نوازی آقای «کامکار» را بسیار دوست دارم و در این کتاب هم، تمامِ مطالب‌شان را به صورت ساده و راحت بیان کرده‌اند؛ البته سعی کرده‌ام چیزهایی نیز خودم به آن اضافه کنم و چند علامت هم خودم اضافه کرده‌ام.
 

  • یکی از مهم‌ترین آثاری که با سازِ شما منتشر شد و سه‌نوازی با همراهی خواننده بود؛ آلبوم «صوفی» است که با صدای «محمد معتمدی» منتشر شد و به گمانم بخشِ مهمی از آن هم بداهه‌نوازی و بداهه‌خوانی بود.

در آن آلبوم که همان‌طور که شما اشاره کردید، «محمد معتمدی» به عنوانِ خواننده حضور داشت؛ من به همراه «سینا جهان‌آبادی» و یک نوازنده‌ی کوبه‌ای دیگر هم می‌نواختیم. این اثر ابتدا در فستیوال «صوفی» به صورت کاملا بداهه در پاکستان اجرا و استقبالِ بسیار زیادی از آن شد؛ آنقدر که ما با خودمان گفتیم این کار را ضبط کنیم و کردیم؛ بعد نشر ماهور اثر را از  ما خرید و به جای دستمزد نفری ۵۰ تا سی‌دی به ما داد. البته اثر یک پک زیبا داشت با دفترچه‌ای که تمام اطلاعاتِ نوازندگان به دو زبانِ فارسی و انگلیسی در آن آمده بود؛ اما جلد شیشه‌ای سی‌دی خیلی زود می‌شکست. (خنده) ۵۰ سی‌دی را که گرفتم، با خودم می‌گفتم خدایا من این سی‌دی‌ها را چی کار کنم؟‌ (خنده) با همه‌ی اینها «صوفی» یکی از کارهای بسیار خوب من است و هنوز که هنوز است در رادیو و تلویزیون پخش می‌شد.
 

  • «صوفی» هیچ‌وقت دیگر منتشر نشد؟

چرا اتفاقا «ماهور» چند بار آن آن را تجدیدِ چاپ کرد؛ ولی دیگر هیچ‌وقت به ما نگفتند. حتی همان ۵۰-۴۰ تا سی‌دی را هم ندادند. (خنده)
 

  • از کمی قبل‌تر شروع کنیم؛ نواختن را از چه زمانی شروع کردید؟  

برادرم که حالا در خارج از کشور زندگی می‌کند، بزرگ‌‌ترین مشوق من در یادگیری ساز بود،‌ البته تعدادی از هم‌محلی‌های‌مان هم ساز می‌زدند و آن هم ترغیبم می‌کرد تا سازی یاد بگیرم.
 

  • با «دف» شروع کردید؟

نه قبل از آن سنتور می‌زدم و ردیفِ  صبا را هم نواخته بودم بعد یک دوره هم کلاس سازسازی رفتم.
 

آن زمان که کلاس سنتور می‌رفتم، یک دوره هم در مرکز حفظ و اشاعه سازسازی یاد گرفتم.
 

خودم هم نمی‌دانم، چرا به کلاس سازسازی رفتم؛ چون علاقه‌ای هم به این کار نداشتم. (خنده) استادم آقای مرادی بودند که تار می‌ساختند؛ یک ترم هم رفتم و فقط چوب‌ها را هی قرچ قرچ می‌بریدیم.  تا اینکه به کنسرتِ گروه «عندلیبی» در دانشگاه تهران رفتم و به دف علاقه مند شدم و یک دف خریدم؛ البته دف هم نبود یک دایره‌ی بزرگ بود. من چون سنتور می‌زدم و از کودکی هم با مادرم روی قابلمه و اینها ضرب می‌گرفتیم؛ می‌توانستم صدای آن را در بیاورم. بعد از مدتی نمایشگاه «ایران‌گردی» در نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد و یکی از دوستانم گفت که از کردستان دف آورده‌اند. من رفتم و دیدم روی تمامِ دف‌ها نوشته‌هایی وجود دارد؛ به همین خاطر فکر کردم که حتما باید چیزی روی آن نوشته شود؛ خلاصه یک دف خریدم و شب رفتم خانه‌ی دایی‌ام که خطاط بود؛ گفتم روی این چیزی بنویس؛ گفت این دیگر چه کاری است؟‌ گفتم نه! حتما این کار را باید انجام دهی؛ من فردا تمرین دارم و نمی‌شود روی آن چیزی نباشد؛ خلاصه یک چیزهایی رویش کشید و خیلی هم زشت شد. (خنده)
 

  • اولین استادتان در دف چه کسی بود؟

در همان مرکز حفظ و اشاعه که بودم؛ روی یک اعلامیه دیدم که نوشته‌ بودند : «جلسه‌ی دف‌نوازی بابک زارع» در فلان تاریخ آغاز می‌شود.» ایشان اولین معلم من بود و بسیار هم آدم خوبی بود و در یک گروه تنبورنوازی فعالیت می‌کرد و تمام آهنگ‌هایشان در مدح حضرت علی (ع) بود. این گروه کنسرت‌های بسیاری برگزار می‌کرد؛ مثلا در فضای باز باشگاه انقلاب و تمامِ بلیت‌هایشان هم به فروش می‌رفت. یک ترم پیش ایشان درس خواندم تا اینکه یک تور خارج از کشور برایشان پیش آمد و گفت ممکن است دیگر ایران برنگردم. گفتم شما می‌دانید کلاس‌های استاد کامکار کجاست؟‌ آدرسِ کلاس‌های آقای کامکار را در میدان آرژانتین به من دادند.
 

  • و به این ترتیب شاگردِ آقای کامکار شدید.

 بله کلاس‌های ایشان گروهی و از ساعت سه تا پنج برای خانم‌ها بودند و بعد کلاس آقایان شروع می‌شد. کلاس‌های‌شان یک ترم بود؛ خب آن‌وقت هنوز ریتم‌ها تا این اندازه گسترده نشده بود و درس‌ها محدود بود. من اما چند ترم کلاس‌های‌شان را می‌رفتم و هر چقدر خود استاد بیژن می‌گفت، لازم نیست؛ ادامه می‌دادم.
 

چون در کلاس‌ها گاهی از تجربه‌های اجرایی و ضبط‌شان می‌گفتند و به اندازه‌ای این حرف‌ها برایم جالب شد که از همان ابتدا الگوی سازی من شدند،‌به قول معروف یک دل نه صد دل عاشقش‌شان شدم. (خنده) بالاخره ایشان بعد از سه ترم به من گفتند، دیگر لازم نیست به کلاس‌ها بیایی، برو نوار گوش بده و کنسرت برو. تاکید داشت که الگویتان یک نفر نباشد؛ شکل کار و نواختنِ‌ همه را ببینید. بعد از آن یکی از دوستانم به نام «وحید چیذری» که آدم بسیار خوبی است، من را به استاد «محسن آب‌فروش» معرفی کردند که در قزوین زندگی می‌کند و موزیسین بسیار باسوادی است؛ اگرچه ایشان آدم خاصی بود و نمی‌توانست با همه معاشرت کند. ایشان این گروه را جمع کرد و قرار شد برنامه‌ای برای بچه‌های بی‌بضاعت گذاشته شود.
 

  • و این اولین اجرای رسمی شما شد؟

بله.
 

داشگاه شهید بهشتی.
 

  • اعضای گروه چه کسانی بودند؟

من و آقای چیذری و نوریان و آقای «مجید علمی»‌ که بسیار شیرین تنبک می‌زد؛ سبک آقای فرهنگ‌فر تازه جا افتاده بود و یک نوآوری در تنبک به حساب می‌آمد؛‌آقای «آب‌فروشان» هم بسیار سخت‌گیر بودند،‌خلاصه من استرس بسیار زیادی گرفته بودم و دو – سه شب مانده به اجرا خواب نداشتم. یک روز همین‌طور که خواب بودم، بلند شدم و در خواب تعظیم کردم. (خنده) مامانم من را که دید؛ بسیار ناراحت شد؛ گفت بچه‌ام دیوانه شده است. طلا را انداخت در آب و به خوردم داد. مدام توهم زده بودم که الان چه اتفاقی می‌افتد؟  با خودم می‌گفتم این چه کاری بود با خودت کردی؟ بی‌کار بودی ؟ روز اجرا، مردم آمده بودند. آن‌زمان جوراب سفید خیلی مد بود و برای همین من جورابم سفید بود؛ اما به ما گفته بودند جوراب مشکی داشته باشید که من یادم رفت؛ به یکی از دوستانم – مهرداد- گفتم می‌شود برایم جوراب بخری؟ در همین حین و بین پرده را کنار زدم و  جمعیت را که دیدم، خودم را باختم. رنگم پرید، تمام بدنم یخ کرده بود؛ آقای آب‌فروش گفت:‌ «چرا این طور شدی؟‌» گفتم می‌شود من نزنم؟‌گفت یعنی چی؟ این همه تمرین کرده‌ای. الان ما باید چی کار کنیم؟ از روز اول باید می‌گفتی. به من دست زد؛ دید دست‌هایم یخ زده است. نشست برایم جک تعریف کرد و شانه‌هایم را مالید و گفت: «آقا فکر کن هیچ جمعیتی در سالن نیست؛ همه درختند و تو داری برای درخت‌ها اجرا می‌کنی.» گفتم: «من نمی‌توانم فکر کنم اینها درختند؛ اینها آدم‌اند.» رفتم روی صحنه و دیدم قلبم توی دهنم است. آن زمان چون آقای شجریان روی زمین می‌‌نشست، مد بود که همه‌ی گروه‌ها روی زمین می‌نشستند؛ به‌خصوص گروه‌های کوچک، عشق این را داشتند که یک کوسن روی زمین بگذارند و روی آن بنشینند. حالا فرض کنید که من روی زمین نشسته‌ام و دف در دستانم است و به اندازه‌ای می‌لرزید که دوستم اشاره کرد که سازت دارد صدا می‌دهد. (خنده) شانس آوردم که کنسرت با من شروع نمی‌شد و گروه اول یک شش- چهار سنگین اجرا کردند و بعد قطعه‌ای اجرا می‌شد که من باید در آن سولو می‌زدم. حالا اعضای گروه مدام اشاره می‌کردند که شروع کن، من نمی‌توانستم. بالاخره وسط اجرا یخ‌ام باز شد و یک چیزهایی زدم.
 

