دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید - میم موزیک - صفحه 7 از 103 - دانلود آهنگ ایرانی, دانلود آهنگ شاد, دانلود آهنگ جدید

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما در هنر، ورزش، سیاست و… پسرهایی هستند که راه پدر را ادامه می‌دهند. آنها گاهی موفق می‌شوند و بر اعتلای نام پدر می‌افزایند و گاهی هم شکست می‌خورند. هنر ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و خصوصاً در موسیقی پسرهای زیادی هستند که پا در مسیر پدر گذاشته و موفق هم شده‌اند.
اما برادران شجاع‌نوری داستان متفاوتی دارند و مسیر پدرشان را ادامه ندادند. پدری که با نقش عبدالله مسیحی در فیلم سینمایی خاطره‌انگیز «روز واقعه» در ذهن مخاطبان ماندگار شد و بعد از آن هم انتظار می‌رفت که با توجه سوابق هنری و مدیریتی او، فرزندانش وارد عرصه سینما شوند. اما این اتفاق رخ نداد و «طاها پارسا» و «رضا شایا» سراغ موسیقی رفتند و بدون تکیه به نام و اعتبار پدر موفق هم شدند. آنها گروه «دنگ‌شو» را تأسیس و کارشان را از اجراهای کوچک آغاز کردند اما رفته‌رفته موفق به برگزاری کنسرت‌های بزرگ در ایران و کشورهای دیگر شدند.
 
همین داستان متفاوت پسرهایی که در مسیر پدر نرفتند اما موفق هم بودند بهانه‌ اصلی ما برای گفت‌وگو با خانواده شجاع نوری بود. برای اولین بار علیرضا شجاع نوری به همراه پسرانش طاها پارسا و رضا شایا مهمان دفتر سایت «موسیقی ما» بودند و برایمان روایت جالبی از گذشته تا امروز گفتند.
 
 

  • * در برخورد با پدر و پسرهای هنرمند، همیشه این‌طور حس می‌کنیم که انگار پدرها فرزندان خود را به سمتی که دوست داشتند و نتوانستند به آن برسند هدایت می‌کنند. در مورد طاها و پارسا هم اینطور بود؟ یعنی شما خودتان علاقه ویژه‌ای به موسیقی داشتید؟

علیرضا شجاع‌نوری: من به موسیقی علاقه‌مند بودم و حسرت نوازندگی هم داشتم اما هیچ‌وقت آنقدر پایمردی نداشتم که یک ساز را به طور کامل پیگیری کنم. هر ترم که برای هر ساز شهریه‌ای پرداخت کردم نتوانستم آن ترم را به پایان برسانم! به خاطر دارم که سراغ گیتار و سه‌تار و چند ساز دیگر رفتم. اما این علاقه آنطور نبوده  که آرزوی اولم باشد. من هم پدرانی را دیده‌ام که پسران خود را به سمت چیزی که به آن نرسیده‌اند هدایت می‌کنند ولی از این کار خوشم نیامد. یک ورزش به نام «کِرلینگ» هست که وقتی گوی از ابتدای مسیر رها می‌شود، سایر شرکت‌کننده‌ها فقط وظیفه دارند مسیر این گوی را صیقل دهند تا راهش را به راحتی طی کند. من هم دوست داشتم این کار را انجام دهم تا فقط مسیر بچه‌ها صیقل پیدا کند.
 

  • * چه اتفاقی افتاد که بچه‌ها سمت موسیقی رفتند؟

علیرضا شجاع‌نوری: دورانی که جنگ بود و بچه‌ها کوچک، من به اقتضای شغلم به سفرهای خارجی زیادی می‌رفتم. یکی از سوغاتی‌های من برای طاها و شایا که گاهی اوقات تهیه و انتخاب آن یک روز از وقتم را می‌گرفت، موسیقی بود. از سمفونی تا آثار برخی گروه‌های جدید، موسیقی‌هایی بود که برای بچه‌ها به عنوان سوغات می‌آوردم. یک بار در حال گوش‌کردن یک قطعه بودیم و طاها گفت که این صدای چه سازی است؟ من هم گفتم که ساکسوفون است و او هم گفت که صدای این ساز را خیلی دوست دارم. در اولین فرصتی که امکان داشت برایش ساکسوفون تهیه‌ کردیم. به خاطر دارم که طاها در پیانیست شدن رضا نقش زیادی داشت و یک مرتبه از دور شنیدم که می‌گفت خیلی خوب است اگر تو پیانو بنوازی. فکر هم می‌کنم که او با استادش مشورت کرده بود.
 

  • * موسیقی که از ابتدا در خانه شما پخش می‌شد و بچه‌ها با آن بزرگ شدند چه آثاری بودند؟

علیرضا شجاع‌نوری: آثار محمدرضا شجریان قوت غالب موسیقایی خانه ما بود و کارهای شهرام ناظری را هم گوش می‌کردیم. سمفونی‌ها و موسیقی‌های حسین علیزاده را هم گوش می‌دادیم و در حقیقت موسیقی ایرانی، غالب بود. کم‌کم کارهایی نظیر «سلن دیون» و «پینک فلوید» هم از راه رسید. البته کارهای جَز و آثار «جان مک‌لافین» را هم گوش می‌کردم ولی قطعات غالبی نبود که در خانه گوش کنیم. کارهای راک را هم دوست داشتم ولی محیط خانواده چنین موسیقی‌هایی را نمی‌طلبید.
 

  • * پس دیکتاتور نبودید و موسیقی خانه را مدیریت می‌کردید!

علیرضا شجاع‌نوری: هیچ موسیقی را دیکته نمی‌کردم.

طاها: قبل از هر چیز باید از پدرم تشکر کنم که در این گفتگو با ما همراه بود چون ایشان تاکنون در هیچ مصاحبه‌ای با این شکل و شمایل در کنار ما حضور نداشتند. اما در مورد این بحث باید بگویم که پدرم بیشتر موسیقی گوش می‌داد و مادرم نوازنده گیتار بود اما پس از انقلاب، گیتارش را فروخت و موسیقی هم برای او به یکی از خطوط تقریباً قرمز تبدیل شد. غالب موسیقی‌هایی که پدرم گوش می‌داد و ما هم در کنارش می‌شنیدیم، کلاسیکال بود. یعنی در یک پکیج بتهوون و پاگانینی و شجریان با هم قاطی و همگی شبیه هم بود! گرافیک کارهای شجریان و گرافیک کارهای فون‌کارایان را هم به خاطر دارم.
 

  • * با این شرایط مادرتان موافق ورود شما به عرصه موسیقی بود؟

طاها: آن زمان مادرم چندان موافق نبود ولی الان مشکلی ندارد.

شایا: من و طاها آنقدر موزیک‌باز نبودیم که همه کارها را بشناسیم.

طاها: الان هم من این‌طور نیستم و همه کارها را نمی‌شناسم! مثلاً یک سال و نیم کاسِتی از «پینک فلوید» داشتم اما نمی‌دانستم پینک فلوید گوش می‌کنم. به خاطر دارم که در سال اول دانشگاه یکی از دوستانم کاستی را به من داد و گفت که این کنسرت خواننده محبوبش است. اما حقیقتاً شناختی از این خواننده نداشتم و تفاوتش را با خواننده دیگری متوجه نمی‌شدم!

علیرضا شجاع‌نوری: فکر می‌کنم نسبت به هم‌سن‌های خودشان موزیک‌هایی با تنوع و پراکندگی خوبی شنیده‌اند.

شایا: این‌که موسیقی امروز دنگ‌شو ناخودآگاه صدایش یک مقدار متفاوت‌تر است دلیل دارد. شما مدیرکل تأمین برنامه خارجی سیما بودید و همان ذهنیت‌ را نسبت به موسیقی هم اعمال می‌کردید. موسیقی‌هایی که شما می‌آوردید همگی قابلیت پخش در رسانه ملی را داشت اما خیلی خاص بود.

علیرضا شجاع‌نوری: این‌که می‌گویم برای انتخاب موسیقی یک روز را در کشور خارجی می‌گشتم به دلیل ذائقه خودم هم بود و کارها را به دقت گوش می‌دادم.

طاها: کاسِت اورجینال کارهای الکترونیکی که ده سال بعد از تلویزیون پخش می‌شد را ما در زمان انتشارش داشتیم و می‌شنیدیم.
 

  • * پدرها هرچقدر که بخواهند راه را برای فرزندان خود هموار کنند باز هم ته دلشان دوست دارند که آنها و خصوصاً پسرانشان در همان شغل بیایند و جایشان را بگیرند. شما از صمیم قلب همه چیز را به خودشان واگذار کردید؟

شایا: قبل از هر چیز بگویم که طاها قبلاً کار سینما انجام می‌داد و از بد حادثه وارد موسیقی شد! ]می‌خندند![

علیرضا شجاع‌نوری: باور ندارم که کسی می‌تواند جای شخص دیگری را بگیرد و حقیقتاً دوست داشتم که خودشان انتخاب کنند. تحصیلاتی که داشتند هم ارتباطی به موسیقی نداشت و در این زمینه هم مسیر خودشان را طی کردند. در حقیقت هیچ‌وقت بچه‌ها را مجبور به هیچ انتخابی نکردم.

طاها: یازده سالم بود که با پدرم به لوکیشن فیلم‌سینمایی «روز واقعه» رفتیم. پس از این‌که برگشتیم ساعت ۸ یا ۹ یک جمعه شبی بود و پدرم در دستشویی بودند. من رفتم پشت در و گفتم که کی می‌توانم وارد سینما بشوم؟! از همانجا گفت باشه، هر وقت شانزده ساله شدی می‌توانی به سینما بیایی! آن شب چیزی نگفتم و زمانی که شانزده سالم شد باز هم یک شب رفتم پشت در دستشویی و همان سوال یازده سالگی را طرح کردم! پدر بیرون آمد و گفت که چه بخشی را دوست داری و گفتم که برایم فرق ندارد. سپس من دستیار سوم تصویربردار در یک سریال شدم و این شروع فعالیت هنری من بود.
 

  • * چنین فعالیتی در شانزده سالگی با تحصیل تناقضی نداشت؟

طاها: چند ماه آخر دبیرستان که باید در کنکور ریاضی شرکت می‌کردم را با جدیت خواندم و درسخوان بودم. چون ریاضی و فارسی را صد در صد زده بودم، رتبه‌ام در هنر ۴۰ شد و به سینما رفتم. از طریق آن ریاضی به رشته شهرسازی رفتم. اما در دانشگاه رسماً به اندازه‌ای می‌خواندم و نمره می‌گرفتم که درسی را مردود نشوم و بقیه زمان‌ها فقط در پروژه‌های مختلف بودم.
 

  • * این تجربیاتی که در پروژه‌های مختلف کسب کردی در موسیقی هم برایت فایده داشت؟

شایا: من و طاها موزیسین نیستیم. پدر ما تهیه‌کننده بود و چیزی که ما یاد گرفتیم تولید آثار هنری است. اصلاً هنری را فراموش کنید، ما تهیه یک اثر را یاد گرفتیم. طاها آن زمان در سینما بود و الان در موسیقی است ولی ما یاد گرفتیم که کارمان یک خروجی داشته باشد.

طاها: مثلاً یکی از خواننده‌های سابق دنگ‌شو دانشجوی گرافیک بود و از ما پروداکشن و چیدمان گروه و تولید یک اثر موسیقی را یاد گرفت. کاری نداریم که خود هنر چیست ولی باید بدانید که چگونه گروه را بچینید تا بتوانید پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید داشته باشید. همه این موارد را فقط خودمان یاد نگرفتیم. پدرمان تهیه‌کننده سینما بود و از بچگی دیدیم و چنین پروسه‌ای را به چشم دیدیم. اعتماد به نفس اینکه ما می‌توانیم یک تیم باشیم و تولید کنیم را یاد گرفتیم و تمرین کردیم. این روزها گروه‌هایی در موسیقی هستند که پتانسیل دارند اما نمی‌توانند به فعالیت‌های خود نظم دهند و به خروجی برسند.

شایا: ما در گروه دنگ‌شو آثارمان را سینمایی تولید می‌کنیم. یعنی ما عملاً روند تولید یک فیلم کوتاه را طی می‌کنیم اما خروجی که داریم، یک قطعه موسیقی است.

طاها: راجع به آن بحث کِرلینگ باید بگویم که کِرلینگ مادر به گونه دیگری است. ما در دنگ‌شو استعداد انتخاب صداهای خاص را داریم و معمولاً صداهایی که در گروه ارائه می‌کنیم موفق هستند. چنین استعدادی به لالایی‌هایی که مادرم با آن صدای ژوست و زیبا برایمان می‌خواند باز می‌گردد. تصویر گیتار مادرم هنوز در ذهنم هست یا آستوریاس نواختن او را هنوز به یاد دارم. کِرلینگ او به شکل آوایی و روح موسیقی که در خونش جریان داشت به من رسیده است. اما یک پروسه دیگر هم داشتیم و من در هفت سال اولی که ساکسوفون تمرین می‌کردم هیچ تشویقی از سوی مادرم ندیدم. با این وجود نمی‌توانم بگویم که او برای ما کِرلینگی نداشته، فقط شکلش تفاوت دارد.

علیرضا شجاع‌نوری: سوغاتی‌های موسیقایی من برای بچه‌ها با هماهنگی مادرشان بود و آنطور نبود که ایشان مشکلی با این موضوع داشته باشد.
 

  • * تصورتان از بچه‌هایی که بزرگ خواهید کرد چه بود؟ بچه‌ها تبدیل به همان تصورات شما شدند؟

علیرضا شجاع‌نوری: هیچ وقت به طاها و رضا به عنوان بچه‌هایم نگاه نکردم و حس می‌کردم برادرانم هستند.

  • * از بیرون هم چنین حسی وجود دارد و دیده می‌شود.

اگر این‌طور باشد که خوشحال‌کننده است. واقعاً چنین حسی داشتم و اختلاف نسلی بین ما وجود نداشت. من چیزی زیادتر از بچه‌ها نمی‌دانم. مخصوصاً در این زمان که دسترسی به اطلاعات و تجربیات برای همه یکسان است. یک زمان شما اگر به سربازی می‌رفتید و می‌آمدید به اندازه یک دنیا با دیگران فرق می‌کردید. من تجربیات شخصی خودم را شاید بتوانم به آنها منتقل کنم و شاید هم این تجربیات فقط برای خودم مناسب باشد. این حس برادری بیشتر به دلم می‌نشیند و برایم جذاب است.

شایا: فکر می‌کنم این موضوع به بک‌گراند خودتان با پدرتان باز می‌گردد.

علیرضا شجاع‌نوری: اختلاف سنی من و پدرم زیاد بود و نمی‌خواستم چنین اختلافی را با بچه‌های خودم داشته باشم. به دلیل رشد و بلوغی که بچه‌ها داشتند من خیلی وقت‌ها در مشورت با آنها کم می‌آورم. از سوی دیگر هیچ وقت برایم عجیب نیست که از رضا یا طاها مشورت بگیرم و درست مثل زمانی است که از دوستان خودم مشورت می‌گیرم.

طاها: همین که بتوانید با استاد خودتان رابطه دوستانه داشته باشید باعث می‌شود چیزهای دیگری از زندگی او یاد بگیرید. رابطه من با خیلی از اساتیدم، به شکل استاد و شاگرد نبود و مثلاً با هم می‌رفتیم کوه و گپ می‌زدیم. در دوره‌ای که داشتم زندگی مستند آقای «رضا کیانیان» را کار می‌کردم، شکل کوه‌رفتن ما اینطور نبود که استاد و شاگرد یا پدر و پسر به کوه می‌روند. حالا اختلاف سنی من و پدرم خیلی کم است و ۲۶ سال اختلاف سنی داریم، در حالی که من دوستانی دارم که با آنها ۳۰ سال اختلاف سنی دارم. من و پدرم هم رابطه‌ای داشتیم که ابتدا دوستانه و سپس پدر و پسری بود.

شایا: برگردیم به سال ۱۳۷۱ که تازه من به اول دبستان رفتم. احتمالاً هرکسی نسبت به آینده فرزندانش یک تخیلی دارد. این‌که کار ما موسیقی است تا چه حد به تصورات و تخیلات شما نزدیک بود؟

علیرضا شجاع‌نوری: اصلاً فکر نمی‌کردم که تو و طاها موزیسین شوید و در یک گروه هم باشید. در گزینه‌هایم نبود.

رضا: احتمالاً دکتر و مهندس یا فیلمساز و وکیل از ذهن شما گذشته ولی موزیسین از ذهن شما نگذشته است.

علیرضا شجاع‌نوری: بله همینطور است.
 

  • * خوشحال هستید؟

علیرضا شجاع‌نوری: برای امروز پسرانم خوشحال هستم چون چیزی هستند که خودشان دوست داشتند. آن زمان اگر عقلم بیشتر بر من حاکم می‌شد، یک پا می‌ایستادم و می‌گفتم همین رشته‌هایی که خواندند را ادامه دهند. چون شهرسازی و وکالت، مشاغل تعیین‌کننده‌ای هستند.
 

  • * موسیقی تعیین‌کننده نیست؟

علیرضا شجاع‌نوری: به موسیقی و هنرپیشگی و این قبیل کارها در یک کلام، مطربی می‌گویند! حتی مصرف‌کننده‌های درجه یک تولیدات هنری هم متأسفانه این‌گونه تصور می‌کنند که به موسیقی می‌گویند حالا باشه برای بعد! یعنی محصولات فرهنگی و هنری جزئی از نیازهای ضروری روزانه نیست. به عنوان مثال این روزها یک آشنای وکیل داشتن برای مردم مهمتر از یک آشنای موزیسین است چون همه می‌خواهند شماره آن وکیل را داشته باشند. اما مثلاً کسی برای نیم ساعت معاشرت با حسین علیزاده دوندگی نمی‌کند.  اگر من یک مقدار بیشتر پافشاری می‌کردم، رضا رشته حقوق و طاها هم رشته شهرسازی را ادامه می‌داد ولی همیشه این کمبود موسیقی را در خودشان حس می‌کردند. یک بار با رضا نزد دکتر «لاهوتی» رفتیم و من گفتم که با برادرش یک گروه دارند و این پسرم پیانو می‌نوازد. دکتر لاهوتی ناگهان قلم را زمین گذاشت و گفت که از کودکی خیلی دوست داشتم ویولن بنوازم اما خانواده‌ام اصلاً موافق نبودند و اصرار کردند که درس بخوانم. دکتر لاهوتی گفت که ساعت کار مطب من از ۹ صبح است ولی برای پیداکردن جای پارک باید ساعت ۷ به اینجا بیایم، من ۷ می‌آیم و یک ویولن برای خودم خریده‌ام و هر روز صبح به مدت دو ساعت فقط صدایش را در می‌آورم. این صحبت دکتر لاهوتی شاهد حرف من بود و شاید رضا هم وکیلی بود که صبح‌ها یواشکی ویولن می‌نواخت!
 

  • * از سوی دیگر دکتر و وکیل و مهندس زیاد است اما موزیسینی که معروف باشد و روی استیج برود و کنسرت برگزار کند کم است.

علیرضا شجاع‌نوری: همین الان اگر دویست گروه دنگ‌شوی دیگر هم داشتیم باز هم من با رضا و طاها به همین شکل حال می‌کردم. چون آنچه در درونشان رخ می‌دهد و تولد یک اثر، حال خوبی دارد. مهندس‌ها هم زیاد هستند ولی در بین آنها هستند مهندسانی که با آنچه می‌سازند حال می‌کنند. طاها و رضا در حقیقت با کار خودشان زندگی می‌کنند. یک شب از سرکار آمدم که دیر وقت بود و خسته بودم. از اولین‌بارهایی بود که رضا و طاها به همراه هم پیانو و ساکسوفون می‌نواختند. نواختن آنها آن زمان خیلی حرفه‌ای نبود ولی ناگفته نماند که از همان ابتدا اساتید بسیار خوبی داشتند. آن شب دیدم که رضا و طاها به سختی در حال نواختن «ساری گلین» هستند چون هنوز حرفه‌ای نبودند. این اولین تولد از همکاری طاها و رضا بود و برای من به یک نهال یا شعله شمع شباهت داشت. برای من هم لحظه بسیار شیرینی بود. آرام‌ترین خواب‌های من که هنوز مزه‌اش زیر دندانم است برای مواقع تمرین‌های دو نفره طاها و رضا است که من در گوشه‌ای می‌خوابیدم و فقط صدای تمرینشان را می‌شنیدم. الان هم که سر تمرین بچه‌ها می‌روم، جوانه‌های درختی را می‌بینم که در آن زمان نهال بود.
 

  • شایا: پدر، پیش‌بینی شما درباره آینده دنگ‌شو چیست؟

علیرضا شجاع‌نوری: اگر پیش‌بینی من با آرزویم تطابق پیدا کند، یک تولد است که همینطور در حال ادامه پیداکردن است. عواطف و احساسات و اتفاقات بیرونی وارد مسیر شما می‌شود و در شما رسوب می‌کند و سنتز آن، ترانه‌های دنگ‌شو می‌شود. بچه‌ها معمولاً به اندازه‌ای که ترانه دارند آلبوم منتشر می‌کنند نه اینکه ابتدا تصمیم بگیرند آلبوم داشته باشند و بعد به سراغ ترانه بروند.

طاها:ما پنج سال ممنوع‌الکار بودیم و الان سه آلبوم جلو هستیم! الان مشکل داریم این سه آلبومی که عقب هستیم را چگونه منتشر کنیم!

علیرضا شجاع‌نوری:در زمانی که ممنوع‌الکار بودید آلبومی نداشتید پس یعنی این ترانه‌ها در آن زمان در حال تراوش بود و الان آماده هستند. میکل‌آنژ هیچ وقت به خاطر بازار مجسمه نساخت و چیزی را می‌دید و از آن الهام می‌گرفت و جوشش داشت. تا زمانی هم که این جوشش در دنگ‌شو وجود داشته باشد خوشحال هستم و کاری به آینده ندارم. اگر یک زمان بگویید که این موسیقی دیگر نمی‌آید و من حس کنم که این توقف در ادامه همان تولد است، مخالفت نمی‌کنم. در حقیقت مثل درختی می‌ماند که تا یک زمان گلابی می‌داده ولی از این به بعد سیب قرار است بدهد چون همان تولد را دارد ولی به شکل دیگری خواهد بود.

طاها:زمانی که صدای ساز را شنیدم و به آن علاقه‌مند شدم اصلاً نمی‌دانستم که چه شکلی است و این ساز چیست. این خاطره خیلی مینیمال است ولی جالب است. چون زمانی که از پدر پرسیدم اسم این ساز چیست و من دوستش دارم، او به ژاپن رفت و یک ساکسوفون یاماها خرید و برایم آورد. هنوز هم این برایم باارزش است که یک پدر برای علاقه فرزندش به ژاپن می‌رود و برایش ساز می‌آورد.