  • هنوز هم همان ترس و اضطراب را تجربه می‌کنید؟ منظورم نشانه‌هایی از آن است.

هنوز برخی سالن‌ها ترس دارد و آدم را می‌گیرد. آدم با خودش فکر می‌کند قبل از او چه کسانی در این سالن اجرا کرده‌اند، به خصوص اجرا در فرانسه بسیار دشوار است،‌ در این کشور در طول اجرا جیک هیچ کسی در نمی‌آید؛‌ اگر فقط کمی ساز ناکوک باشد یا‌ ریتم عقب و جلو شود و خواننده فالش بخواند، همه می‌فهمند.
 

  • و اجراهای دیگرتان چه بود؟

بعد از آن داستان از طریق دوستم وحید با گروه تنبورنوازان «حنانه» آشنا شدم. «کامران همت‌پور» سرپرست گروه بود. من با آنها جور شدم و خیلی هم کنسرت دادیم. از طریق آنها هم با زنده‌یاد «سهیل ایوانی» آشنا شدم؛ ایشان بسیار فعال و دستِ راستِ زنده‌یاد مجتبی میرزاده بود. آقای «ایوانی» تمام سازها را می‌زد و نوازنده‌ای بسیار اعجوبه بود. با همین گروه یک اجرا داشتیم که  تلویزیون هم ما را نشان داد و فامیل هی زنگ می‌زدند و تبریک می‌گفتند. من شده بودم قهرمان. (خنده) بعد از آن آقای ایونی گفتند: «ما داریم آلبوم این کار را جمع می‌کنیم؛ دوست داری در ضبط هم باشی؟ »گفتم از خدا می‌خواهم. بعد از آن به من پیشنهاد کار در صدا و سیما را دادند.
 

  • اسم آلبومی که در آن اولین ضبط‌تتان را انجام دادید، چه بود؟‌

ساقی.
 

۷۶٫
 

بعد از اینکه آقای ایوانی گفت به تلویزیون بیا، در ضبط‌های مختلفی حضور پیدا می‌کردم؛ به‌خصوص قطعات کردی‌ای که قرار بود اجرا شود. هر چه موسیقی کردی ضبط می‌کرد، می‌رفتم و می‌نواختم. بعد در همان تلویزیون معلم سنتورم آقای «علی تحریری» را دیدم  و خلاصه ایشان هم در ضبط‌هایی که حضور داشت، به من اطلاع می‌داد و بعد از آن نیز همکاری‌های بسیاری با زنده‌یاد «فریوسفی» داشتم. آن‌زمان بسیاری از چهره‌های شناخته شده‌ی موسیقی در تلویزیون فعالیت می‌کردند از مسعود حبیبی و درویش رضا منظمی گرفته تا سینا جهان‌آبادی، پاشا هنجنی، آزاد میرزاپور. من آنجا با خیلی‌ها آشنا شدم. آن‌وقت‌ها گاهی «همایون شجریان» هم به استودیو می‌آمد، تهمورس هم گاهی کار آهنگسازی می‌کرد. سال ۷۹ دیگر ارکستر تلویزیون تشکیل شد و آقای زنده یاد ایوانی من را به ارکستر معرفی کرد  و گفت بیا قرارداد ببند. من باید هفته‌ای دو بار سر تمرین ارکستر حاضر می‌شدم و ضبط‌هایی را انجام می‌دادیم و اجراهایی هم می‌کردیم و حقوق می‌گرفیتم. در همان زمان با «پیام عزیزی» آشنا شدم و اثرِ «با قدسیان» را همراه با «جلیل عندلیبی» هم اجرا کردیم. بعد آقای عزیزی من را با استاد «مجتبی میرزاده» آشنا کردند که دنبال یک نوازنده‌ی دف می‌گشتند. آقای میرزاده گفته بود که من ایشان را نمی‌شناسم؛ بالاخره یکی دیگر از دوستان هم باز من را پیشنهاد داد و ایشان من را پذیرفتند و برای اجرا به «کرمانشاه» رفتیم. یک هفته‌ای که آنجا بودیم؛ بسیار  به ما خوش گذشت. ایشان انسانِ بسیار بزرگی بود. زنده‌یاد ایوانی که فوت کرد، «آزاد میرزاپور» سرپرست گروه کردی شد و من در تلویزیون دیگر با آزاد کار می‌کردم. واحد موسیقیِ صدا و سیما، آن زمان مثل حالا نبود که پرنده هم در آن پر نزند. تا ساعت دوازده شب استودیو آفیش بود. یک حال خاصی داشت تا اینکه آنجا هم خیلی‌ها را اخراج کردند. راستش برای من بهتر شد؛ چون همیشه این نگرانی را داشتم که نکند این کار را از دست بدهم؛ اما بعد از آن اتفاقات خیلی بهتری برایم افتاد.
 

  • فعالیت‌هایتان با گروه شمس چه زمانی آغاز شد؟‌

در همان تلویزیون «افشین رامین» – خواهرزاده‌ی آقای پورناظری- هم بودند و  من با ایشان بسیار رفیق شدیم و خیلی حال کردیم؛ ایشان من را به تهمورس معرفی کرد.  یعنی تهمورس گفته بود که یک نوازنده‌ی دف می‌خواهم. ما هم رفتیم سر تمرین، می‌خواستند «مطرب مهتاب‌رو» را اجرا کنند. در آن زمان استاد «بیژن» با ایشان به عنوان نوازنده‌ی دف کار می‌کرد و می‌نواخت و یک دوره با کامکارها اجرا داشتند و نمی‌توانستند هم‌زمان در «شمس» باشند؛ در همان اجرا نجمه خانم به همراه خانمِ ابراهیم پور (همسر استاد  ارسلان) و خانم پروین نمازی، هم‌خوانی می‌کردند. تهمورس به من گفت بیا سر تمرین. آن وقت خانه‌شان در زعفرانیه بود. رفتیم آنجا و من برای اولین بار استاد کیخسرو پورناظری را دیدم و دوباره استرس‌هایم شروع شد.
 

  • اصلا بهتان نمی‌آید که این همه استرس داشته باشید؟

خیلی داشتم، مدام تپش قلب داشتم و به خاطر همین استرس‌ها افتادگی دریچه‌ی میترال گرفته بودم. ده ماه طول کشید تا خوب شدم. خلاصه در اولین تمرین که شرکت کردم با خودم گفتم: «یا خدا» من همیشه نوارهای این آدم‌ها را گوش می‌دادم؛ حالا باید کنارشان بنشینم و ساز بزنم؟ یه مدت تمرین کردم و گفتم نمی‌آیم، دوباره خودم را باختم (خنده). تا اینکه گروه یک کنسرت در تالار وحدت گذاشت و زمانی که آن کنسرت را دیدم، پشیمان شدم و دوباره برگشتم.
 