علیرضا شجاع‌نوری:حالت طاها هم در آن لحظه خیلی برایم جذابیت داشت. چون در حال نگاه به سقف و غرق در آهنگ بود و گفت که دوست دارم.
 

  • * اگر پسر علیرضا شجاع‌نوری نبودید الان گروه دنگ‌شو کجا بود؟

طاها: شخصیت حقیقی علیرضا شجاع‌نوری مدنظرتان است یا شخصیت حقوقی او؟
 

  • * از هر لحاظ چون فضایی اطراف او بوده که برای شما کِرلینگ داشته است. یک جاهایی آدم‌های خاصی را سر راه شما قرار داده است.

طاها: اگر بخش حقیقی علیرضا شجاع‌نوری مدنظرتان باشد شامل همان پدری می‌شود که برایم از ژاپن ساز آورد. او موسیقی‌های مختلف را برای ما می‌آورد و ما می‌شنیدیم و اگر این بخش را حذف کنیم دنگ‌شو وجود نداشت چون به هرحال تمام آن تغذیه‌ها باعث خروجی ما شد. اما از لحاظ حقوقی اگر پسر علیرضا شجاع‌نوری نبودیم جایگاه بهتری داشتیم. چون آدمی بودیم که می‌توانستیم حرف بزنیم و حرفمان را پیش‌ ببریم. در موارد زیادی آدم‌ها با ما کار نکردند چون پسر علیرضا شجاع‌نوری بودیم. اگر به عنوان یک فرد ناشناس سی‌دی را روی میز یک شخص قرار می‌دادیم، برخورد دیگری با ما داشت. مثلاً من نزد آقای «کیومرث پوراحمد» رفتم و نمونه کارهایم را ارائه کردم. اگر پسر علیرضا شجاع‌نوری نبودم آقای پوراحمد با شکل دیگری آن سی‌دی را بررسی می‌کرد و برایش هیجان‌انگیزتر بود. خود من الان می‌خواهم فیلم بسازم و پسر شما برایم یک‌ سی‌دی می‌آورد و یک جوان ناآشنا هم از شیراز آمده و سی‌دی خودش را ارائه می‌کند. شاید کار پسر شما بامزه‌تر هم باشد ولی در نهایت پسر شما است و کار او که از شیراز آمده برایم جذاب‌تر خواهد بود.
 

  • * پس اتیکت پسر فلانی بودن همیشه با شما بوده است.

طاها: برای این‌که اتکیت پسر علیرضا شجاع‌نوری‌بودن روی ما نباشد خیلی تلاش کردیم.

  • * این حس را راجع به پسر ناصر حجازی و احمدرضا عابدزاده تا پسر محمدرضا شجریان و شهرام ناظری هم می‌گویند. ولی اگر به کفه دیگر ترازو نگاه کنید قطعاً چیزهای زیادی برای شما داشته است.

طاها: داستان بخش حقیقی جدا است ولی در بخش حقوقی حاضرم قسم بخورم که هیچ‌چیز برای ما نداشت.
 

  • * مثلاً آقای آغداشلو یا رضا کیانیان با شما همکاری کردند.

طاها: آشنایی با آقای آغداشلو این‌طور بود که ایشان نمی‌دانستند من پسر علیرضا شجاع‌نوری هستم. من یک نقاشی داشتم و می‌خواستم تابلویم را ببینند. پس از اینکه نظر دادند یک نسخه از سی‌دی آلبوم تصویری ارسباران را به ایشان دادم و گوش کردند و دوست داشتند و سپس قرار گذاشتیم. در تماس اول فقط گفتم که یک تابلو دارم و می‌خواهم شما آن را ببینید.
 

  • * اینکه موسیقی فیلم بسازید یا در افتتاحیه‌ها و اختتامیه‌ها اجرا داشته باشید چطور؟ ارتباطی به پسر علیرضا شجاع‌نوری بودن نداشت؟

طاها: مثلاً ما آقای شاهسواری را از طریق پدرم می‌شناختم و از زمان بچگی دیده بودم اما در بُعد حقوقی، ایشان کار ما را شنیدند و شاید موسیقی دنگ‌شو تحت تأثیر قرارشان نداد. ولی صدای سپنتا بود که ایشان را تحت تأثیر قرار داد. آن زمان که صدای سپنتا در دنگ‌شو بود چند صدای سنتی به آن شکل در کنار ساکسوفون بود؟
 

  • * به عنوان مثال ساخت موسیقی برای فیلم «دونده زمین» هم ارتباطی نداشت؟

طاها: یکی دو مورد این شکلی داشتیم که پدرم تهیه‌کننده بودند و ما هم موسیقی ساختیم ولی مثلاً ساخت موسیقی برای فیلم‌سینمایی دونده زمین پله‌ای در پیشرفت ما نبود. در مقطعی که نیاز مالی داشتم آن پروژه باعث شد تا چند کار پراکنده انجام ندهم. راجع به اختتامیه‌ها و افتتاحیه‌ها هم برایم جالب است چون هر زمان که ایشان مسئول بودند ما نتوانستیم اجرایی داشته باشیم!

علیرضا شجاع‌نوری: با حرف‌های طاها موافقم. در بخش حقوقی من هیچ‌وقت طاها و رضا را به جایی تحمیل نکردم. بابت فیلم «دونده زمین» هم نظر خودم را تحمیل نکردم و کارشان را به آقای کمال تبریزی ارائه کردم و گوش دادند و تأیید کردند. حتی در مورد اختتامیه‌ها و افتتاحیه‌ها هم اعمال نظر کردم.

طاها: به وجود آمدن و بزرگ‌شدن دنگ‌شو خیلی شانسی بود! و نه تنها پدرم بلکه خودمان هم در آن هیچ نقشی نداشتیم. ما در جایی بودیم که به اینترنت پرسرعت دسترسی داشتیم و به شکل خیلی تصادفی تصمیم گرفتیم راش‌هایی که داریم را در یوتیوب آپلود کنیم. آن زمان کم‌کم فیسبوک در حال مطرح‌شدن بود و در همان مقطع چند نفر از آمریکا ویدئوهای ما را دیدند و دوست داشتند. پیشنهاد برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم به ما دادند و ما هم رفتیم. در اختتامیه‌ها و افتتاحیه‌ها اجرا داشتیم ولی بزرگ‌شدن دنگ‌شو برای تولد آلبوم «شیراز چل‌ساله» است و همه چیز به شکل تصادفی رخ داد. آن زمان هیچ‌کسی نه تنها نمی‌دانست که ما پسر علیرضا شجاع‌نوری هستیم، بلکه نمی‌دانستند من و رضا برادر هستیم!
 

  • * اغلب مهمانان کنسرت‌های شما هم سینمایی‌ها هستند و خیلی‌ها می‌گویند این مورد به دلیل این است که پسر علیرضا شجاع‌نوری هستید. خصوصاً هم که موزیسین‌ها خیلی کم به کنسرت‌های دنگ‌شو می‌آیند.

شایا: موزیسین‌ها خیلی از کنسرت‌های دنگ‌شو خوششان نمی‌آید!

طاها: دانشجوهای موسیقی زیادی را می‌شناسم که بین موسیقی‌های ایرانی امروز، دنگ‌شو را انتخاب می‌کنند.

علیرضا شجاع‌نوری: آقای «عباس کیارستمی» کارهای بچه‌ها را خیلی دوست داشت و دنبال می‌کرد و در کنسرت محک هم حضور پیدا کرد. درست است که من و آقای کیارستمی دوست بودیم ولی اگر بچه‌ها کاری به این شکل ارائه نمی‌دادند و چنین شخصیتی نداشتند قطعاً ایشان به کنسرت محک نمی‌آمد. چون آقای کیارستمی به خاطر اصرار کسی جایی نمی‌رفت.

طاها: آقای کیارستمی پس از کنسرت آمد و من را بغل کرد و گفت بی‌نقص بودید ولی فقط چشمت را موقع اجرا نبند. گفتند که پس از «خانه دوست کجاست؟» آدم‌هایی می‌آمدند و من را بغل می‌کردند و می‌گفتند که قبلاً این حس را تجربه نکرده بودیم. الان هم من به این دلیل تو را بغل کردم که قبلاً چنین حسی را تجربه نکرده بودم. این سکانس هیچ‌وقت از ذهنت پاک نمی‌شود چون ایشان یک اسطوره است و کاری را شنیده که هنوز کامل شکل نگرفته است. همین اتفاق از ذهن پاک نمی‌شود و آقای کیارستمی دیگر به هیچ کنسرتی نرفتند.
 

  • * سختی‌های قضاوت آدم‌ها باعث شد تا در دوره‌ای اصرار داشته باشید فقط به نام رضا شایا و طاها پارسا مطرح شوید و اسم خودتان را نگویید؟

طاها: الان اگر به خود شما بگویم که یک شخص می‌خواهد رهبر ارکستر و نوازنده پیانو دنگ‌شو شود فکر می‌کنی شجاع‌نوری برای کاراکتر هنری‌اش قشنگ‌تر است یا رضا شایا؟
 

  • * اگر از ابتدا چنین تصمیمی داشتید که درست بود ولی این اصرار برای چند سال اخیر است.

طاها: در سال ۸۲ به مدت یک سال کارگردان مجموعه سینما ۴ بودم و در تیتراژش اسم طاها پارسا نوشته شده است.

رضا: کلاً برخی اسم‌ها کاراکتر هنری دارند.
 

  • * این مورد هم احتمالاً به آن استعداد پروداکشن و علاقه به پروسه تولید باز می‌گردد.

طاها: یکی از تهیه‌کننده‌ها گفته بود که اسم خواننده‌ام را عوض کردم و من به او کاراکتر دادم. خود من خیلی دوست نداشتم الان و در زمانی که او با خواننده‌اش مشغول کار است چنین چیزی را بشنوم. اما حرفه و کارش این است و او چنین انتخابی داشته است.
 

  • * شما از همین نام خانوادگی شجاع‌نوری و جایگاه پدرتان و اقبال سینماگرانی مثل عباس کیارستمی می‌توانستید به شکل متفاوتی استفاده کنید تا برند خودتان را بزرگتر کنید. حتی در مواردی می‌توانستید این نام‌خانوادگی را برای خودتان پله کنید و خیلی‌ها اگر جای شما بودند چنین استفاده‌ای می‌کردند. چرا این کار را نکردید؟

طاها: دلیلش غرور جوانی است.

رضا: این موضوع در پدرم هم وجود داشت و ما به شکل ژنتیکی نمی‌توانیم از روابط استفاده کنیم!

طاها: اگر پدرم می‌خواست از روابط استفاده کند الان یک سیاستمدار بود چون در اقوامشان چندین نماینده و امام جمعه هست.

  • * آقا شجاع‌نوری خود شما هم می‌توانستید از موفقیت‌های فیلم «روز واقعه» استفاده کنید و حتی برایتان پولساز هم باشد اما بعد از آن بیشتر به کارهای اجرایی و تهیه‌کنندگی پرداختید. کلاً به شکل خانوادگی خیلی دنبال پولسازی نبودید!

علیرضا شجاع‌نوری: حقیقت این است که در آن زمان نبودیم. الان اگر بخواهیم در مورد رفتارهای پس از «روز واقعه» قضاوت کنیم علمی نیست. چون در زمان فیلم‌سینمایی «روز واقعه» استفاده از روابط، توهین و ضدارزش محسوب می‌شد. مثلاً اگر کسی برای دستمزد در آن دوره چانه می‌زد توهین بود.

طاها: مثلاً آقای شکیبایی و کیانیان طرفداران زیادی دارند ولی چون دوره آقای کیانیان کمی این‌طرف‌تر است، شرایط اقتصادی‌اش خیلی فرق دارد. فکر می‌کنم آقای شکیبایی کمی پرطرفدارتر هم بود اما چرخش مالی که آقای کیانیان برای خودش ساخته کاملاً متفاوت است و دلیلش هم این است که در زمانی کمی جلوتر از آقای شکیبایی قرار دارند. در زمان حیات آقای شکیبایی هیچ وقت ایشان روی بیلبورد نرفتند ولی الان می‌بینیم که آقای کیانیان روی بیلبورد هستند. حتی به خاطر دارم که چندی پیش آقای مشایخی هم روی بیلبورد بودند پس زمان یک سری شرایط و محاسبات را تغییر داده است.

علیرضا شجاع‌نوری: آن زمان مثل این بود که همه ملت ایران برای عبادت وارد یک مسجد شده بودند. کفش‌هایمان را درآورده بودیم و خودمان مشغول عبادت بودیم. ندا آمد که کفش یک نفر را بردند و چندی بعد گفتند که کفش‌ها را دارند می‌برند اما باز هم بی‌اهمیت بودیم. چندی بعد ندا آمد که جلوی مسجد کفش می‌دهند ولی باز هم بی‌تفاوت بودیم و مدتی گذشت و گفتند که جلوی مسجد ماشین می‌دهند. در این صورت حواسی برای عبادت نمی‌ماند اما نسل بعدی می‌گوید که چرا شما وارد مسجدی شدید که در آن هیچ چیز نمی‌دادند؟ حقیقت این است که آن زمان قرار نبود در مسجد چیزی بدهند ولی خیلی‌ها این روزها می‌گویند اگر در مسجد ماشین ندهند نمی‌رویم. سوال شما در مورد ارتباطات و روابط هم به همین شکل است. به خاطر دارم یک زمان در تلویزیون بودم و گفتند که ۳۵۰ متر زمین رو به روی سازمان می‌دهند. اگر کسی می‌گفت آن زمین را می‌خواهم خجالت‌آور بود و اتفاقاً دنبال کسی می‌گشتند که این زمین را بگیرد! الان نمی‌توانم قضاوت کنم.

طاها: از هر جهت اگر بشمارید ما یکی از پنج گروه اول ایران هستیم ولی این مشکلی که می‌گویید کاملاً درست است و وجود دارد. باید یک سیستم مدیریتی درست داشته باشیم تا نخواهیم مدام آزمون و خطا داشته باشیم. مثلاً «علی اوجی» دوست خوب من است اما او نمی‌تواند کار دنگ‌شو را انجام دهد. بحث این نیست که توانایی ندارد ولی جنس این کار نیست. اِیجنت‌هایی هم نداریم که بتوانم از بین آنها انتخاب دقیقی داشته باشم. در ایران همه چیز به شکل دیگری است و زیرساخت دقیقی وجود ندارد. گروه دنگ‌شو بحث مدیربرنامه را در ایران پررنگ کرد و گاهی اوقات «صمد طالقانی» جای ما مصاحبه می‌کرد و کلاً مدیربرنامه تا آن زمان به این شکل بولد نشده بود. اما هنوز هم خودمان دچار مشکل هستیم و ما نباید به دنبال ایجاد سیستمی برای پول درآوردن از اتفاقات باشیم. ما باید روی موسیقی‌های خودمان متمرکز باشیم و مدیربرنامه از موقعیتی که داریم استفاده کند. «حمید خسروبیگی» که با ما کار کرد تجربیات زیادی کسب کرد و از نسل جدید بود و امیدوارم که چند سال بعد مدیربرنامه‌های کارکشته زیادی داشته باشیم.
 

  • * یک سوال مهم در مورد دنگ‌شو این است که موسیقی‌هایش تصویر دارد و پدری دارند که تهیه‌کننده است اما چرا موزیک ویدئویی برای دنگ‌شو تولید نمی‌شود؟ گفتید که روابط ندارید اما شما هیچ‌وقت تمایل نداشتید برای بچه‌ها موزیک ویدئو تولید کنید؟

علیرضا شجاع‌نوری: یکی دو مرتبه پیشنهاد همکاری دادم ولی خیلی استقبال نشد!

شایا: پدر خاطره‌سازی نکنید! ]می‌خندند[

طاها: ما در همکاری با پدر خیلی خوب نبودیم!

علیرضا شجاع‌نوری: یک زمان می‌توانستم در بخش بین‌الملل مدیر برنامه‌های گروه باشم ولی دیدم که اینطور حالشان بهتر است و بهتر دنگ می‌شوند و اصرار نکردم.

طاها: خیلی وقت‌ها ساختن ویدئو برای موزیکی که تصویر می‌دهد سخت‌تر است. تا کنون با کارگردانان زیادی جلسه داشتیم و در وهله اول موزیکی را انتخاب می‌کنند که تصویر بیشتری دارد اما بعد می‌بینند که ساختن تصویر برای آن کار سخت‌تر است. واقعیت این است که ما عجله نداریم و تازه در حال پیداکردن ثبات‌های اولیه هستیم. خواننده ایرانی بخش مهمی از دنگ‌شو است و الان هم به میلاد باقری رسیده‌ایم که با هم کار را جلو می‌بریم. از سوی دیگر مرتبه اول که از ممنوع‌الکاری خارج شدیم و در حال طی‌کردن روند ثبات بودیم ناگهان دوباره به دلیل رادیو جوان هشت ماه ممنوع‌الکار شدیم. مهم نیست که در سال سه یا سیزده کنسرت داشته باشید اما مهم این است که جلو می‌روید و سر زمان برنامه دارید. برای ما مهم این است که بتوانیم با ثبات به فعالیت‌ هنری خودمان ادامه می‌دهیم. در حال حاضر این‌که چند نفر به کنسرت دنگ‌شو می‌آیند برای ما تعیین‌کننده وجود دنگ‌شو نیست چون این گروه به هرحال وجود دارد و برخی قطعاتش تحت هر شرایطی در پلی‌لیست مخاطبان هست. تازه در حال ورود به دوره ثبات هستیم و به زودی ویدئوهای بیشتری هم خواهیم داشت.
 

  • * برای بخش پایانی هم از اتفاقات و آلبوم جدید دنگ‌شو بگویید؟

شایا: اواسط سال گذشته آلبوم «مدونای» را منتشر کردیم که خوشحالیم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و بازخورد خوبی داشت. بعد از آن هم موفق به برگزاری تور کنسرت‌هایمان در ایران و کشورهای دیگر شدیم. اما در حال حاضر مشغول تولید یک EP آلبوم هستیم. از سوی دیگر قرار است آلبوم «شیراز چل ساله» را هم برای اولین‌بار به صورت رسمی در ایران منتشر کنیم.

طاها: البته یک سورپرایز دیگر هم برای تابستان داریم که به زودی درباره آن اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.
 

  • * چندی پیش یک عکس با «ای ار رحمان» آهنگساز مطرح هندی که به ایران آمده بود منتشر کردید. قصد همکاری دارید؟

طاها: هنوز هیچ چیز قطعی نیست و دیداری داشتیم اما این نکته را مدنظر داشته باشید که دیگر نگاه دنگ‌شو محدود به مرزهای ایران نیست و به دنبال رقم زدن اتفاقات بزرگ هستیم.
 

  • * اگر صحبتی هم برای انتهای این گفت و گو دارید، می‌شنویم.

این روزهای مردم خوزستان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ شاید از دور نشود درباره درد به این بزرگی حرف زد اما مردم عزیز و دوست داشتنی خوزستان، تک‌تک شما را دوست دارم. شوه محبت کردن و شخصیتتان را دوست دارم. امیدوارم همانطور که بزرگترها می‌گویند صبری که این بار تلخ‌تر است میوه شیرین‌تری بدهد. امیدوارم…

جام شگفتی‌ها بدون بزرگان ادامه دارد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷


پیش‌بینی هنرمندان موسیقی از روز سوم مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۸ منتشر شد

جام شگفتی‌ها بدون بزرگان ادامه دارد

موسیقی ما پیش‌بینی اهالی موسیقی از سومین روز مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۸ منتشر شد. در بازی‌های امروز از ساعت ۱۸:۳۰ تیم‌های برزیل و مکزیک به مصاف همدیگر می‌روند و تنها نماینده آسیا در این مرحله یعنی ژاپن از ساعت ۲۲:۳۰ با بلژیک دیدار می‌کند. مسابقاتی که شاید همانند دو روزگذشته مرحله یک هشتم نهایی شاهد شگفتی هم باشد. در دو روز اول مسابقات مرحله یک هشتم نهایی تیم‌های بزرگ پرتغال، اسپانیا و آرژانتین بود که همگی شانس بالایی برای قهرمانی در جام داشتند. حذف این تیم‌ها باعث شد تا اغلب صد هنرمند حاضر در اولین رقابت بزرگ پیش‌بینی «موسیقی ما» موفق به کسب امتیازات بالایی نشوند. البته چند موزیسین هم پیش‌بینی‌های دقیقی داشتند و موفق به کسب امتیاز ۱۰ شدند.
 
در ادامه می‌توانید جدول پیش‌بینی هنرمندان موسیقی از رقابت‌های روز سوم مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۸ را ببینید. همچنین شما هم می‌توانید پیش‌بینی خود از مسابقات امروز را در قسمت نظرات همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت کنسرت خواننده محبوبتان شوید.

.

 

 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»


موسیقی ما – دومین آلبوم از مجموعه دوازده‌تایی «روایت‌ها» که در قالب دستگاه‌ها و آوازهای ردیف موسیقی ایران اجرا می‌شوند به همت موسسه «پرده هنر موسیقی» تابستان امسال منتشر خواهد شد و این در حالی است که نخستین روایت یعنی «روایت ابوعطا» پاییز ۹۴ روانه بازار موسیقی شده بود. 

امیرعباس ستایشگر (مدیر موسسه پرده هنر موسیقی) در این باره توضیح داد: مجموعه «روایت‌ها» از اوایل سال ۹۴ توسط موسسه ما راه‌اندازی شد که ایده و پرداخت آن هم تماما از سوی خودمان بود. اولین آلبوم ما هم در پاییز همان سال با عنوان «روایت ابوعطا» منتشر شد و محمدرضا ابراهیمی با ساز عود، احسان ذبیحی‌فر با ساز کمانچه، سیامک جهانگیری با ساز نی و بنده با ساز سه‌تار هر کدام روایت شخصی خود را از ابوعطا ارائه دادیم. این پروسه در حالی طی شد که هیچ‌کدام از هنرمندان اثر قطعه یکدیگر را تا قبل از انتشار نشنیده بودند.

او ادامه داد: مجموعه «روایت‌ها» یک مجموعه دوازده‌تایی خواهد بود و هر آلبوم سه تا چهار اجرا از هنرمندانی را در بر می‌گیرد که رها از قید هر غرضی به روایت خود از آنچه می‌اندیشند، می‌پردازند. این روایت‌های شخصی و گوناگون تنها یک مشخصه ثابت دارند و آن هم روند دستگاه انتخابی برای هر اجراست.

ستایشگر همچنین توضیح داد: وفادار بودن به شاکله چیدمان دستگاه و سلسله درجات آن تنها مقوله‌ای است که زنجیر اتصال در این چند روایت محسوب می‌شود. آنچه مهم است، ارائه هنر تکنوازی به همراه محتوایی استوار بر پایه‌های موسیقی ردیف است که امروزه به سبب نبود درک صحیح از دالان‌های پیچیده ردیف رو به فراموشی است. مجموعه «روایت‌ها» در تلاش برای افراشته کردن چنین هنری است.