  • روی چه قطعاتی کار می‌کردید؟

مثلا آهنگ «مستان سلامت می‌کنند» را یادم می‌آید. این‌ها قطعه را می‌نواختند و من یک جاهایی گیج می‌شدم بعد که برایم توضیح می‌دادند بیشتر گیج می‌شدم (خنده) تا بالاخره یاد گرفتم. بعد ساعت‌ها خودم را در انباری خانه پنهان می‌کردم تا ملودی‌ها را حفظ کنم. اولین اجرایم با گروه شمس آگوست سالِ ۱۹۹۹ در فستیوال ترانه‌های شرق در ازبکستان بود. ما رفیم آنجا و با هم رفیق شدیم. بعد به تهران آمدیم. آن زمان در گروه شمس ۱۷-۱۶ نفر تنبور می‌زدند و ما در تمرینات مونیتتور نداشتیم. همین‌طور نوازندگان از پرقدرت‌ها می‌نشستند تا اینکه ضعیف‌ها کنار دست من می‌نشستند، من هم ریتم را می‌انداختم. تهمورس مدام با دست و پا به من ریتم را یادآوری می‌کرد و می‌پرسید چه می‌کنم؟‌ خلاصه گذشت تا اینکه قرار شد با هم اجرایی در تالار وحدت داشته باشیم؛ تالار وحدت هم آن زمان مثل حالا شبیه بقالی نبود؛ ابهت و دیسیلپین خاصی داشت و تنها هنرمندان درجه‌ی اول می‌توانستند در آنجا اجرا کنند؛ حالا اما متاسفانه شده است محلِ کسبِ درآمد و هر گروهی می‌تواند در آنجا اجرا کند. امیدوارم شما یک کاری کنید که لااقل تالار از این وضعیت بیرون بیاید. حالا بگذریم؛ من دوباره رفتم توی سالن و سه طبقه‌ی تالار را که دیدم و جمعیت را دوباره استرس گرفتم، با خودم گفتم : خدای من این دیگر چه کاری است؟ این هم شغل است که من برای خودم انتخاب کردم‌؟» مهمان‌ها هم کامکارها بودند، همایون شجریان با خانمش می‌آمد، خیلی‌ها بودند. من دوباره خودم را باختم. (خنده)
 

  • یادتان می‌آید چه سالی بود؟

سال ۷۷ یا ۷۸٫ باور کنید دو- سه ماه تمرین کرده بودیم، اما چون من می‌خواستم برای اولین بار کنسرت بدهم، همه‌ی اعضای گروه زوم‌شان روی من بود. یکی می‌گفت تند می‌زنی. یکی می‌گفت کند می‌زنی. من هم دیگر گیج شده بودم. تهمورس یک چیز می‌گفت. سهراب یک چیزِ دیگر. یکی دیگر یک چیز دیگر. آن زمان «حمید مقدم» با ما تنبک می‌نواخت؛ چند ساعت مانده به اجرا گفتم من می‌روم. گفت این چه کاری است؟ زشت است. من دف را برداشتم و در فاصله‌ی «ساوند چک» تا اجرا می‌خواستم خودم را گم و گور کنم. حمید من را دید و گفت: «جانِ مادرت، کجا می‌ری؟» گفتم می‌روم هوا بخورم. دوباره برگشتم. (خنده) خلاصه آن برنامه هم با هزار استرس برگزار شد و از همان سالِ با پورناظری‌ها به شکل مستدام کار می‌کردم. اجرای بسیار خوبی بود. هر اجرا یخ من را بیشتر آب می‌کرد و هر بار بهتر می‌شدم. آن وقت‌ها شهرستان هم می‌رفتیم و چند ماه یک‌بار هم در تالار وحدت اجرا داشتیم.
 

  • ضبط هم می‌کردید؟

بله؛ یک کار را ضبط‌کردند و می‌دیدند که زمزمه‌هایی در کارهای مستر شنیده می‌شود، نگو صدای من بوده است. اینها ملودی را که می‌زدند، من بغلِ میکروفون بودم و آهنگ را زیر لب زمزمه می‌کردم. (خنده)
 

  • و بعد همکاری‌تان با گروه‌های دیگر آغاز شد.

بله، در همان سال‌ها با آقای سراج هم همکاری‌ام را شروع کردم، یک سال بعد از آن «شروین مهاجر» به من زنگ زد و گفت آقای ناظری یک نوازنده‌ی دف می‌خواهد. چند نفر تست دادند، اما ایشان کارشان را نپسندیدند. رفتم سرِ‌ تمرین؛ اولین اجرایمان در «ژاپن» بود و ما با آقای نوید افقه، علیرضا فیض‌بشیری و چند نوازنده‌ی دیگر شاهنامه‌خوانی با نغمات کهن کردی را اجرا کردیم. مدت کوتاهی بعد از آن من به همراه استاد پورناظری، تهمورس و آقای نوربخش در تئاتر «دولاویل» اجرا داشتیم. با آقای «نفر» هم اجراهایی در کشورهای مختلف انجام دادیم.
 

  • فکر می کنم از همان زمان‌‌ها هم فعالیتتان با استاد شجریان آغاز شد.

بله؛ ایشان تور غوغای عشق‌بازان را در اروپا اجرا کردند و بعد برای ضبط آلبوم، آقای فرج‌پوری پیشنهاد داده بودند که ساز دف هم اضافه شود و استاد شجریان هم قبول کرده بودند. دنبال نوازنده‌ی دف می‌گشتند که استاد شجریان گفتند که من یکی را می‌شناسم که نوازنده‌ی خوبی است. ایشان مهمان برنامه‌ی گروه شمس با ارکستر فیلارمونیک اوکراین به خوانندگی آقای نوربخش بودند و من در آن برنامه، یک قسمت سولو نواخته بودند؛ البته استاد اسم من را نمی‌دانستند. همایون به سینا گفته بود نوازنده‌ی آن اجرا چه کسی بود و خلاصه من را معرفی کردند. وقتی قرار شد این اتفاق بیفتد، دوباره استرس گرفتم. با خودم می‌گفتم من کجا و استاد شجریان کجا؟ اصلا غیرممکن است. خلاصه من داشتم با خانواده‌ام به اصفهان می‌رفتیم که زنگ زدند فردا ظهر استودیو باش که ضبط داری. آقا ما را می‌گویی شام از ذوق‌ام پایین نمی‌‌رفت. خلاصه شبانه برگشتم. پنج صبح رسیدم تهران؛ آمدم بخوابم؛‌ اما مگر خوابم می‌برد؟‌ قرص خوردم که خوابم ببرد، انگار یک جعبه نوشابه‌ی انرژی زا خورده بودم. خلاصه رفتیم برای ضبط، قلبم در دهانم بود. با خودم فکر می‌کردم من می‌خواهم آقای شجریان را ببینم؟  ایشان واقعا هم ابهت بسیار زیادی دارد. وقتی آمد بالا، پاهایم می‌لرزید. ناظر ضبط، آقای درخشانی و آقای فرج‌پوری و همایون هم بودند؛ خلاصه زدم و استاد هم گفت: «خیلی خوب است.» البته  فکر کردم ایشان تعارف می‌‌کند. گفتم استاد می‌توانم یک عکس با شما بگیرم؟‌ گفت چرا که نه؟ خلاصه دست در گردن‌شان انداختم و عکس گرفتیم. هنوز که هنوز است با خودم می‌گویم ای کاش اینجا را این‌طوری می‌زدم. خب خیلی هم استرس داشتم؛‌ فقط سعی کردم تمیز بزنم. از همان ظهری که از استودیو بیرون آمدم، منتظر بودم تا آلبوم بیرون بیاید و اسم من کنار اسم استاد شجریان و همایون باشد. با خودم گفتم : «خدایا دمت گرم» (خنده)‌ بعد آقای شجریان می‌خواست کنسرتی در تالار وزارت کشور با گروه «آوا» بگذارد که همایون به من زنگ زد که ما این کنسرت را داریم و بابا می‌گوید دوست دارید که شما هم باشید؟ من از ذوق در حال مرگ بودم، توی دلم گفتم: «پس نه! دوست ندارم. مگر می‌شود دوست نداشته باشم؟» گفتم افتخار من است. برای آن کنسرت خانه‌ی استاد تمرین می‌کردیم. مدام با خودم می‌‌گفتم:‌ «خدایا دمت گرم! من کجا؟ خانه‌ی استاد شجریان کجا؟» آقای شجریان خیلی انسانِ خاصی است. هر روز آقای شجریان را سر تمرین می‌دیدم و  ایشان هم از  باغ هشتگرد میوه می‌چیدند و برایمان می‌آوردند. هنوز باورم نمی‌شد، انگار همه چیز خواب بود. نزدیک اجرا،‌ مادر استاد فوت کردند. با خودم گفتم:‌ «ای دادِ بی‌داد، کنسرت به هم خورد.» ختم را مسجد نور گرفته بودند؛ این جور مواقع هم که مردم فقط می‌خواهند عکس بگیرند و چقدر بد که این اتفاق می‌افتد. من تشییع جنازه‌ی مرتضی پاشایی هم رفته بودم و مردم انگار آمده باشند سیزده به‌در. با جنازه‌ی او هم سلفی گرفتند. همه مشغول بگو و بخند؛ انگار عشق می‌کردند. سی‌دی و پوستر می‌فروختند. حرمتی، چیزی نگه نمی‌دارند. من رفتم مسجد و گفتم می‌خواهم استاد را ببینم. انقدر ازدحام شده بود که که ایشان را برده بودند در دفترِ‌ مسجد تا از فشارِ جمعیت در امان بماند. آن روز تمام اساتید هم در آنجا بودند. من با ناامیدی کامل به آقای نوربخش گفتم که می‌توانم استاد را ببینم؟ ایشان گفت الان هماهنگ می‌کنند، خلاصه استاد من را پذیرفتند و من را کلی تحویل گرفتند. دوباره گفتم: «خدایا دمت گرم» (خنده) همه‌اش نگران بودم که مبادا کنسرت برگزار نشود, اما بالاخره کنسرت در تالار وزارت کشور برگزار شد؛ روزِ اجرا، دیدم در سالن تمامِ گروه کامکارها، استاد ظریف، استاد مشکاتیان و همه آمده بودند؛ دوباره پشیمان شدم. (خنده) در جایی قرار گرفته بودم که حق اشتباه نداشتم. اسم من را به عنوان نوازنده‌ی مهمان زده بودند. یادم می‌آید، من آن زمان ماشین هم نداشتم و با دربست به تالار می‌رفتم. خلاصه همه دمِ وزارت کشور درخواست عکس می‌دادند و من هم دستِ رد به سینه‌ی کسی نمی‌زدم و با همه عکس می‌گرفتم. یادم می‌آید آن زمان، خواننده‌ای که حالا چهره‌ای بسیار مشهور شده است؛ سی‌دی خود را تبلیغ می‌کرد که بعدها هم بسیار موفق شد. کارِ آن روزش برای من تعجب‌آور بود و با خودم می‌گفتم دمش گرم، همچنان از جسارت و اعتماد به نفس‌اش خوشم می‌آید با اینکه خیلی‌ها مخالفش هستند. سخت است که این همه فحش بخوری و خودت را نبازی.
 