این هنرمند اضافه کرد: البته میان انتشار مجموعه اول و مجموعه دوم وقفه‌ای نسبتا طولانی افتاد و دلیلش کارهای زیادی بود که ما در این مدت منتشر کردیم. موسسه «پرده هنر موسیقی» طی این ۲ سال، ۱۵ آلبوم منتشر کرده و از طرفی فضا چندان آماده نبود، که در آن زمان روایت‌ها را ادامه دهیم؛ اما امسال ما ۳ مجموعه در هر فصل منتشر خواهیم کرد و دومین روایت برای انتشار در فصل تابستان آماده شده و مربوط به روایت «اصفهان» است. در روایت دوم یعنی اصفهان ۳ نوازنده بر اساس تجربه شخصی ساز زده‌اند. که ترجیحم این است درباره این ۳ نوازنده در آینده صحبت کنم.

ستایشگر در بخش دیگری از سخنانش گفت: هدف من از انتشار مجموعه «روایت‌ها» است است که طی سال‌های پیش رو مثلا ۱۰ سال یا ۲۰ سال دیگر، افرادی که می‌خواهند در حوزه موسیقی ایرانی تحقیق کنند، بدانند شاکله اصلی نوازندگی با نگاه به موسیقی دستگاهی در این سال‌ها که ما فعالیت می‌کنیم چگونه بوده است؟ به هر حال ما حدود ۴۰ نوازنده را با نگاه تالیف گونه، بیان شخصی و تجربیاتی که در حوزه تکنوازی داشته‌اند به «روایت‌ها» دعوت می‌کنیم که به یک جامعه آماری کامل در این حوزه برسیم و فکر می‌کنم این تعداد نوازنده تقریبا مجموع و معدل اصلی نگاه ما را به موسیقی در این دوره نشان دهد.

 


به سرپرستی آوا پازوکی

گروه موسیقی «آوای شورانگیز» در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می‎رود

موسیقی ما – گروه موسیقی «آوای شورانگیز» به سرپرستی آوا پازوکی ۱۵ تیر در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود. در این کنسرت که با گویندگی مریم واعظ پور همراه خواهد بود قطعات خاطره انگیزی همچون «نادیده رخت» و «آتش کاروان» از آهنگسازانی چون علی اکبر شیدا، روح ا… خالقی و علی تجویدی اجرا میشود.

آوا پازوکی و مهدی قاسمی خواننده، محمود نوذر قاضیانی نوازنده سنتور و همخوان، سعید فهیمی نوازنده نی و همخوان، آزاده لقاء نوازنده کمانچه و همخوان، نازیلا لقاء نوازنده تار و همخوان، سعید بهرامی نوازنده عود و همخوان، پوریا جنابی نوازنده تنبک و همخوان، اعضای گروه موسیقی «آوای شورانگیز» را تشکیل می دهند.

سرو ایرانی برای لوریس چکناواریان

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷


سومین دوره‌ی جایزه‌ی سرو ایرانی برگزار می‌شود

سرو ایرانی برای لوریس چکناواریان

موسیقی ما – سومین دوره آیین اهدای جایزه سرو ایرانی پنجشنبه این هفته، ۱۴ تیر برگزار می‌شود و لوریس چکناواریان دریافت‌کننده یکی از دو سرو این مراسم خواهد بود، دیگر دریافت کننده‌ی این جایزه سجاد آیدنلو (شاهنامه‌شناس و استاد دانشگاه) اهدا خواهد شد.

لوریس چکناواریان که اکنون ۸۱ سال دارد، در بروجرد از پدر و مادری ارمنی‌تبار زاده شد. او در وین و میشیگان تحصیلات خود را ادامه داده و بیش از ۷۵ اثر موسیقی ساخته و بارها در مهمترین‌ صحنه‌های موسیقی جهان به رهبریِ ارکستر پرداخته است.
 
دیگر برنده امسال جایزه سروِ ایرانی، سجاد آیدنلو، شاهنامه‌شناس جوان اهل ارومیه است. او ۳۸ سال دارد و هم‌اکنون از خبره‌ترین چهره‌های پژوهش‌های شاهنامه به شمار می‌آید. آیدنلو از ۱۸ سالگی به نوشتن مقالات تاثیرگذار در مجلات تخصصی و معتبر در زمینه ادبیات فارسی و شاهنامه پرداخته و هم اکنون بیش از ۱۵۰ مقاله و ۱۱ کتاب در کارنامه علمی او مشاهده می‌شود.

سومین آیین سروِ ایرانی روز پنج‌شنبه ۱۴ تیر ساعت ۱۷ در خانه اندیشمندان علوم انسانی تهران در خیابان نجات‌الهی (ویلا)، نبش ورشو برگزار خواهد شد.

جایزه سرو ایرانی نخستین جایزه غیردولتیِ میراث فرهنگی ایران، چهار سال پیش توسط انجمن‌های مردم‌نهاد فرهنگی و دانشگاهی بنیاد نهاده شده و در سال‌های گذشته از عبدالمجید ارفعی (ایلام‌شناس)، آیدین سلسبیلی (تصویرگرِ شاهنامه)، ژاله آموزگار (استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران) و میلاد وندایی (باستان‌شناس)، در دو گروهِ سنی بالای ۶۵ سال و زیر ۴۰ سال تقدیر کرده است.
 


آلبوم “تو مست‌تری یا من؟” داود آزاد به بازار آمد

موسیقی ما – آلبوم موسیقی “تو مست تری یا من؟” با خوانندگی داود آزاد و آهنگسازی جاهد محمدی، از سوی کانون فرهنگی نی داوود منتشر شد.

“تو مست تری یا من؟” با بداهه‌خوانی‌های کوتاه و تک‌نوازی سازهایی چون تنبور و عود، در قالب ۱۰ قطعه تصنیف و فضاهای بداهه با عناوین “قدحی در دست”، “قمار دیگر”، “بی پرده نهان مانده”، “خرقه و شراب”، “قدح اندر طرب”، “مست قلندر”، “بداهه نوازی عود”، “یک زمان هشیار نتوانم نشست”، “بداهه نوازی تنبور” و “هو المعشوق” به اجرا در آمده و داود آزاد آهنگسازی تصنیف “یک زمان هشیار نتوانم نشست” را هم بر عهده داشته است.

قطعات این مجموعه بر سروده‌هایی از مولانا، حافظ، عطار، شمس مغربی و سینا مشفقی شاعر و ترانه‌سرای جوان به اجرا در آمده است. استاد آزاد همچنین در این اثر به تک‌نوازی عود، جاهد محمدی تکنوازی تنبور و سینا مشفقی نوازندگی دف پرداخته‌اند.

ضبط اثر در استودیو پارس با صدابرداری و میکس و مسترینگ حمید عسگری صورت گرفته است. وفا، طراح گرافیک، مصطفی قاسمی، سعید مسلط و سهراب رستم پور، عکاسان و لیلا اصفهانیان و شیرین پژوهش مجریان طرح در این مجموعه همکاری داشته و انتشار آن از سوی کانون فرهنگی نی داوود زیر نظر منوچهر آزادی صورت گرفته است.

علاقمندان می توانند نسخه فیزیکی و اورجینال آلبوم موسیقی “تو مست‌تری یا من؟” با آهنگسازی جاهد محمدی و آواز داوود آزاد را از مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی تهیه و یا نسبت به خرید آنلاین و قانونی این اثر از طریق سایت ریتمو به آدرس www.ritmo.ir اقدام نمایند.


از ویوالدی تا فرسکوبالدی با کارگاه موسیقی باروک

موسیقی ما – رضا عسگرزاده سرپرست این گروه درباره این اجرا گفت: آنسامبل کارگاه موسیقی باروک گروهی متشکل از نوازندگان علاقه‌مند به موسیقی قدیم اروپا است که با هدف اجرای موسیقی دوره باروک با پایبندی به ویژگی‌های زیبایی‌شناختی این دوره تشکیل شده است.

او ادامه داد: رپرتوار آنسامبل کارگاه موسیقی باروک در این کنسرت شامل آثاری از اوایل دوران باروک تا اواخر این دوران است که با اجرای قطعاتی از آهنگسازان ایتالیایی تا انگلستان و آلمان همچون Frescobaldi, Vivaldi, Purcell, Babell, Telemann همراه خواهد بود.

عسگرزاده همچنین گفت: نوازندگان این آنسامبل از هنرمندانی هستند که آشنایی خاصی نسبت به اجرای موسیقی قدیم اروپا تا اوایل دوره کلاسیک به شیوه‌های اوتنتیک و اصیلش دارند و چهار سال پیش (تابستان ۹۳) برای اولین‌بار به شکل رسمی روی صحنه رفتند. گروهی متشکل از نوازندگان علاقه‌مند به موسیقی قدیم اروپا که با هدف اجرای موسیقی دوره باروک با پایبندی به ویژگی‌های زیبایی‌شناختی این دوره تشکیل شده است.

رضا عسگرزاده و فرهود بیگلربیگی (ریکوردر)، آیدین منعم (هارپسیکورد)، آنار اطاعتی (ویلنسل)، امیرحسین نوروز ناصری و پندار پارسی (ویلن) و ستاره بهشتی (ویولا) اعضای این گروه را تشکیل می دهند.

این کنسرت روزهای ۲ و ۲۳ تیرماه  طی دو شب ساعت ۲۰ در تالار رودکی برگزار خواهد شد.


به تهیه کنندگی مجید فلاح پور

گروه موسیقی «تیار» ۲۸ تیرماه در حوزه هنری روی صحنه می‌رود

موسیقی ما –  گروه موسیقی «تیار» به سرپرستی و نوازندگى دف و دايره‌ی «آیدا امیری مقدم» ۲۸ تیرماه در تالار سوره حوزه هنری به روی صحنه می‌رود. در این برنامه «حمیدرضا پنجه‌پور» و «امیر یوسفی‌نژاد» به عنوان خواننده  به اجرای نغمه‌های محلی ایرانی می‌پردازند؛ همچنین تنظیم تمامی قطعات توسط حسین فاضل و جمشید آقایی انجام شده است.

کنسرت گروه «تیار» در دو بخش شامل موسیقی‌های فولکلور کُردى، گیلکى، ترکى، لرى و سنتی‌های فاخر و شاد اجرا می‌شود.

آیدا امیرى مقدم (دف و دایره)، ساره اسدالهى (کمانچه)، یاسمن نجم‌الدین (قانون)، فاطمه دهقانى (عود)، گلناز خلیلى (تار)، لیدا باقرى (فلوت)، فریده سرسنگى (کوبه‌ای)، آناهيتا رمضانى (تار ) و نوازند ميهمان فرشته مبشرى(كمانچه) در این کنسرت نوازندگی می‌کنند و هاله خاورانى ، نسترن قوچانى و پرستو صابرى نیز همخوانی می‌کنند. کنسرت بزرگ گروه تیار ۲۸ تیرماه ۱۳۹۷در یک سانس ٢١:۳٠ در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند برای خرید بلیت‌ها با شماره رزرو بليت ٠٩٣٨١٥٧٣٨٠٩ و ٠٩٣٠١٢٢٦٤٨٤تماس بگیرند يا به سایت www.iranconcert.com مراجعه کنند.

«هنارس» در ژانر فولک لکی منتشر شد

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷


با صدای حسین رضا

«هنارس» در ژانر فولک لکی منتشر شد

موسیقی ما – آلبوم «هنارس» با صدای  «حسین رضا» – از خوانندگان اصیل ایرانی- درژانر فولک لکی منتشر و روانه بازار موسیقی کشور شد. این آلبوم شامل ۹ قطعه به نام‌های «هنارس»، «آمان گلیا»، «میمنای»، «هرنگ»، «آواز گلارا»، «پلامار»،  «چلسرو»،«چله‌بر» و  «سار خس» است و توسط شرکت «نوای زاگرس لرستان» منتشر شده است؛ آهنگسازی این قطعات را «حسین رضا » به عهده داشته، اما بخش تنظیم را «مهدی مرتضایی» و ترانه سرایی را «مرتضی خدایگان» به انجام رسانده‌اند.  

از دیگر اعضای این گروه می توان به همایون پشتدار (کمانچه، آلتو)، بابک پیمانی (تمبک،دف)، رضادربندی (تمبک، دف، دهل)، محمد ذوالنوری  (تنبور)، بهزاد رواقی ( تار، بم تار)، احسان عبدی پور (سرنا)، علی رضا عقیقی ( عود)، سالار غفار بجویی ( ویولن سل)، اشکان مرادی  (کمانچه، آلتو)، مهدی مرتضایی (سنتور) و مهرنوش مهرپویا (ویولا) اشاره کرد.

«حسین رضا» در محضر استادانی چون «محمدرضا شجریان» و  «حمیدرضا نوربخش» تعلیم دیده است و با پیشکسوتانی چون  «مجید درخشانی» و  «حسین پیرنیا» به فعالیت پرداخته است. او که پیش از این آلبوم‌های دیگری را نیز منتشر کرده است که از جمله آنها  «لحظه ناب»،  «فانوس شب آغوش» و  «شور بهاری» است. «حسین رضا» از دی ماه سال ۹۴ شروع به ضبط جدیدترین اثر خود یعنی آلبوم  «هنارس» در استودیو پژواک و نغمه سازان کرده است.

شش شب اجرای «ریچارد کلایدرمن» در تهران

دسته بندی : دانلود آهنگ ایرانی تاریخ : یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷


موسیقی ما – شش شب اجرای ریچارد کلایدرمن در حالی در تهران روی صحنه رفت و با استقبال دوستداران موسیقی رو به رو شد که اجرای برنامه این هنرمند جهانی اتفاقات و جریان‌های خبری فراوانی را به همراه داشت.

به گزارش «موسیقی ما»، پیانیست سرشناس فرانسوی تیرماه امسال پس از حرف و حدیث‌های فراوان سرانجام روی صحنه رفت و برگزاری شش شب اجرای برنامه در بزرگترین سالن کنسرت ایران و میزبانی نزدیک به هجده هزار نفر باعث شد این کنسرت درتیررس رسانه‌های داخلی باشد و نقطه نظرات و نقدهای مختلفی را باعث شود.
 

  • * رضا تاجبخش: ساده نوازی کلایدرمن سبب شده آثار او برای کسانی که نگاه تخصصی به موسیقی دارند زیبا و حتی تأثیرگذار باشد

روزنامه ایران در نخستین گزارشی که از اجرای کلایدرمن در ایران در شماره چهار تیرماه منتشر کرد، درباره این اجرا نوشت: «کلایدرمن با چهره‌ای مهربان و لبخندهایی که پس از هر اجرایش نثارمخاطبان می‌کرد، آنچنان با ذوق و اشتیاق می‌نواخت گویا این قطعات درلحظه خلق شده است و بعد ازهر اجرا برای مخاطبان ایرانی‌اش تمام قد ادای احترام می‌کرد و حاضران نیز با وجود آنکه بروشوری از قطعات برای آنها تعبیه نشده بود با تشویق‌های پی در پی ریچارد کلایدرمن را همراهی می‌کردند و بعضاً برخی از آثارآشنا جذابیت بیشتری برای آنها داشت مانند «قطعه تایتانیک» یا موسیقی فیلم‌هایی چون «جیمزباند»، «مأموریت غیرممکن»، «لئون»و… اما بخش ویژه این کنسرت اجرای قطعه«ای ایران» با پیانونوازی ریچارد کلایدرمن بود؛ اجرایی که حاضران در سالن ایستاده آن را زمزمه کردند و در ادامه با تشویق‌های بسیار کمال قدردانی خود را نسبت به این آهنگساز ادا نمودند.از دیگر نکات جالب این برنامه تقدیم پارتیتوریا برگه‌های نت به مخاطبان بویژه کم سن و سال‌ها بود که درخلال برنامه صورت گرفت. رضا تاجبخش آهنگساز، تنظیم‌کننده ونوازنده پیانو ایرانی که از میهمانان اجرای شب دوم کنسرت کلایدرمن بود درگفت‌و‌گو با «ایران» گفت: ای کاش درسال‌های گذشته این اتفاقات انجام می‌گرفت. متأسفانه یک تعداد افراد بدون آگاهی اظهار نظر و دخالت کردند و موجب کدورت و زیر سؤال بردن فرهنگ ایران شدند ،اما خدا را شکر با همکاری مسئولان آگاه در وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و وزارت امورخارجه سرانجام این اجرا صورت گرفت. تاجبخش سادگی دراجرا را مشخصه کار کلایدرمن عنوان کرد و افزود: این ساده نوازی سبب شده آثار او برای کسانی که نگاه تخصصی به موسیقی دارند زیبا و حتی تأثیرگذار باشد. البته این ویژگی درهنرمندان ایرانی هم وجود دارد اما بیشتردرگیر تکنیک شده‌ایم ولی به زمان خود و فراهم شدن شرایط فرهنگی این اتفاق خواهد افتاد و آرام آرام به سمت سادگی و روانی درکارخواهیم رفت.»
 

  • * شب ایرانی کلایدرمن

روزنامه شرق نیز در گزارشی که از کنسرت این هنرمند در تاریخ چهارم تیرماه منتشر کرد، درباره نوستالژی ذهنی ایرانی‌ها از این هنرمند نوشت: «کلایدرمن سال‌هاست که برای ایرانیان چهره‌ای نام‌آشناست و بسیاری با آلبوم‌ها و قطعات موسیقایی‌اش آشنا هستند. بنابراین آمدن او برای ما می‌تواند بسیار جذاب و حتی خوش‌یمن باشد؛ ازاین‌رو که داشته‌های بسیاری را می‌تواند به ما بدهد. هنوز خاطره آهنگ‌های ریچارد کلایدرمن از ذهن ایرانی‌ها پاک نشده است. سال‌های میانی دهه ۶۰ شمسی بود که این نوازنده فرانسوی با قطعات ساده، اما گیرای خود، بازار نوارهای کاستِ بی‌کلام را قبضه کرد. سیطره کلایدرمن تا سال‌های بعد هم ادامه یافت، حتی زمانی که سی‌دی‌ها وارد بازار شدند و دسترسی به اینترنت رواج پیدا کرد. مخاطبان ایرانی پس از آن هم آلبوم‌ها و قطعاتی مانند کاج نقره‌ای، ماه آتش، قلب طلایی، نامه‌ای به مادرم، خاطرات و کریسمس را از یاد نبردند. حال، سا‌ل‌ها از آن دوران پرخاطره گذشته و به نظر می‌رسد «شاهزاده عشق» (لقبی که در نیویورک به او دادند) همچنان درصدد است برای ایرانیان خاطره‌سازی کند.»
 

  • * یک استار تمام عیار

خبرگزاری صبا در گزارشی که در آن به نقاط مثبت و منفی اجرای کلایدرمن اشاره داشت، در این باره نوشت: «کلایدرمن در برقراری پل ارتباطی با مخاطبین خود استادی تمام عیار است. او تعامل حسی با تماشاگران را در خلال اجرا بخوبی بلد است. کما اینکه هر از چند گاهی پارتیتور یا برگه‌های نت هر قطعه را پس از پایان هر قطعه به یکی از تماشاگران برسم یادبود میداد. در این بین رقابت کودکانه حاضرین در سالن برای به دست آوردن این برگه‌ها در نوع خود جالب توجه بود.رپرتوار کنسرت تیرماه ریچارد کلایدرمن در تهران سالاد فصلی بود از قطعات قدیمی و جدید این هنرمند در کنار باز نوازی ها و باز تنظیمهایی که او بر روی مشهور ترین موسیقی های سینمایی از آثار سینمایی جهان انجام داده بود. قطعاتی مانند «جیمز باند» ، «سوپرمن«،«دزدان دریایی کاراییب»،«ادیسه فضایی»، «ماموریت غیرممکن»، «ادوارد دست‌قیچی»، «لئون»، «گیم آو ترونز».

این خبرگزاری در ادامه آورده: «صدا برداری ضعیف این کنسرت که خبر از ساوند چک شتابزده این کنسرت می‌داد آنگونه که باید و شاید به دل ننشست. ضعف عمده صدابرداری در صدابرداری از سازهای درامز و ویلنسل و مخصوصا گیتار آکوستیک از جمله ضعف های غیر قابل انکار صدابرداری در آن شب بخصوص بود. تا جایی که در کل کنسرت صدای ویلنسل ها و سمپلینگ های کیبورد سینتی سایزر به سختی قابل شنیدن بود.»
 

  • * ساعت‌های بی‌وزن و گرانسنگ عمر

گزارش کنسرت کلایدرمن در خبرگزاری پانا حاوی مطالب و بخش های جالبی بود که در بخشی از آن نیز آمده: «شرایط دشوار حضور هنرمندان تراز اول موسیقی دنیا در ایران باعث می‌شود موقعیت‌هایی همچون کنسرت ریچارد کلایدرمن در تهران به مجالی ارزشمند و فرصتی مغتنم برای دوستداران و فعالان این عرصه در کشور تبدیل شود؛ تا علاقه‌مندان علیرغم قیمت‌های سنگین بلیت از هرکجای این کشور پهناور رو به سوی تالار وزارت کشور آورند، تا ساعتی زیبا و خاطره انگیز را با نوای دلنشین موسیقی هنرمند مورد علاقه خود سپری کنند؛ و زندگی چیست جز برآیند همین ساعت‌های بی‌وزن و گرانسنگ عمر که خاطره می‌شوند، همچون نقاطی زرین بر دفتر عمر ناپایدار.»
 

  • * ماموریت غیرممکن

شش شب اجرای ریچارد کلایدرمن سر انجام در تهران روی صحنه رفت و با مروری جدی بر رسانه‌های داخلی می‌توان میزان واکنش‌ها به این کنسرت را به خوبی دریافت. عمده رسانه‌ها با استقبال از برگزاری این قبیل اجراها در ایران، ادامه این روند برگزاری کنسرت هنرمندانی در این سطح را به بهبود ذائقه موسیقایی مخاطبان موسیقی در کشور ربط داده‌اند. در این بین برخی رسانه‌ها نیز انتقاداتی را در خصوص گروه ارکستر و برخی موارد دیگر متوجه اجرا می‌دانستند.

مجید عبدی تهیه کننده این کنسرت در این باره معتقد است: «خوشبختانه تمام اتفاقات این کنسرت به اندازه‌ای خوی و قابل دفاع بود که انرژی خوبی از همه این اجراها گرفتیم و خوشحالیم که مورد توجه عموم مخاطبان قرار گرفته است. در یک قطعه صدای درامز به دلیل حضور نوازنده این ساز در جلوی سن و همراهی او با آقای کلایدرمن با ساز «هنگ درام» پخش شد و طبیعی ست که یک نوازنده که جزو ارکستر اختصاصی آقای کلایدرمن بود نمی توانست در یک لحظه دو ساز بزند. مخاطبان فهیم موسیقی در ایران استقبال با شکوهی از آقای کلایدرمن داشتند و این موضوع باعث شد ایشان با انرژی تمام ایران را ترک کند و حالشان خوب باشد و ماموریت غیرممکن آقای کلایدرمن که مشکلات فراوان در ایران روی صحنه رفت، سرانجام با همکاری تمام مدیران فرهنگی برگزار شد و از این موضوع احساس خوبی داریم.»