  • اما فعالیت‌هایتان با گروه‌های دیگر همچنان ادامه داشت.

بله! بعد از کنسرت تهران، شهریور ۸۶ کنسرت گروه شمس با سماع گران قونیه را اجرا کردیم که خاطره خیلی خوبی شد، تمام برنامه‌های من با گروه شمس خاطره‌انگیز بود و از آنها خیلی چیزها یاد گرفتم. من اسمِ استاد کیخسرو را گذاشته‌ام اسطوره‌ی اخلاق. امیدوارم همیشه تن‌شان سالم باشد. بعد از آن کنسرت‌های شهرستان‌مان با استاد شجریان آغاز شد؛ من به آقای شجریان گفتم امکانش هست که خانم‌ام هم بیاید؟ ایشان گفت حتما. به هر حال ما ۹ شب خاطره‌ساز در هتل عباسی داشتیم. قرار بود دو شب کنسرت داشته باشیم که به ۶ شب رسید. آقای فرج‌پوری در آن کنسرت‌ها به خاطرِ اجراهایشان همراه با گروه دستان نتوانست با ما همراهی کند و سینا جهان‌آبادی کمانچه می‌زد و  محمدرضا ابراهیمی هم به جای فیروزی عود می‌نواخت. بعد از آن بعد از تور امکریکا و کانادا شروع شد، همایون گفت دوست داری به این کنسرت‌ها بیایی؟ گفتم مخلص‌تان هم هستم. آن روزها همه چیز برایم شبیه رویا بود. نمی‌‌توانم اسمی برایش بگذارم.  در سلیمانیه‌ی عراق کنسرت دادیم و بعد به برنامه‌های گروه شهناز شروع شد. در این مدت همکاری‌هایی نیز با سهراب پورناظری و علی قمصری داشتم. بعد که کنسرت «چرا رفتی» در تهران شروع شد، من در بدترین تایم زندگی‌ام بودم،  جابه‌جایی خانه داشتم و آنقدر استرس داشتم که کهیر زدم. (خنده) وقتی تورِ شهرستان‌ها می‌خواست شروع شود، ما با آقای شجریان تور اروپا داشتیم؛ به استاد گفتم شاید به خاطر کنسرت‌های چرا رفتی تور اروپا را نیایم. گفت همایون برود کسِ دیگری را پیدا کند؛ حال سفر این است که تو باشی. به همایون گفتم که بابا این طور گفته است. گفت چون بابا این طور گفته تو اولویت را بگذار برای او. آریان رضایی را به جای خودم معرفی کردم. آن تور، آخرین سفرمان با آقای شجریان بود که بعد ایشان بیمار‌ی‌اش عود کرد و اجرای قونیه را نرفتم.
 

  • میانِ این همه کار،‌ کدام‌شان دل‌نشین‌تر بود؟  

همه‌شان دل‌نشین بود. اما کنار آقای شجریان بودن یک صفای دیگر دارد. غیر از اینکه خواننده بسیار بزرگی است در اخلاق هم نمونه است. ایشان همیشه هوای ما را داشت. در تور شهرستان‌ها و خارج از کشور که ما می‌خواستیم برویم هتل و ایشان می‌خواست برود خانه‌ی یکی از دوستانش؛ اول می‌آمد و هتل را می‌دید تا خیالش راحت شود یا بعضی‌ اوقات یک ماشین جدا می‌آوردند برای آقای شجریان؛ اما ایشان قبول نمی‌کرد و می‌گفت می‌خواهم با بچه‌ها باشم. ما خودمان گاهی به آقای رفیعی (داماد و مدیر برنامه‌هایشان – پیشنهاد می‌دادیم تا استاد در هواپیما بخشِ فرست کلاس باشد؛ اما خودشان نمی‌پذیرفتند. . اما صرف‌نظر از آقای شجریان با هر کسی که کار کردم؛‌چه هم سن و سال‌های خودم و چه آنهایی که استادان من بودند؛ خاطره‌های بسیار خوبی دارم.
 

  • خب سوالات را کمی عمومی‌تر کنیم، به نظر می‌رسد همواره یکی از مهم‌ترین چالش‌های نوازنده‌ها فیزیک‌شان باشد؛ این‌طور نیست؟

خب ما باید یک ورزش‌هایی را انجام بدهیم . من هم مدتی با مشکلِ دست مواجه شده بودم و وقتی رفتم دکتر به من گفت تا توانستی از آن کار کشیده‌ای. مثل فوتبالیستی که بدون گرم کردن بازی کرده است. اگر بخواهی همین جوری پیش بروی، رباط صلیبی پایت پاره خواهد شد. ما نوازنده‌ها خیلی از دستمان کار کشیدیم، به‌خصوص اینکه سن هر چه بالا می‌رود، کار مشکل‌تر می‌شود. این مشکل در ساز کوبه‌ای بیشتر است؛ چون انرژی زیادی می‌‌خواهد و دستمزد و درآمد همه کوبه‌ای نوازان در ارکسترها همیشه مظلوم واقع شدند.
 

  • بله، این تبعیض همیشه وجود دارد.  

هر روز دارد بدتر می‌شود.
 

نمی‌دانم. هم مسایل مالی و هم دیده شدن میان نوازندگان سازهای کوبه‌ای بسیار کم است.
 

  • آقای تهرانی در این زمینه کارهای زیادی کردند.

بله؛ اما هنوز که هنوز است به نوازندگان سازهای کوبه‌ای مطرب می‌گویند. برای من هم همین بود؛ البته بعد که در کارم موفق شدم، خیلی‌ برایم احترام قایل شدند. ما اما روزهای عجیبی گذراندیم؛ گاهی برخی مهمان‌ها که به خانه‌ی ما می‌آمدند، مادرم ساز را پنهان می‌کرد.
 

  • نوازنده ساز کوبه‌ای همیشه نسبت به سازهای دیگر کم است، این هم به خاطر همین مشکلات است؟

الان اتفاقا مثل ریگ نوازنده است. نوازنده‌ای که به چشم بیاید، کم است.  
 

  • آقای رضایی‌نیا چرا هر چه می‌گذرد، حس و حال آثار بدتر می‌شود؟

آن موقع یک عشق وجود داشت؛ الان پول جای همه چیز را گرفته است و جامعه به این سمت رفته است. نوازنده هزار درگیری دارد. نوازندگانِ گذشته شکم سیر بودند و با این کار عشق‌بازی می‌کردند. الان شغل شده است. برخی‌ها به آنها برمی‌خورد که نوازنده حرف پول می‌زند؛ اما درک نمی‌کنند که آنان هم هزاران مشکل دارند. به هر حال امروز هیچ کس چشم دیدن کسی را ندارد. حتی در مجلس ترحیم هم، دیگر، هنرمندان هم سلام و عیلک نمی‌کنند. همه به جای اینکه از موفقیت هم خوشحال شوند، از مشکلاتِ هم خوشحال می‌شوند؛ همه منتظر هستند که از همدیگر سوتی بگیرند؛ در حالی که اجرای زنده، مثل بازی فوتبال است. گاهی آدم روی فرم است و گاهی نیست؛ نمی‌شود به یک دروازه‌بان گفت تو حق نداری هیچ‌وقت گل بخوری.  سر پروژه‌ی سی خیلی‌ها دق کردند.


پیش‌بینی هنرمندان موسیقی از بازی‌های روز سیزدهم جام جهانی ۲۰۱۸ منتشر شد

۱۰۰ هنرمند موسیقی ایران بازیهای حساسِ امروز را پیش بینی کردند

موسیقی ما – پیش‌بینی اهالی موسیقی از مسابقات روز سیزدهم جام جهانی ۲۰۱۸ که با حساس‌ترین روز تاریخ فوتبال ایران همراه است منتشر شد. امروز سه‌شنبه پنجم تیرماه «ایران» یکی از غم‌گین‌ترین روزهایِ فوتبالی خودش را پشتِ سر گذاشت؛ شاید قبل از آغاز این تورنمت اگر کسی می‌گفت ایران با پرتغال با آن ستاره‌ی چند میلیون دلاری‌اش مساوی خواهد کرد و تنها یک گل از اسپانیا که قهرمانِ اروپاست و جهان و ستاره‌ای چون «پیکه» دارد؛ می‌خورد و حریفِ مراکشی‌اش را پشتِ سر می‌گذارد؛ خنده‌ای از سرِ‌ تعجب می‌کردیم و و می‌پرسیدیم که چطور می‌تواند این همه خوش‌خیال باشد؟ بعد می‌گفتیم حاضریم هر چه داریم و نداریم، بدهیم برای اینکه این اتفاقات، همان‌شکلی شود که او می‌گوید.