گفتنی ست گفتگوی اختصاصی سایت «موسیقی ما» با ریچارد کلایدرمن به زودی منتشر خواهد شد.


نظرات هنرمندان درباره مسابقات روز دوم مرحله حذفی جام جهانی منتشر شد

افزایش هیجان ‌پیش‌بینی هنرمندان موسیقی با دو برابر شدن امتیازات

موسیقی ما پیش‌بینی صد هنرمند موسیقی از روز دوم مرحله یک هشتم نهایی منتشر شد. امروز قرار است تیم‌های روسیه و اسپانیا از ساعت ۱۸:۳۰ و دانمارک و کرواسی از ساعت ۲۲:۳۰ به مصاف همدیگر می‌روند. مسابقاتی که شاید اگر پیش از جام جهانی ۲۰۱۸ در مورد آنها صحبت می‌شد راحت‌تر قابل پیش‌بینی بود. اما این جام تا الان نشان داده که واقعاً پیش‌بینی سخت است و در هر بازی باید منتظر یک اتفاق غیرمنتظره بود. این روند از مرحله گروهی ادامه داشت و شب گذشته با حذف دو تیم آرژانتین و پرتغال ادامه پیدا کرد و فوق ستاره‌های این دو تیم یعنی مسی و رونالدو با دست خالی به خانه برگشتند.
 
اما همزمان با شروع مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۱۸، رقابت پیش‌بینی هنرمندان موسیقی که به همت سایت «موسیقی ما» در جریان است رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. بر همین اساس از این مرحله امتیازات پیش‌بینی‌ها دو برابر شده و هر پیش‌بینی دقیق ۲۰ امتیاز خواهد داشت. پیش‌بینی تیم برنده با تفاضل گل صحیح ۱۴ امتیاز، پیش‌بینی تیم برنده با تفاضل گل غلط ۱۰ امتیاز و پیش‌بینی غلط هم ۴ امتیاز برای شرکت‌کنندگان خواهد داشت.
 
در ادامه می‌توانید جدول پیش‌بینی هنرمندان موسیقی از رقابت‌های روز دوم مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۸ را ببینید. همچنین شما هم می‌توانید پیش‌بینی خود از مسابقات امروز را در قسمت نظرات همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت کنسرت خواننده محبوبتان شوید.

.
 

 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»


از سوی شرکت «ندای چنگ» و پس از «بانوی زیبا»

قطعه «عاشقت شدم» با صدای آرشا رادین منتشر شد

موسیقی ما قطعه «عاشقت شدم» با صدا و ملودی «آرشا رادین» منتشر شد. ترانه این اثر توسط «سپیده صوری» سروده شده و «داوین» تنظیم‌کننده این قطعه است. آرشا رادین خواننده جوان و با استعدادی که به تازگی توسط شرکت فرهنگی و هنری «ندای چنگ» به مدیریت مجتبی شکوری و سعیید بنازاده ، وارد عرصه حرفه‌ای موسیقی شده است. او متولد ۱۷ آذر ۱۳۷۳ می باشد، که از سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرده است. اولین قطعه منتشر شده از او «بانوی زیبا» و دومین قطعه او به اسم «عاشقت شدم» که به تازگی از تمامی سایت های معتبر با مجوز رسمی منتشر شده است .
 
در ادامه می‌توانید قطعه عاشقت شدم با صدای آرشا رادین را از اینجا بشنوید و دانلود کنید.
 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»


شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷ – ۱۱:۴۶

بحث داغ این روزا، چشم انداز وضعیت اسفناک معیشتی اکثریت مردم هست، نه فالش بودن صدای خواننده ها، با احترام من فکر می کنم شما بعنوان یک رسانه فرهنگی وظایف وسیعتری به دوش دارین.


در شب موسیقی تالشی در فرهنگ‌سرای نیاوران:

بزرگداشت استاد «هادی حمیدی» و یادواره استاد قسمت‌خانی برگزار می‌شود

موسیقی ما – مراسم بزرگداشت استاد «هادی حمیدی» و یادواره استاد «قسمت‌خانی» دوشنبه ۱۱ تیرماه در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.

در این برنامه گروه موسیقی «کادوس» تالش به سرپرستی آرمین فریدی به روی صحنه میرود و چنگیز اقبالی تندیسی راکه از استاد هادی حمیدی ساخته رونمایی میکند. بخش دیگر از برنامه  به گرامیداشت استاد قسمت خانی، از هنرمندان به نام منطقه تالش، اختصاص یافته است.

موسیقی تالش از بکرترین و پیچیده ترین موسیقیهای قومی ایران است  و استاد هادی حمیدی از هنرمندان بزرگ آواز تالش به شمار میرود که با بزرگانی همچون عبدالله ملت‌پرست، فریدون شهبازیان و حسین علیزاده همکاری داشته است. استاد قسمت خانی یکی از افتخارات خطه تالش است. جای گرفتن در  حلقه ۳۶ استاد برتر موسیقی نواحی ایران در سال ۱۳۸۳، حضور در جشنواره  موسیقی فجر ۱۳۸۵، اجرا در جشنواره «آواهای روحانی زمین » فرانسه ۱۳۸۶ و کسب مقام نخست آواز نواحی ایران – جشنواره سراج خراسان ۱۳۸۷ و اجرا در جشنواره بزرگ فرهنگ ایران – بلاروس – ۱۳۹۰  از جمله توفیق‌های این هنرمند به شمار میرود.

«شب موسیقی تالشی» به همت بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران و فرهنگکده تالش ۱۱ تیرماه ساعت ۱۹ در فرهنگسرای نیاوران برگزار میشود و حضور در آن برای کلیه علاقمندان آزاد است.


به سرپرستی و خوانندگی علیرضا جعفرزاده

کنسرت گروه «دیاکو» در دستگاه‌های سه‌گاه و شور برگزار می‌شود

موسیقی ما – کنسرت گروه موسیقی «دیاکو» ۱۳ تیر ماه در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران ساعت ۹ شب برگزار می‌شود. این کنسرت در دو بخش به سرپرستی و خوانندگی علیرضا جعفرزاده در ژانر موسیقی کلاسیک ایرانی اجرا می‌شود. در این برنامه که در دستگاه‌های سه‌گاه و شور اجرا می‌شود آثاری جاودانه و قدیمی توسط این گروه بازسازی خواهد شد.

اعضای گروه عبارتند از عبدالله رودباری (سنتور)، احسان کلهر (ویُلن)، رضا راستی (عود)، محمدرضا طیار (تمبک).

علیرضا جعفرزاده متولد اصفهان، و دانشجوی کارشناسی موسیقی دانشگاه هنر است. از شش سالگی نزد پدرش که از شاگردان تاج اصفهانی بود، اصول آواز و مقدمات موسیقی را فرا گرفت. همچنین نزد اساتیدی چون سیدرضا طباطبایی، تقى سعیدى، محمدرضا لطفی، مظفر شفیعی، عبدالکریم پاك‌سیرت، و مجید کیانى به فراگیری موسیقی پرداخته است.


موسیقی ما – «فرهاد فخرالدینی» از اجرای قطعات خاطره‌انگیز هنرمندان نام آشنای موسیقی ایران در آکادمی فیلارمونیای آستانه خبر داد و با اشاره به اجرای ارکستر سازهای ملی در قزاقستان به این نکته اشاره کرد که مجموعه‌ای از کارهای اجرا شده، توسط ارکستر سازهای ملی، به دعوت آکادمی فیلارمونیای آستانه در قزاقستان اجرا می‌شود.

در این برنامه، قطعاتی خاطره انگیز از جمله بهار دلکش از درویش خان، بهار من از علی تجویدی، قطعه‌ای بی‌کلام از علی اکبر قربانی و حدود سه تابلوی بسیار زیبا از استاد ابوالحسن صبا اجرا می‌شود. در این اجراها، چند قطعه از آثار من، شامل “ابن سینا” و قطعه “موج” که اجراهای مختلفی با خواننده‌های متعدد داشته اند؛ نیز اجرا می‌شود.

فخرالدینی درباره نحوه اجرای آثار یاد شده در این برنامه گفت: «این قطعات قبلاً به شکل‌های مختلف تنظیم شده‌اند. به عنوان مثال چند تابلو از سوییت سمفونی ابن سینا است که علی اکبر قربانی به سازهای ملی برگردانده و با همان ارکستراسیون و ملودی‌ها به شکل جدیدی اجرا می‌شود؛ البته رنگ سازها در این اجراها اندکی عوض شده‌اند. ضمن اینکه علی اکبر قربانی آثاری را که قبلاً برای ارکستر موسیقی ملی نوشته شده و آماده بود؛ نیز برای ارکستر سازهای ملی تنظیم کرده است.»

این آهنگساز درباره ترکیب نوازندگان و نقش خود، یادآور شد: «انتخاب نوازنده‌ها بسیار حرفه ای انجام شده و به نظر می رسد، نوازندگانی با وجه اخلاقی و هنری مناسب در این گروه حضور دارند. در این ارکستر، علی اکبر قربانی به عنوان رهبر و من به عنوان ناظر در کنار کار، حضور دارم.»

فخرالدینی با اشاره به تمرینات ارکستر سازهای ملی برای اجرا در قزاقستان، بیان کرد: «روند کار تاکنون خوب پیش رفته و همه قطعات آماده شده است.  ما در هر جلسه تمرین، پیشرفت را لمس می‌کنیم زیرا هر کسی نسبت به کاری که انجام می‌دهد؛ متعهد است و در هر تمرین، آثار، زیباتر و احساسی‌تر نواخته می‌شوند. در قزاقستان گروه ارکستر سازهای ملی،  دو اجرا خواهد داشت که پیش بینی من استقبال از اجراهاست؛ زیرا موسیقی و صدادهی متفاوت سازهای ایرانی، نشان از یک فرهنگ موسیقایی خاص دارد. ارکستر سه شنبه ۱۲ تیرماه عازم قزاقستان است و ۱۳ تیر برنامه گروه با تمرین و بررسی سالن و امکانات، آغاز می‌شود. بررسی سالن قبل از اجرا، حتما باید انجام شود چون باید در پروسه اجرا، سازها را کاملاً هم سطح کنیم.»
 
فخرالدینی با اشاره به صدای ساز نی به عنوان بخشی از هویت موسیقی ملی گفت: «نی، سازی است که تقریباً بسیاری از کشورها آن را به شکل‌های مختلف اجرا می‌کنند اما همین نی می‌تواند مشخص برای معرفی داشته باشد به نحوی که وقتی نواخته می‌شود، همه بدانند متعلق به کجاست. این نوع شاخصه و ویژگی در نی ایران وجود دارد و این مساله بسیار مهمی است زیرا این نی بخشی از هویت موسیقی ماست که مثلاً در کار هنرمندانی چون استاد حسن کسایی خاص‌تر دیده می‌شود. داشتن این هویت نشان از یک فرهنگ دیرینه دارد. موسیقی  ایران مثل شعر ما پیشینه بسیار خوبی دارد. به این معنا که گوش کردن به موسیقی ایران از یک نوای با اصل و نسب نشان دارد و یک فرهنگ غنی در پشت آن است. موسیقی ایرانی همیشه تأثیرگذار است و زیاد تأثیرپذیر نیست. به این معنا که در هر کجا حضور دارد همه را به سمت خود جذب می‌کند و تفاوت‌ها خودنمایی می‌کند. موسیقی یکی از زیباترین راه‌ها برای بیان ارزش واقعی یک ملت در دنیاست. موسیقی می‌تواند نقشی مهمی در داخل و خارج از کشور داشته باشد. این مطلب را کسی می‌گوید که عمر خود را شبانه روز با موسیقی گذرانده است.»

در پی سفر وزیر فرهنگ و ورزش قزاقستان در تابستان ۹۶ و امضای تفاهم‌نامه همکاری فرهنگی هنری بین ایران و این کشور، همچنین سفر رهبران ارکستر دو کشور برای بررسی زمینه‌های همکاری، از ارکستر سازهای ملی برای اجرا در شهر آستانه و در قالب فستیوال “سرپر” دعوت شد. در پی این دعوت رسمی، ارکستر سازهای ملی، متشکل از سازهای ایرانی با نظارت فرهاد فخرالدینی، رهبری علی‌اکبر قربانی و خوانندگی وحید تاج در آستانه قزاقستان برنامه اجرا می کند. در این مراسم هفت ارکستر از آکادمی فیلارمونی آستانه و همچنین ارکسترهای ملی از چندین کشور از جمله کره، داغستان، مقدونیه و قرقیزستان برای اجرای برنامه دعوت شده‌اند.

ارکستر سازهای ملی به همت معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسسه توسعه هنرهای معاصر و  همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قزاقستان در تاریخ ۱۲ تا ۱۵ تیرماه جاری به قزاقستان سفر می کند و دو اجرا به دعوت آکادمی فیلارمونیای آستانه در این شهر خواهد داشت. این نخستین بار است ارکستری که تمام ترکیب آن را سازهای ایرانی تشکیل می‌دهند در خارج از ایران به روی صحنه می‌رود.


از سیناترا تا لئونادرد کوهن و الویس پریسلی

طنین قطعات خاطره‌ساز جهانی در تالار وحدت می‌پیچد

موسیقی ما – روزهای ۱۱ و ۱۲ تیرماه، تازه‌ترین کنسرت ترانه‌های قدیمی «Old Songs» توسط گروه کُر «آوای ماهان» با همراهی تک‌خوان‌ها و ارکستر پاپ کلاسیک به سرپرستی فرهاد میرمحمدصادقی و رهبری نیما فاتحی در تالار وحدت برگزار و قطعاتی از فرانک سیناترا، لئونارد کوهن، الویس پریستلی، ماری هاپکینز و… اجرا می‌شود.
 
این سومین سالی است که کنسرت Old Songs روی صحنه می‌رود و آنها قرار است در این اجرا همانند اجراهای گذشته، برخی ترانه‌های خاطره‌انگیز و نوستالژیکی که بین دهه‌های ۵۰ تا ۸۰ میلادی منتشر شده است را اجرا کنند. البته قرار است در این کنسرت شش قطعه جدید هم اجرا شود.
 
این قطعات برای ارکستر ۵۳ نفره بازتنظیم شده‌اند و قرار است در این اجرا، گروه کُر «آوای ماهان» و یک ارکستر ۲۰ نفره پاپ-کلاسیک موسیقی اجرا کنند. بابک صفرنژاد نیز با ساز هارمونیکا به عنوان نوازنده مهمان در این کنسرت گروه را همراهی خواهد کرد. پدرام نیک نفس، شهره خیری، محمد حقیقی و حمید خسروشاهی به عنوان خواننده و هم‌خوان در این کنسرت حضور خواهند داشت.
 
نیما فاتحی (رهبر گروه) علت انتخاب این آهنگ‌ها را از یک‌سو ماندگاری آن‌ها در ذهن علاقه‌مندان موسیقی و از سوی دیگر محتوای فاخر آنها می‌داند و می‌گوید: «در حال حاضر جهان به سمت مصرف‌گرایی رفته و برای همین جریانی به‌وجود آمده که در آن تولید محتوای اصیل در هنر به خاطر سرعت از نظر کیفیت دستخوش تغییر شده که این امر در تولید آثار موسیقایی هم دیده می‌شود. برای همین ما تصمیم گرفتیم با ترکیبی از آهنگ‌های قدیمی که تا به امروز همچنان طرفداران خود را دارد نشان دهیم و به این ترتیب علاقه‌مندان را در حال و هوای آثار ماندگاری که در گذشته خلق شده‌اند ببریم.»
 
گروه کُر آوای ماهان در سال ۸۶ به سرپرستی نيما فاتحی تشکيل شده و اجراها و افتخارات گوناگونی را تجربه کرده است که از آن جمله می توان به رتبه نخست جشنواره موسيقی فجر در سال ۹۳ و رتبه دوم همين جشنواره در سال ۹۰، کسب ديپلم های افتخار نقره و برنز در فستيوال کانتا آل مار اسپانيا، شرکت در فستيوال کوروفست استانبول بعنوان نماينده ايران، اجرای آوازهای رمانتيک (۱) و ترانه های قديمی (اولد سانگز) اشاره کرد.


موسیقی ما – رامین صدیقی از کنسرت ارکستر سمفونی ایران و اتریش (ارکستر آیسو) با اجرای آثاری از چهار هنرمند کلاسیک اتریشی و دو اثر از آهنگسازهای ایرانی یعنی نادر مشایخی و پیمان یزدانیان در تالار وحدت خبر داد.
 
رامین صدیقی در ‌باره این کنسرت که در تاریخ ۲۱ و ۲۲ تیر در تالار وحدت برگزار می‌شود به موسیقی ما می‌گوید: «تازه‌ترین پروژه «بازیِ گوش» به ارکستر «آیسو» با حضور یک رهبر مهمان یعنی پیتر زومرر  Peter Sommerer  تعلق دارد. درواقع امسال شصتمین سال تأسیس انجمن فرهنگی ایران-اتریش است و این ارکستر هم قرار است به همین مناسبت در تالار وحدت اجرا داشته باشد.»
 
مدیر نشر موسیقی «هرمس» درباره قطعات این کنسرت می‌گوید: «عموم قطعات از آثار کلاسیک آهنگسازهای اتریشی یعنی «یوهان اشتراوس»، «موتزارت»، «هایدن» و «شوبرت» خواهد بود و در کنارش، قطعات کلاسیک ایرانی که شامل آثاری از نادر مشایخی و پیمان یزدانیان است را هم اجرا می‌کنند. به این ترتیب قطعات figaro Overture، Emperor Walts، Death and the Maiden، Cello Concerto  و همچنین دو قطعه Mongolian و Symphony No.1 به ترتیب از نادر مشایخی و پیمان یزدانیان اجرا خواهد شد.»
 
در این کنسرت ماتیاس هوفمان Matthias Hoffmann به عنوان تک‌خوان باریتون حضور دارد.
 
ارکستر سمفونیک آیسو (ایران-اتریش) از سال ۱۳۸۵ در انجمن فرهنگی اتریش در تهران آغاز به کار کرد. مدیریت هنری این مجموعه بر عهده «کریستیان شولتز» -نوازنده‌ی ویولن‌سل و رهبر اتریشی- است که خود به عنوان مدیر اجرایی ارکستر سمفونیک وین، رهبر ارکستر در مدرسه موسیقی موتزارت در وین و نیز مدیر سری کنسرت های تحت عنوان «نوسانات» مشغول به کار است.

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت‌های این کنسرت که روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲ تیر، ساعت ۲۱:۳۰ به مدیریت هنری مازیار یونسی در تالار وحدت برگزار می‌شود، می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.


مستند “چاووش؛ از درآمد تا فرود” در گروه هنر و تجربه اکران می‌شود

موسیقی ما – سرانجام پس از مدت‌ها انتظار قرارداد اکران مستند “چاووش؛ از درآمد تا فرود” به کارگردانی آرش رئیسیان و هانا کامکار امضا شد تا این اثر از تیرماه راهی پرده نقره‌ای گروه “هنر و تجربه” شود.

این مستند که پروژه بزرگی در حوزه موسیقی است از سال ۸۱ وارد مرحله تولید شد و مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرد. “چاووش؛ از درآمد تا فرود” سرانجام پاییز سال گذشته برای اعضای کانون چاووش و برخی هنرمندان سرشناس دیگر نمایش داده شد و مورد استقبال قرار گرفت.

این مستند روایت مستندی از جوانان موسیقی‌دان در دهه پنجاه خورشیدی است که تلاش کردند گونه‌ای دیگر به موسیقی ایرانی بنگرند و امروز، اعضای آن همگی از بزرگان مسلم موسیقی ایرانند.

در “چاووش؛ از درآمد تا فرود” روند شکل‌گیری دو گروه شیدا و عارف و در ادامه تشکیل کانون چاووش و در نهایت دلایل از هم پاشیدگی آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در این مستند هنرمندان برجسته موسیقی شامل محمدرضا شجریان، زیدالله طلوعی، علی اکبر شکارچی، بیژن کامکار، حسین علیزاده، اردشیر کامکار، حمید متبسم، ارشد تهماسبی، شهرام ناظری، ارژنگ کامکار، هنگامه اخوان، عبداانقی افشارنیا، سعید فرج پوری، جمشید عندلیبی، محمد فیروزی، صدیق تعریف، مجید درخشانی، پشنگ کامکار، قشنگ کامکار، جمال سماواتی و هادی منتظری نکات گوناگونی را درباره کانون چاووش عنوان می‌کنند. همچنین برخی از این هنرمندان در طول فیلم تک‌نوازی‌هایی دارند.


شهرام شکوهی از بیمارستان مرخص شد / استراحت مطلق برای خواننده پاپ

موسیقی ما – شهرام شکوهی بعد حمله قلبی که شب دوشنبه ۴ تیرماه بر اثر هیجان ناشی از بازی تیم های ملی فوتبال ایران و پرتغال داشت، دیروز از بیمارستان مرخص  شد.

سپهر بیگلری مشاور هنری این خواننده درباره او به هنرآنلاین، گفت: همانطور که همه می دانید این اتفاق بخاطر استرس بالا برای بازی افتاد. شهرام بلافاصله به بیمارستان منتقل و بخاط وخامت شرایط بستری شد. یک سری آزمایش روی او صورت گرفت و بعد از ویزیت پزشک متخصص، برای اطمینان بیشتر از سلامت کامل، قرار شد چند روز بیشتر در بیمارستان تحت نظر باشد.

او ادامه داد: همزمان فشار خون بالای شهرام باعث نگرانی شدید پزشکان شده بود و در نتیجه با احتیاط و دقت بیشتر روند درمان را دنبال می کردند تا بتوانند این مشکل را حل کنند. حتی  پزشک جراح قلب که قبلا این خواننده را جراحی کرده بود بالای سر آمده و او را معاینه کرد.

بیگلری در پایان گفت: خدا را شکر روز به روز بهبودی بیشتری صورت گرفت و کم کم نگرانی ها از بین رفت و در نهایت با نظر کادر پزشکی و دکتر قلب با تجویز استراحت مطلق از بیمارستان مرخص شد، البته از روز شنبه باید حتما برای یک سری آزمایش ها و تکمیل مراحل درمانی مجددا به بیمارستان مراجعه داشته باشد اما فعلا خطر رفع شده است.

شکوهی قرار است چهارشنبه ۲۰ تیرماه در یک شب و دو سئانس در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران روی صحنه برود.


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A