حالا اما این اتفاق افتاده است و ما غم‌گین‌ایم و این یعنی آنکه آنقدر خوب بوده‌ایم که هیچ چیز جز صعود راضی‌مان نمی‌کرد و فقط حسرت می‌خوریم که اگر آن توپی که نشستِ کنارِ پایِ آن بازیکن، گل می‌شد…  آخ که اگر گل می‌شد… شاید هم تقصیرِ فوتبال نیست؛ قرار نیست یک ورزش – هر چه باشد- تقاصِ‌ یک تاریخ آرزوهای برآورده نشده‌ی ما را بدهد.

اما در روز گذشته،‌ هنرمندان‌ِ زیادی پیش‌بینی بردِ‌ ایران را کرده بودند که متاسفانه این اتفاق رخ نداد و با این اتفاق جامِ جهانی برای ما تمام شده است؛ برای بسیاری از کشورها اما همچنان ادامه دارد.

امروز سه شنبه – پنجم تیرماه-، مهم‌ترین بازی را می‌توان مربوط به تیم‌های آرژانتین و نیجیریه دانست؛ همان تیمی که چهار سالِ قبل ما خیلی هم دلِ خوشی از آن نداشتیم. اما استرالیا و پرو، دانمارک و فرانسه، ایسلند و …. هم از دیگر تیم‌هایی هستند که امروز بازی دارند و باید دید که صد هنرمندی که در نظرسنجی سایت موسیقی ما شرکت کرده‌اند، کدام‌شان نتایج را درست حدس زده‌اند و می‌توانند جای خود را در جدول بالا ببرند؟
در ادامه می‌توانید پیش‌بینی صد هنرمند موسیقی از مسابقات روز دوازدهم جام‌جهانی ۲۰۱۸ را مشاهده کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره رده‌بندی هنرمندان به صفحه www.musicema.com/worldcup2018  مراجعه نمایید.
همچنین در صورت تمایل برای شرکت در این رقابت بزرگ پیش‌بینی می‌توانید نظرات خود را در همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت هنرمند محبوبتان شوید

 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»


برای اجرا در تاریخ ۲۸ تیر ماه در تالار وحدت

بابک کاظمی رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران شد

موسیقی ما – بابک کاظمی آهنگساز و رهبر ارکستر جوان، به عنوان رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد تا ارکستر را برای یک کنسرت در تالار وحدت رهبری کند.

به گزارش «موسیقی ما»،‌ ارکستر سمفونیک تهران به رهبری بابک کاظمی ۲۸ تیر ماه در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت و به اجرای قطعاتی از موسیقی کلاسیک خواهد پرداخت.

سمفونی شماره ۳ بتهوون، اورتور خفاش، یوهان اشتراس و اورتور رمئو و ژولیت چایکوفسکی قطعاتی است که ارکستر در این کنسرت اجرا خواهد کرد.

بابک کاظمی، رهبر ارکستر، آهنگساز و پیانیست ایرانی متولد تهران است. او موسیقی را با آموزش پیانو نزد اساتیدی چون تامارا دولیز و دلبر حکیم‌آوا آغاز کرد. در ادامه آموزش‌هایش، هارمونی، کنترپوئن و ارکستراسیون را نزد تنگیز شاولوخاشویلی فراگرفت. پس از ترک ایران، آهنگسازی را در رویال کالج موسیقی لندن نزد دکتر جو کُل و ویلیام میوالآموخت و همزمان کلاس پیانو را نیز نزد نیل ایمِل‌مان در رویال کالج موسیقی ادامه داد. بابک کاظمی خیلی زود توانست بورس تحصیلی کنسرواتوار بیرمنگام را در رشته رهبری و آهنگسازی بدست آورد. مادامیکه در کنسرواتوار بیرمنگام درس می‌خواند کارش را به عنوان دستیار کنداکتور (رهبری ارکستر) آغاز کرد و بعدها به رهبری اصلی برخی از ارکسترهای اروپایی رسید.

کاظمی در سال ۲۰۱۴ به عنوان مدیر موسیقی و رهبر اصلی ارکستر سمفونیک «لایت آو میوزیک» (نور موسیقی) منصوب و همکاری‌اش تا به امروز با این ارکستر ادامه دارد.

همکاری با «باله سلطنتی بیرمنگام» و بسیاری گروهها در بیرمنگام در مقام آهنگساز، رهبری ارکستر سمفونیک جدید اروپا، «ارکستر سمفونیک رادیو سن‌پترزبورگ» «ارکستر فیلارمونیک هرمیتاژ»، «ارکستر فیلارمونیک روس» در کارنامه کاری او دیده می‌شود.

منبع: 

سایت «موسیقی ما»


موسیقی ما – معاون کنسرواتوار چایکوفسکی روسیه پس از تماشای سه اجرای منتخب ارکسترهای ایران در کشورش گفت: برنامه‌ی کنسرت بسیار جالب بود و رپرتوارِ این کنسرت با هدف انتخاب شده بود. بسیاری از مخاطبان مانند من که از فرهنگ اسلاوِ شرق اروپا به دیدن این کنسرت آمده بودند، متوجه می‌شدند که یک فرهنگ اروپایی با فرهنگ ایرانی ترکیب شده است.

به گزارش«موسیقی ما»، مارگاریتا کاراگینتینا افزود: این موضوع از این منظر مهم است که قطعه‌هایی که از آهنگسازان روسی اجرا شد مربوط به مقطعی از فرهنگ اسلاوها می‌شود که یک پان‌اسلاوگرایی در شرق اروپا رواج داشته است که عنوانش اسلاوفیستا است که می‌شود با عنوان عشق و علاقه به نژاد اسلاو ترجمه‌اش کرد. اگر دقت کرده باشید در سالن انتظار کنسرواتوار چایکوفسکی تابلوی نقاشی بزرگی هست که در آن تصویر همه آهنگسازان فرهنگ اسلاو در مقاطع مختلف، حک شده است.

معاون کنسرواتوار چایکوفسکی ادامه داد: آثار این آهنگسازان زمانی نوشته شده‌اند که روسیه برای ورود به جنگ بالکان با ترک‌ها آماده می‌شده تا بخش‌هایی از بالکان که درگیر جنگ با ترک‌ها بوده‌اند را نجات دهد. به غیر از این ایده‌ی سیاسی که در آن زمان وجود داشت؛ ایده‌ای مبتنی بر سمفونی اسلاو در آن زمان شکل گرفت. آقای روحانی به عنوان موزیسین و رهبر ارکستر سمفونیک تهران، از این مدل صوتی مشخص پیروی کرده بود که در آن روحیه حماسی و تصویری بالایی وجود دارد که در آن عناصری از موسیقی فولکلور اسلاو وجود دارد.

* در فضای موسیقی ایرانی ظرافت، ریتم، تصویرسازی و قرینه وجود دارد

وی با بیان اینکه ما از آقای روحانی قدردان هستیم که این قطعه‌ها را بار دیگر برایمان اجرا کردند؛ چرا که این آثار امروزه در روسیه بسیار کم اجرا می‌شوند، گفت: بخش دیگری از این کنسرت در کنتراست و نقطه مقابل این موسیقی بود که تفکر و نوع نگاه موزیسین‌های ایرانی را نشان می‌داد. در فضای موسیقی ایرانی ظرافت، ریتم، تصویرسازی و قرینه وجود دارد که در فرش و معماری و هنرهای سنتی ایران هم دیده می‌شود. در اینجا هم ارکستر سمفونیک تهران با اجرای آثار موزیسین‌های ایرانی این ویژگی‌ها را برای مخاطبان روسی ارائه داد.

کاراگینتینا ادامه داد: ما قرابت و نزدیکی فرهنگی‌مان با ایران را در اجراهای ارکستر سمفونیک تهران در روسیه، احساس کردیم، چرا که اشتراکات ذهنی و حسی ما در برداشت از موضوع‌های حماسه، قهرمانی و شرافت به هم نزدیک است. بنابراین فکر می‌کنم ایدئولوژی رپرتوار این کنسرت‌ها بسیار برنامه‌ریزی شده و درست بود. با توجه به اینکه نخستین سفر ارکستر سمفونیک تهران به روسیه بوده است و با توجه به شور و هیجانی که هم اکنون و هم‌زمان با روزهای جام جهانی فوتبال در روسیه وجود دارد، می‌توان گفت که رپرتوار انتخابی برای اجرا در روسیه بسیار مناسب بود.

* ارکستر سمفونیک تهران جوان است

وی بیان کرد: سنتی در همه ارکسترهای جهان وجود دارد که مربوط به ارتباط رهبر و نوازندگان است؛ نوازندگان ارکستر همواره حس تنفر و محبوبیت را نسبت به رهبر ارکستر دارند. یعنی همزمان از رهبر ارکستر متنفرند و در عین حال بسیار او را دوست دارند و ستایش می‌کنند. نوازندگان ارکستر با وجود اینکه ممکن است در لحظاتی رهبر ارکستر را دوست نداشته باشند، اما هرگز رهبر ارکستر را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنند. این که نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران میانگین سنی جوانی دارند بسیار جالب است و به نسبت میانگین سنی‌شان، ساختار قابل قبولی دارند. در جهان امروز انرژی جوانی بسیار کارساز است. خیلی وقت‌ها مفهوم باتجربگی به خمودگی و خستگی و بی‌رمقی تشبیه می‌شود. حس رقابت همواره مخصوص روحیه نوازندگانِ جوان است و این مسئله تاثیر خودش را در پیشرفت ارکستر می‌گذارد. من امیدوارم که انسجام ارکستر حفظ شود و با کمال میل علاقه‌مندم که دوسال یا سه سال دیگر، باز هم صدای ارکستر را بشنوم. کاراگینتینا در پایان گفت: رهبر ارکستر پیشانی و شاخصه‌ی اولیه ارکستر است. ثبات و دائمی بودن یک رهبر در طولانی مدت بسیار موثر است. البته که حضور رهبران مهمان در کنار ارکستر هم در پیشرفت ارکستر بسیار موثر است. هر ارکستر با ثبات رهبر دائمش و رهبران مهمانش می‌تواند به بلوغ برسد.


موسیقی ما – مارگاریتا کاراتیگینا معاون کنسرواتوار چایکوفسکی درباره سه اجرای اعضای منتخب ارکسترهای سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران در روسیه، گفت:  برنامه‌ کنسرت (قطعه‌هایی که اجرا شد) بسیار جالب بود و رپرتوار این کنسرت با هدف انتخاب شده بود. بسیاری از مخاطبان مانند من که از فرهنگ اسلاوِ شرق اروپا به دیدن این کنسرت آمده بودند، متوجه می‌شدند که یک فرهنگ اروپایی با فرهنگ ایرانی ترکیب شده است.

او ادامه داد: این موضوع از این منظر مهم است که قطعه‌هایی که از آهنگسازان روسی اجرا شد مربوط به مقطعی از فرهنگ اسلاوها می‌شود که یک پان‌اسلاوگرایی در شرق اروپا رواج داشته است که عنوانش اسلاوفیستا است که می‌شود با عنوان عشق و علاقه به نژاد اسلاو ترجمه‌اش کرد.اگر دقت کرده باشید در سالن انتظار کنسرواتوار چایکوفسکی تابلوی نقاشی بزرگی هست که در آن تصویر همه آهنگسازان فرهنگ اسلاو در مقاطع مختلف، حک شده است.

کاراتیگینا  همچنین گفت: آثار این آهنگسازان زمانی نوشته شده اند که روسیه برای ورود به جنگ بالکان با ترک‌ها آماده می‌شده است تا بخش‌هایی از بالکان که درگیر جنگ با ترک‌ها بوده‌اند را نجات دهد.به غیر از این ایده‌ی سیاسی که در آن زمان وجود داشت؛ ایده‌ای مبتنی بر سمفونی اسلاو در آن زمان شکل گرفت.

این معاون اضافه کرد: شهرداد روحانی به عنوان موزیسین و رهبر ارکستر سمفونیک تهران، از این مدل صوتی مشخص پیروی کرده بود که در آن روحیه حماسی و تصویری بالایی وجود دارد که در آن عناصری از موسیقی فولکلور اسلاو وجود دارد.ما از او قدردان هستیم که این قطعه‌ها را بار دیگر برایمان اجرا کردند؛ چرا که این آثار امروزه در روسیه بسیار کم اجرا می‌شوند.

او تاکید کرد: بخش دیگری از این کنسرت در کنتراست و نقطه مقابل این موسیقی بود که تفکر و نوع نگاه موزیسین‌های ایرانی را نشان می‌داد. در فضای موسیقی ایرانی ظرافت، ریتم، تصویرسازی و قرینه وجود دارد که در فرش و معماری و هنرهای سنتی ایران هم دیده می‌شود. در اینجا هم ارکستر سمفونیک تهران با اجرای آثار موزیسین‌های ایرانی این ویژگی‌ها را برای مخاطبان روسی ارائه داد.

کنسرواتوار چایکوفسکی ادامه داد: ما قرابت و نزدیکی فرهنگی‌مان با ایران را در اجراهای ارکستر سمفونیک تهران در روسیه، احساس کردیم، چرا که اشتراکات ذهنی و حسی ما در برداشت از موضوع‌های حماسه، قهرمانی و شرافت به هم نزدیک است.بنابراین فکر می‌کنم ایدئولوژی رپرتوار این کنسرت‌ها بسیار برنامه‌ریزی شده و درست بود. با توجه به اینکه نخستین سفر ارکستر سمفونیک تهران به روسیه بوده است و با توجه به شور و هیجانی که هم اکنون و هم‌زمان با روزهای جام جهانی فوتبال در روسیه وجود دارد، می‌توان گفت که رپرتوار انتخابی برای اجرا در روسیه بسیار مناسب بود.

کاراتیگینا  درباره اجرای مسکو نیز گفت: در ارتباط با کنسرت مسکو بازتاب‌های خوبی را دریافت کردیم و نکات مثبتی درباره این اجرا به گوش ما رسید. امضای شخصی در شیوه‌ رهبری شهرداد روحانی وجود دارد. برخورد و تعامل‌شان با موضوع صدا و دیالوگ و گفت‌وگویی که با نوازندگان دارند مربوط به خودشان هست و امضای شخصی دارد.

او اضافه کرد: حرکات و تکنیک‌های رهبریِ ایشان (شهرداد روحانی) بسیار مفهوم و روشن است و برای کسانی که اهل موسیقی هستند بسیار شفاف و مشخص است.سرنوشت و تقدیر ارکستر از نظر تاریخی برای ما روشن است که همواره بین رهبرهای مختلف دست به دست شده و ثبات لازم را نداشته است. متاسفانه همین مسئله باعث شده که حس یک واحد مشترک که باید بین ارکستر و رهبرش وجود داشته باشد، در ارکستر دیده نمی‌شود. این مسئله از نظر تاریخی باید شکل بگیرد که متاسفانه در ارکستر سمفونیک تهران اینگونه نیست.

این معاون کنسرواتوار بیان کرد: سنتی در همه ارکسترهای جهان وجود دارد که مربوط به ارتباط رهبر و نوازندگان است؛ نوازندگان ارکستر همواره حس تنفر و محبوبیت را نسبت به رهبر ارکستر دارند. یعنی همزمان از رهبر ارکستر متنفرند و در عین حال بسیار او را دوست دارند و ستایش می‌کنند. نوازندگان ارکستر با وجود اینکه ممکن است در لحظاتی رهبر ارکستر را دوست نداشته باشند، اما هرگز رهبر ارکستر را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنند.

وی تاکید کرد: این که نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران میانگین سنی جوانی دارند بسیار جالب است و به نسبت میانگین سنی‌شان، ساختار قابل قبولی دارند. در جهان امروز انرژی جوانی بسیار کارساز است. خیلی وقت‌ها مفهوم باتجربگی به خمودگی و خستگی و بی‌رمقی تشبیه می‌شود. حس رقابت همواره مخصوص روحیه نوازندگانِ جوان است و این مسئله تاثیر خودش را در پیشرفت ارکستر می‌گذارد.

او در پایان نیز گفت: من امیدوارم که انسجام ارکستر حفظ شود و با کمال میل علاقه‌مندم که دوسال یا سه سال دیگر، باز هم صدای ارکستر را بشنوم.رهبر ارکستر پیشانی و شاخصه‌ی اولیه ارکستر است. ثبات و دائمی بودن یک رهبر در طولانی مدت بسیار موثر است. البته که حضور رهبران مهمان در کنار ارکستر هم در پیشرفت ارکستر بسیار موثر است. هر ارکستر با ثبات رهبر دائمش و رهبران مهمانش می‌تواند به بلوغ برسد.


موسیقی ما – به نقل از روابط عمومی بنیاد فرهنگی هنری رودکی، این بنیاد به عنوان متولی تالار وحدت سالانه پذیرای ده‌ها همایش و رویداد ملی و بین اللملی است، گرچه اولویت اصلی اجرای رویدادها در تالار وحدت، برنامه‎های فرهنگی فاخر است اما با توجه به کنسل شدن برنامه موسیقی توسط برگزار کنندگان به دلیل همزمانی با جام جهانی و پتانسیل بالای این تالار، مجموعه فوق در زمان‌هایی که تراکم برنامه‌های فرهنگی کم دارد، از دیرباز در اختیار فعالان بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی در جهت برگزاری همایش‌ها قرار می‌گیرد.

این موضوع از یک طرف نیاز مجموعه‌های مختلف را در خصوص ارائه برنامه در یک تالار فاخر بر طرف می‌کرد و از سوی دیگر کمک‌رسانی به اقتصاد فرهنگ بود و موجب می‌شد با تقویت توان مالی بنیاد رودکی به شکل غیر مستقیم تسهیلاتی در اختیار مجموعه‌های هنری قرار بگیرد و دست بنیاد رودکی در ارائه تسهیلات به گروه‌های هنری بازتر باشد.

برگزاری همایش فروشگاه فوق نیز بر همین مبنا صورت گرفت؛ هر چند این بنیاد معتقد است در خصوص ارائه امکانات تالار وحدت به مجموعه برگزار کننده دقت و مطالعه لازم صورت نگرفته و بخش مسئول این حوزه در بنیاد رودکی کوتاهی کرده است.

بنیاد فرهنگی هنری رودکی در ماه‌های اخیر به عنوان یکی از متولیان حوزه موسیقی، آماده سازی و اجرای سرود تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران در روسیه را بر عهده داشت. مسئولیتی بزرگ که برای نخستین بار، در پیوند موسیقی و ورزش، اتفاقی نو را رقم زد و موسیقی ایران و هنر نوازندگان ایرانی را در صحنه بین‌المللی عرضه کرد.

بنیاد رودکی، معتقد است علیرغم تمام تلاش‌هایی که در چند ماه اخیر توسط این بنیاد صورت گرفته و بخشی از توان بنیاد را به خود مشغول کرد، اما لازم بود درخصوص اجرای همایش فوق دقت و مطالعه بیشتری صورت می‌گرفت و از این جهت به صورت رسمی از تمامی دلسوزان و علاقمندان تالار وحدت عذرخواهی می‌کند.

بنیاد رودکی همچنین قدردان اصحاب رسانه به عنوان چشمان بینای جامعه است و اعتقاد دارد نقد و نظر سازنده اصحاب رسانه به اعتلای جامعه و بهبود فرایندها کمک می‌کند.

شب های نوستالژی در تالار وحدت

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : سه شنبه ۵ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – کنسرت ترانه‌های قدیمی توسط گروه کُر آوای ماهان، تک‌خوان‌ها و ارکستر پاپ کلاسیک به رهبری نیما فاتحی و سرپرستی فرهاد میرمحمدصادقی اجرا می شود.
به گزارش بنیاد رودکی، در این کنسرت که به صورت سریالی در سال‌های گذشته از سال ۹۴ در تالارهای ایوان شمس و وحدت تهران برگزار و با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شده است، قطعاتی قدیمی از موسیقی‌های دهه‌های ۵۰ تا ۸۰ اروپا و آمریکا از افراد و گروه‌هایی مانند الویس پریسلی، فرانک سیناترا، گروه بانی ام، گروه آبا، ژو داسن، دوریس دی، ری چارلز، بیتلز و آلبانو کاریسی با تنظیمی جدید اجرا می‌شود.
این قطعات برای یک ارکستر بزرگ، شامل یک گروه سازهای زهی، گروه سازهای بادی برنجی در کنار ساکسیفون و فلوت، ارکستر پاپ شامل درامز، بیس، پرکاشن، پیانو و گیتار و یک گروه کُر ۲۵ نفره به‌همراه تک‌خوان‌ها، توسط نیما فاتحی و فرهاد میرمحمدصادقی تنظیم شده است و در هر کنسرت با رپرتواری متفاوت روی صحنه می‌رود.
قطعات این کنسرت علاوه ‌بر اینکه برای نسل‌های گذشته آشنا و خاطره‌انگیز است، برای نسل جدید نیز می‌تواند هیجان‌انگیز و رمانتیک و درعین‌حال نو باشد. در برگزاری کنسرت‌های ترانه‌های قدیمی به پارامترهای بصری مانند طراحی لباس نوازندگان و خوانندگان بر اساس مدهای آن دوران، طراحی صحنه، دکور و نور نیز توجه ویژه‌ای شده است تا بیننده کنسرت را با نوستالژی‌های گذشته پیوند بزند.
نیما فاتحی، رهبر و مدیر هنری کنسرت ترانه‌های قدیمی، می‌گوید: هدف ما در اجرای این کنسرت‌ها این است که علاوه‌بر بالابردن سطح فرهنگ شنیداری جامعه، مخاطبانمان را با رپرتواری جدید و جذاب، ارکستر و گروه کُر بزرگ و باکیفیت، تنظیم‌های زیبا و هیجان‌انگیز و جلوه‌های بصری ویژه شگفت‌زده کنیم و شبی خاطره‌انگیز برایشان بسازیم. به‌جرئت می‌توان گفت گروه موسیقی‌ای به این گستردگی و تنوع سازبندی به‌ ندرت در ایران اجرای برنامه داشته است.
گروه کُر آوای ماهان به رهبری نیما فاتحی تاکنون اجراهای متعددی در تالارهای مختلف کشور و همچنین جشنواره‌های داخلی داشته است. این گروه در دو دوره از جشنواره موسیقی فجر رتبه‌های اول و دوم را کسب کرده است و همچنین در عرصه بین‌المللی موفق به دریافت افتخارات باارزشی برای میهن شده است. از این افتخارات می‌توان به آخرین فستیوال بین‌المللی گروه‌های کُر در پاییز ۹۶ در سریلانکا که در آن موفق به دریافت دو مدال نقره شده است، اشاره کرد.
در کنسرت پیش‌روی ترانه‌های قدیمی، پدرام نیک‌نفس، شهره خیری، محمد حقیقی، حمید خسروشاهی، پرنیان روحانی، حانیه آملی، مهراوه موسوی، نهال فلاحتی، نشاط اکبری، مریم جلالی، نگین آقامحمدی، میشکا داورپناه، النا یزدانبخش، فرناز ساحری، مهسا دهکردی، صبا دلداده، بهار اصل‌کدخدازاده، پگاه علایی، تارا بخت‌طالع، علیرضا بهروزی، شایان عدالت‌منش، مصطفی کرامت، پدرام شهیدی، علی باقری، امیر خلیقی، نوید توحیدی، نیما گوران، سینا حقگو و امیرحسین احمدی گروه خوانندگان تک‌خوان و کُر را تشکیل می‌دهند.
گروه ارکستر شامل نوازندگانی مانند دانیال جورابچی، رایین نورانی، علیرضا فواکهی، برهان همتی، رکسانا ریحانیان، آناهیتا ایزدی‌پارسا، همایون هاشم‌زاده و آرمین قضاتی در بخش سازهای زهی، علی ضرابی، بابک میردادیان، سیامک کریمپور، افشار حشمتیان، علیرضا مهدی‌زاده و حمید خسروشاهی در سازهای بادی و فرهاد میرمحمدصادقی، پگاه هراتی، سامان بهشتی، علی خدیوی، شایان دیانتی و آیدین شفایی در بخش سازهای گروه پاپ هستند و بابک صفرنژاد نوازنده افتخاری این کنسرت در یکی از قطعات خواهد بود.

منبع: 

خبرگزاری ایرنا


موسیقی ما – شاید اگر چند سال گذشته که ارکسترها سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران به خاطر شرایط بد مدیریت به حالت نیمه‌تعطیل درآمده بودند، گفته می‌شد که روزی این ارکسترها اجراهای موفقی را در یک کشور مهم روی صحنه می‌برند، کمتر کسی این مسئله را باور می‌کرد، اما خوشبختانه این رؤیا با کمک معاونت هنری وزارت ارشاد و بنیاد رودکی به واقعیت تبدیل شد و اکنون ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران نه تنها دارای روح و جریان هستند بلکه به تازگی اجراهای ویژه‌ای در روسیه برگزار کردند.

اعضای منتخب ارکسترها به رهبری شهرداد روحانی و فریدون شهبازیان به خوانندگی سالار عقیلی، همزمان با برگزاری جام جهانی فوتبال در روسیه سه اجرا در سه شهر سنت پترزبورگ، مسکو و کازان با حضور حداکثری تماشاگران روسی داشتند. در در این گزارش شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران، فریدون شهبازیان رهبر ارکستر ملی ایران و علی‌اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی درباره کمیت و کیفیت اجراها صحبت کرده‌اند:

بهترین اجراهای ارکستر سمفونیک

شهرداد روحانی درباره این اجراها گفت: می‌توانم با اطمینان خاطر بگویم که این سه اجرا بهترین اجراهایی بودند که ارکستر سمفونیک تاکنون داشته است. این تنها حرف نیست و خوشبختانه از تمام این اجراها فیلم گرفته شده است و هر بیننده‌ای با دیدن آن به صدق حرف من خواهد رسید.

رهبر ارکستر سمفونیک تهران ادامه داد: ما در کنسرواتوآر چایکوفسکی به‌صورت حرفه‌ای این برنامه‌ها را به‌صورت صوتی و تصویری ضبط کردیم که حتماً منتشر خواهد شد. سوای این‌ها، تمام این برنامه‌ها به‌صورت خصوصی یا توسط خبرنگاران حاضر در سالن ضبط و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که بازتاب خوبی نیز داشت.

روحانی همچنین گفت: ارکستر در سالن‌های معتبر و شناخته‌شده روسیه مانند کنسرواتوار چایکوفسکی، فیلارمونیک سنت پترزبورگ و همین‌طور سالن کازان آرنا که جزو بهترین سالن‌های این کشور محسوب می‌شود، روی صحنه رفت و به گفته اشخاص غیر ایرانی که حضور پیدا کرده بودند، همگی ارکستر سمفونیک تهران را تحسین کردند.

رهبر ارکستر سمفونیک تهران تأکید کرد: البته به نظر من دلیل اصلی این موفقیت نوازنده‌ها هستند که تمام تلاش خود را کرده و اعتبار بسیار خوبی برای کشورمان کسب کردند.

2809991

روحانی اضافه کرد: پس از بازگشت تمرین‌های ما شروع خواهد شد و دو هفته بعد نیز در تاریخ‌های ۱۴ و ۱۵ تیر در تالار وحدت اجرا داریم. در این برنامه یک سولیست پیانوی بسیار جوان، پیانیستی که پدرش اتریشی و مادرش پیانیست ایرانی است، کنسرت پیانوی راخمانینف شماره ۲ را اجرا خواهند کرد. علاوه بر این دو هفته بعد ارکستر سمفونیک با رهبری مهمان ایرانی برنامه اجرا خواهد کرد.

او در پایان گفت: ما اخیراً ضبط دو قطعه جام جهانی را با ارکستر سمفونیک انجام دادیم که سی‌دی‌های آن منتشر شده است. به ‌طور کلی برنامه‌های ارکستر سمفونیک معمولاً ضبط تصویری و صوتی شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

حمایت مالی شرط اصلی برای انجام کارهای بزرگ است

فریدون شهبازیان رهبر ارکستر ملی ایران هم درباره کیفیت اجراها گفت: اجرای ارکسترها از نظر من خوب و راضی‌کننده بود، اما اجرا تنها این نیست که ما برویم روی صحنه یک اثر را به اصطلاح بنوازیم و تمام شود. در واقع هر اجرا شامل خیلی از مسائل است، نظیر این که نوازنده آرامش داشته باشد و از نظر موزیکالیته بتواند کار را درست انجام بدهد و از نظر کیفیت کار خوبی را ارائه دهد وگرنه نواختن چند نت کار سهلی بود که همه می‌توانند این کار را انجام دهند.

او ادامه داد: ما یک مقدار از نظر کیفی مشکل داشتیم که طبیعی است چون ما در سفر بودیم و در کشور غریبه برنامه داشتیم، اما روی‌هم‌رفته من از اجراها به‌خصوص از اجرا در شب سوم خیلی راضی هستم.

شهبازیان همچنین گفت: ارکستر ملی ایران برای دو شب اجرا به مناسبت هفته فرهنگی ایران در آذربایجان هفته آینده از طرف وزارت ارشاد و آقای دکتر صالحی وزیر ارشاد عازم باکو می‌شود. یک اجرا برای افتتاحیه در شب جشنواره هفته فرهنگی ایران و یک اجرا هم در شهر گنجه برای مردم داریم که امیدوارم اجرای خوبی را شاهد باشیم. البته ما پیش از این تمریناتمان را با خواننده و ارکستر انجام داده‌ایم و همه چیز آماده است. امیدوارم این برنامه هم مثل اجراهای مسکو رضایت‌بخش باشد.

رهبر ارکستر ملی ایران در بخشی از صحبت‌هایش به اهمیت حضور اسپانسر مالی اشاره کرد و گفت: ما چهار ماه پیش به مسکو آمدیم و تفاهم‌نامه امضا کردیم و پس از چهار ماه کار را عملیاتی کردیم، همان اتفاقی که در مورد ایتالیا و سایر کشورها افتاد. لذا داشتن برنامه‌ریزی درست، مدون و حامی مالی شرط اصلی برای انجام کارهای بزرگ است.

ما تمام تلاشمان را کردیم

علی‌اکبر صفی‌پور مدیر عامل بنیاد رودکی نیز درباره کیفیت برنامه‌ها در روسیه گفت: این سؤال باید از مخاطبان و کسانی که تمام اجراها را دیدند، پرسیده شود چرا که ملاک ارزیابی آن‌ها هستند تا خود ما. من به‌عنوان مدیر این بخش تنها صحبتی که می‌توانم داشته باشم این است که ما تمام تلاشمان را کردیم تا اجراهای حساب‌شده تعریف‌شده و متنوع را در سه تا شهر داشته باشیم و کسانی که می‌آیند بتوانند توانمندی ارکسترهای ما در موسیقی کلاسیک غربی، موسیقی ایرانی را – که هم با سازهای ایرانی و هم غربی اجرا می‌شود – و هم توانایی‌های خوانندگان ایرانی را ببینند.

139703301214593014483154

او ادامه داد: ما در سنت پترزبورگ ۱۴۰۰ صندلی در شهر مسکو ۱۸۰۰ صندلی و شهر کازان که یک مقدار کوچک‌تر بود ۸۰۰ صندلی در اختیار داشتیم که همه آن‌ها پر شده بود. این در حالی است که همزمان خوانندگان ایرانی دیگری هم در همین زمان در این شهرها برنامه داشتند. بر اساس اطلاعاتی که من به دست آوردم آن‌ها در اجراهایشان جای خالی زیادی داشتند و این نشان‌دهنده استقبال از برنامه ما است. علاوه بر این مسئله مهم‌تر این است که اکثر مخاطبان حاضر در سالن خارجی بودند و این علاقه به ایران و موسیقی ایرانی، به‌ویژه در سطح ارکسترال در شهر مسکو را – که یکی از مراکز اصلی است – نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که کار بسیار خوب و مناسبی به وقوع پیوست.

صفی‌پور ادامه داد: این اتفاق زمانی افتاد که ما چند هدف‌ مشترک داشتیم، به صورتی که بتوانیم از تیم ملی کشورمان حمایت کنیم، در کنار فوتبال، هنر ایرانی را داشته باشیم و هم این که مخاطبان ما صرفاً ایرانی و روسی نباشند و حتی افرادی که از جاهای دیگر برای تماشای بازی‌ها به استادیوم‌ها می‌آیند بتوانند از برنامه‌های ایران استفاده کنند.

مدیرعامل بنیاد رودکی اضافه کرد: برداشت من این هست که این کنسرت‌ها کاملاً جهانی و بین‌المللی بود، به‌ویژه اینکه با تماشای ویدئوهای اجرا شاهد حضور شرکت‌کنندگانی از مکزیک تا آسیای شرقی و جاهایی مختلف در سالن‌ها بودیم که این برای ما یک امتیاز و دستاورد است. پیام‌هایی که حداقل من از کسانی در حوزه موسیقی در روسیه فعال هستند، دریافت کردم نشان می‌دهد که خیلی از این افراد اصلاً باور نمی‌کردند که ما در کشورمان چیزی به‌عنوان ارکستر داشته باشیم، چه برسد به این که قطعاتی را روی صحنه و در بهترین سالن‌ها اجرا کنیم، در نتیجه این بهترین و امتیازاتی بود که کسب شد.

او تأکید کرد: البته نباید فراموش کنیم که این اولین تجربه ما در روسیه بود. امیدوارم این تجربه در کشورهای دیگر تکرار شود و کارهای بهتری را شاهد باشیم.

صفی‌پور ادامه داد: با نگاهی به گذشته و توجه به این مسئله که این ارکسترها سال‌های قبل مرده محسوب می‌شد، امروز شاهدیم ارکسترهای ما زنده است و برنامه‌های بین‌المللی اجرا می‌کند. این اتفاق بزرگ‌ترین حرکت در تاریخ حیات ارکستر به شمار می‌رود.

او همچنین گفت: قطعاً هر مجموعه برای پویایی بیشتر و اینکه بتواند وظایف خودش را به‌خوبی انجام دهد نیازمند برنامه‌ریزی است، برنامه‌ریزی یعنی این که شما بتوانید کار و تولید کنید و در نهایت تمرین و اجرا مداوم داشته باشید. این را هم در نظر داشته باشید که این کار تعطیلی ندارد چرا که اگر تعطیل کنیم دوباره به نقطه سر خط باز خواهیم گشت. اگر می‌بینیم معاون کنسرواتوار مسکو در سخنرانی خود اعلام می‌کند که بالاخره بعد از ۱۵۰ سال انتظار ارکستر ایران آمد و نواخت به چه معناست؟ یعنی که ما نباید در یک ایستگاه ایستاده و فکر کنیم کار ما به پایان رسیده است، مطمئناً بنیاد رودکی برنامه‌های متنوعی را در ادامه خواهد داشت و تمام تلاشمان را می‌کنیم تا در کشورهایی که امکانش فراهم هست بتوانیم توانمندی‌های خودمان را نشان دهیم و در حوزه‌های آموزش و ارتقا سطح نوازنده‌ها و بهبود روزبه‌روز آن تلاش کنیم. بنیاد رودکی برنامه‌ریزی استراتژیک دارد و این برنامه راهبردی در تمام بخش‌ها هست که فقط یک بخش آن ارکستر است.

ارکستر+سمفونیک+در+روسیه+2

صفی‌پور درباره نقش مدیریتی خود در انجام این پروژه گفت: من در کنار همکارانم کمترین سهم را داشتم. من فقط وظیفه هماهنگی را انجام دادم چون کار به‌صورت جمعی انجام می‌شود. هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند کاری انجام دهد و همه در کنار هم می‌توانند کار را جلو ببرند و یک مجموعه را تکان بدهند، یعنی مدیر عالی مجموعه وظیفه هماهنگی دارد و باید بتواند مذاکرات را به نتیجه برساند. شخصاً روحیه‌ای دارم که می‌گویم کاری را که انسان شروع می‌کند باید به بهترین شکل به پایان برساند.

مدیرعامل بنیاد رودکی در پایان درباره ادامه حضور خود در این بنیاد، گفت: این اختیار طبق قانون به عهده وزیر محترم فرهنگ و ارشاد است. بنده دو سال پیش اول تیرماه حکم خود را از دکتر جنتی به‌عنوان مدیرعامل بنیاد دریافت کردم. طبق اساس‌نامه بنیاد، مدیریت این مجموعه دو ساله است، در نتیجه در حال حاضر مدیریت من به پایان رسیده است و از این پس اختیار در ید وزیر محترم ارشاد خواهد بود و مطمئناً ایشان بهترین تصمیم را خواهند گرفت.


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A